فتاوی درست ، عملکرد نادرست

استفتایی که در زیر تصویر آنرا می بینید ، پرسشی است از مقام رهبری در خصوص آواز خوانی زنان که در سال 1370 به دستم رسید و قطعا سالهای قبل از آن منتشر شده بود. این فتوا در مجموعه ای از استفتائات  دیگر وجود دارد . با این استفتا ، تک خوانی  آواز زنان در موسیقی اصیل ایرانی ، مجاز است و هیچگونه ممانعتی بر آن مترتب نیست . سوال اساسی در اینجاست که با وجود تاکید بر وجوب تبعیت از رهنمودهای ایشان ، چگونه است که این مشکل ، هنوز که هنوز است در پنجه نگرشهای شخصی و غرضها و مرضها گرفتار است و چرا اجازه اجرای راحت و بدون دردسر به زنان که به نظرم قشر مظلوم عرصه آواز هستند داده نمی شود؟ واقعا چرا باید زنی که دارای صدای خوب و مستعد برای اجرای آواز ملی ایران است از دیدگاه عده ای ممنوع الصدا باشد. مگر از این فتوا بالاتر وجود دارد؟ چرا داعیه فرمانبرداری و مطیع بودن از رهبری وجود دارد ولی این فتوا به این واضحی و صراحت را ، کسی گوش نمیدهد؟

 

 

زنان نیمی از جامعه ما را تشکیل میدهند. در سالهای اخیر گرایش به هنر آواز ایرانی در بین جوانان نسبتا رو به رشد بوده است و در این وادی زنان بسیاری دارای این هنرارزشمند  می باشند و حتی در کلاسهای آواز هم شرکت میکنند. اما همه میدانند که ادامه فراگیری ارزشی ندارد و مسئولان دست پایین کشوراجازه اجرای آواز به آنها در کنسرتها را نمی دهند. حتی زنانی که در عرصه های بسیار بالاتری فعالیت دارند  نیز نمی توانند بدون مشکل هنر خود را عرضه کنند . استاد علیزاده با گروه هم آوایان آلبوم زیبایی همچون سرود گل اجرا میکند که این آلبوم می بایست متضاد با فتوای بالا اجازه انتشار نگیرد . این موضوع  مصداق همان ضرب المثل قدیمی  است که مفهوم آن این  مضمون است که شخص والا و بالاتری می بخشد و اشخاص رده پایین نمی بخشند !!

اسطوره های پیشین ، سایه ای بر هنرمندان امروز

از همه دوستداران و علاقمندان موسیقی و مراجعه کنندگان وبلاگ آواز درخواست میکنم این مطلب را با تامل بیشتری مطالعه کنند و حتما نظرات مرتبط و سازنده خود را در قسمت نظرها ارائه دهند تا به جمع بندی نهایی برسیم.

 

نوشتن مطلب حاضر  که در ذهن دارم یکی از دشوارترین نوشته هایی است که تا کنون قصد نگارش آنرا داشته ام . از انتخاب عنوان مطلب گرفته ، تا جمله بندی  ها و به خصوص رساندن مفهوم اصلی مورد نظرم که امر بر خوانندگان مشتبه نشود ، همگی حساس و مهم است. این نوشته را مدتها بود که می خواستم بنگارم ، تا اینکه نظر برخی خوانندگان در خصوص پست قبلی من که نگاهی کوتاه بود بر آلبوم آسمان ،  بر مقایسه این اثر و دستان خرده گرفتند ، با عث تسریع در این امر شد .

مطلب را با ارائه یک خاطره آغاز میکنم .  روزی در کلاس درس آواز وقتی صحبت از رجوع هنرجویان  به آثاری در دستگاه شور گردید ، مدرس ، برخی از آثار قدما نظیر ،استاد قمرالملوک وزیری ، استاد بنان و استاد ادیب خوانساری را به عنوان منابعی خوب و زیبا ذکر کردند. بنده نیز عنوان کردم که آلبوم یاد ایام نیز مرجعی خوب در دستگاه شور است که با واکنش استاد رو به رو گردید. وی عنوان کرد چرا نباید به سرچشمه رجوع کرد؟ چرا نباید آثاری را گوش داد که پدید آورنده یاد ایام ، خود ، از آنها الهام گرفته است تا آنرا پدید آورد ؟ما باید به اصل کارها مراجعه کنیم. قدما چیزهایی داشته اند که باید آنها را مد نظر داشت و آموخت  و....

این تفکر به طرز فزاینده ای در بین اهالی موسیقی وجود دارد و به نظرم یکی از مشکلات اساسی پیشرفت کند و عدم شکوفایی نسل حاضر در امر موسیقی و حتی میتوان به طور کلی گفت "هنر" است . مطلب اصلی من این است که ما میخواهیم تا ابد الدهر مراجع و منابع موسیقی خود را تغییر ندهیم ؟ آیا آن پیشرفتی که در دهه های گذشته حاصل شده است تا به نسل ما رسیده ، هیچ مرجعی نمیتواند برای رجوع ما باشد؟ شاید بتوان گفت اگر خیلی از هنرمندان قدیم از دنیا نرفته بودندو الان در بین ما بودند ، هیچگاه آثار آنها را به عنوان ماخذ ذکر نمیکردیم.اما چون الان نیستند و سالیان قبل از دنیا رفته اند میتوانند برای ما کلاس درس باشند. چرا که این امر را به وضوح میتوان در روش کار مدرسان موسیقی دید.

وقتی هنرمندان فعلی دهها بار و صدها بار به همین منابع قدیمی مراجعه کرده اند تا هنر خود را به شکل کنونی درآورده اند و حتی بسیاری از آنها کارهای آنها را تلفیق کرده و نو آوری هایی نموده اند چرا نباید از این تجارب و نو آوری ها استفاده کرد ؟  مثلا چرا باید برای بررسی و یادگیری دستگاه شور  تنها به آثار بنان و تاج و غیره مراجعه کرد؟ امیدوارم مطلب اصلی من بر شما مشتبه نشود . زیرا در پستهای قبلی به کرات از تلاشها و سختی های قدما در امر موسیقی گفته ام . ولی شخصا معتقدم جوانان بسیاری در نسل حاضر با الهام از همین پیشینیان مدارج بالایی طی کرده اند که می تواند مرجعی خوب برای ما باشد . ولی کسر شان ما است که مثلا برای یادگیری به آثار قربانی  یا نوازندگی تار جهانمانی و دهها هنرمند دیگر رجوع کنیم. زیرا اینان را در این درجه نمی بینیم که مدرس ما باشند .

نکته مهم دیگر اینکه  وقتی آثار فعلی هنرمندان کنونی با عالیترین تکنولوژی ضبط گردیده است و صدا و کیفیت کار به قدری عالی است که میتوان تک تک تحریرها و غلت ها و مضرابها و سایر تکنیکهای هنرمند را شنید و از آن استفاده کرد ، چرا باید همیشه بر این اصرار داشت که باید به آواز 50 سال گذشته فلانی که اصلا کیفیتی ندارد و نمیتوان به خوبی زوایای کار را گوش داد رجوع کرد .  آیا صرفا بخاطر اینکه  وی سرچشمه است؟! اگر ما تازه واردان به عرصه موسیقی را به این راه بکشانیم قطعا ره بجایی نخواهیم برد.

وقتی استاد شجریان دهها آلبوم برای هر دستگاه و آواز منتشر کرده است که همه آنها دارای کیفیت خوب و مناسبند آیا صرفا باید آواز ظلی و تاج دهه های دور را شنید و از آنها بهره برد؟ خوب همانها را شجریان گوش داده و تلفیق کرده و نو آوری انجام داده و رسیده است به مقطع فعلی .. آیا نمیتوان از دریایی از تجارب وی استفاده کرد؟ مجددا عرض میکنم گوش سپردن به آثار گذشتگان لازم است. همانها که در این راه مرارتها کشیده اند . اما نباید همه موسیقی ما آنها باشند. جایگاه فعلی موسیقی پس چه می شود ؟

چرا نباید از آواز و صدای  علیرضا قربانی ، علی جهاندار ، حمیدرضا نوربخش ، سالار عقیلی ، و بسیاری دیگر که حتی گمنام تر و ناشناس تر از اینان و البته بسیار پراستعداد و کوشا و توانا هستند استفاده کرد ؟

در عرصه نوازندگی نیز وضعیت به همین منوال است . باز هم بحثی بر سر این نیست که  نوازندگان گذشته توانا و خوب مینواخته اند. اما همچنان این سوال مطرح است که آیا منابع ما نیز در این وادی حتما باید آثار سالیان بسیار دوری باشد که کیفیت چندانی نداشته اند و نمیتوان به خوبی مضرابها و تکنیکها و غیره را شنید. اگر شما بخواهید جوانان فعلی را جذب موسیقی اصیل بکنید ، اگر آثاری را که ذکر آن رفت و دارای روح شنیداری و کیفیت چندانی نیستند ، برای وی بگذارید ، قطعا لذتی نخواهد برد و دنیای جاز و رپ و دیجیتال او را با خود خواهد برد.

اگر گریزی کوتاه از وادی موسیقی به خوشنویسی بزنیم ، با توجه به اینکه بنده در عرصه خوشنویسی نیز علاقمند هستم ، همین مشکل آنجا نیز هست. اساتید نظیر کلهر و میرخانی ها و میرزا رضای اصفهانی زحمات زیادی برای خط نستعلیق کشیده اند ، اما به وضوح آثار فعلی بسیاری از خوشنویسان کنونی از آنها زیباتر است. نظیر جواد بختیاری ، کرمعلی شیرازی ، امیر فلسفی  و ... و حتی برخی که ناشناسند و خیلی ها آنها را نمی شناسند .

مثلا در عرصه تار یا سه تارنوازی ، جوانان بسیاری وجود دارند که به  صرف جوانی و حتی صرف اینکه در قید حیاتند!! به حساب نمی آیند و ما باید برای یادگیری این ساز باید همچنان به آثار صد سال یا پنجاه سال قبل مراجعه کنیم. درحالیکه  جوانانی هستند که می توان دهها بار به ساز آنها گوش داد و خیلی چیزها آموخت . سحاب تربتی یکی از نو آوران عرصه تنبک و دف نوازی است . نوید دهقان یکی از دهها نمونه کمانچه نوازی است که بی اندازه مسلط و زیبا مینوازد .علی خشتی نژاد تار نواز چیره دستی است و از این نمونه ها بسیارند. حتی اگر اینها خوب هم ننوازند ، پرداختن به این جوانان شکوفایی موسیقی را به دنبال خواهد داشت و چه از این بهتر .

بنده  بارها به دوست و همکار گرامی ام ، جناب آقای معتمد گفته ام که در این وبلاگ سعی بر این باشد که هنرمندان جدید و خلاقان دهه حاضر بیشتر شناسانده شود. آثار اینان هم دارای ظرافتهای خوبی است و هم با استفاده از تجارب سالهای زیاد موسیقی ایران زمین به این افراد رسیده است .کیفت ضبط خوبی دارد و جوانان غیر علاقمند ممکن است در اثر شنیدن آنها مجذوب شوند .  اما ایشان نیز طبق سبک و سیاق بسیاری از اهالی موسیقی اصیل ، بارها دانلودها و موسیقی متن وبلاگ هایی  از بنان و قوامی دیگر گذشتگان داشته اند . این کار لازم است . ولی به نظرم بیشتر مردم تصنیف "تا بهار دلنشین" و یا "شبی که آواز " را شنیده اند. چقدر میخواهیم فقط این تصنیفها را به گوش مردم برسانیم .چرا نباید  تصانیف هنرمندان جدید را هم به مردم عرضه کرد؟ مگر در همین دستگاه متعالی اصفهان و یا همایون هنرمندان فعلی کم کار کرده اند؟ چرا تصانیف بسیار دلنشینی که علیرضا قربانی دراین دستگاه و در آلبوم فصل باران اجرا کرده اند را به گوش مردم نرسانیم که بسیاری از آنها حتی نام قربانی به گوششان نخورده است و ....

صرفاٌ پرداختن به هنرمندان بزرگ و شناخته شده ، هنر نیست. استاد شجریان را همه می شناسند . وی برترین و تاثیرگذارترین خواننده تاریخ موسیقی تاریخ ایران است. اما همین شجریان گفته است بهتر از من نیز در آینده خواهد آمد. اگر چنین نباشد ، موسیقی ملی ایران زیرسوال میرود. چرا که در این صورت موسیقی به انتهای خود رسیده است . اگر قرا باشد دستان شجریان ، نهایت چهارگاه باشد دیگر باید فاتحه این دستگاه را خواند. درحالیکه ابداٌ نباید چنین باشد . نگرش به آثار شجریان هم باید منطقی و بدور از احساس باشد. دستان یک اثر ارزنده در چهار گاه است. اما اگر ما احتمالا به صرف اسامی ، هر چهار گاه دیگری که تولید شود  را قبول نکنیم صحیح نیست. به خصوص اگر اثری از جوانان باشد . آسمان کاری خوب و قابل قبول از شاگرد برتر استاد شجریان است که قطعا به تایید استاد رسیده است. اما دوستدارن موسیقی حتی حاضر نیستند در کنار این اثر نامی از دستان برده شود. چرا که فاصله را از زمین تا آسمان میدانند. درحالیکه اینگونه نیست. ما  حتی برای آن چهارگاهی هم که هنوز تولید نشده!! وشاید 5 سال دیگر بخواهد بازار بیاید ،  ارزشی بهتر از دستان قایل نیستیم . همانطور که گفتم و در یکی از پستهای خیلی گذشته نیز اشاره داشته ام دستان  اثری بسیار بسیار عالی است . شکی در آن نیست. اما چرا باید اینقدر متعصب بود که حتی نباید در بحث آلبوم آسمان اسمی از او بیاید. حال آنکه نوربخش به عنوان  یکی از خوانندگان خلاق و برتر کشور به همراه  سرپرستی ، که خود وی نقش موثری در دستان داشته  و همچنین یکی از برترین نوازندگان سه تار تاریخ موسیقی ایران در پدید آمدن آن نقش داشته اند . سخن آخر اینکه پرداختن به نوازندگان ، اهنگسازان و خواندگان کنونی مغایر این اصل نیست که منابع اصلی موسیقی گذشتگان ما هستند .

نگاهی به آلبوم " آسمان " کاری از گروه شهنازی،خواننده حمیدرضا نوربخش

آلبوم آسمان در سال 85 ، با اجرای گروه شهنازی متشکل از هنرمندانی همچون استاد حسن ناهید ، داریوش پیرنیاکان (سرپرست گروه) ، بهداد بابایی و... در دستگاه چهارگاه به عرصه موسیقی اصیل ایرانی روانه شد. خوانندگی این اثر را حمیدرضا نوربخش برعهده دارد .

آسمان بی شک انسان را به یاد دستان می اندازد. دستان یک چهارگاه منحصر به فرد و بی نهایت متعالی است که حق مطلب را به این دستگاه با عظمت ادا کرده است .شاید این شباهت بی اندازه ، اصلی ترین نقطه ضعف کار باشد.

بدون تردید حمیدرضا نوربخش یکی از برترین خوانندگان زمان کنونی است که متاسفانه به دلایلی که ذکر آن در اینجا مناسب نیست به غیر از اهالی موسیقی ، مردم ، حتی با نام او هم آشنا نیستند . نوربخش هم  صدای قابل قبولی دارد و هم دانش مناسب و هم جزو شاگردان برتر استاد شجریان است . ولی وی نیز مانند دیگر شاگردان توانای استاد ، آلبومهای چندانی روانه بازار نکرده است و البته جای شکرش باقی است که در یکسال گذشته دو آلبوم اجرا نمود که کمی کم کاری سالیان قبل را جبران نمود. صدای نوربخش ، چپ کوک ، پر قدرت و دلنشین است. نور بخش میتواند خودش باشد . او میتواند صدای منحصر به فردی داشته باشد. ولی متاثر از استاد شجریان میخواند. در آسمان این مورد به شدت مشهود است. حتی یکی از تحریرهای کم نظیری که شجریان در دستان اجرا نمود را نوربخش در همین آسمان و با شباهت بسیاری اجرا نمود. ذکر این نکته هم ضروری است که در برخی قسمتها بم خوانی نوربخش زیبا نیست و به نظرم صدای مصنوعی بم از خود اجرا میکند .

از بحث آواز که بگذریم و وارد تصنیف شویم نوربخش یک تصنیف خوان قهار است. نقطه قوت آسمان تصانیف نو ، بدیع و شنیدنی است که نوربخش با نهایت ظرافت آنها را اجرا میکند که در انتهای این نوشتار یکی از تصانیف را جهت دانلود قرار داده ام . معلوم نیست چرا به غیر از یکی از تصانیف ، سایر تصاینف در جلد آلبوم ، دارای اسم نیستند و با عنوان ساز و آواز نامگذاری شده اند.

... و اما نوازندگان اثر

حسن ناهید نیازی به تعریف و شناخت ندارد. وی شخصیتی با تجربه در عرصه نی نوازی با دهها کنسرت در داخل و خارج از کشور و یادگاری از دوران نورعلی برومند و بنان و سایر ستارگان آسمان موسیقی ایرانی است . نی او در این اثر همچنان زیبا و دلنشین است .

بهداد بابایی یکی از تواناترین سه تار نوازان تاریخ موسیقی ایرانی است که با نوربخش به وضوح هماهنگ است . ریزهای سریع و زلال و پاساژهای قوی و بسیار زیبا از جمله مهارتهای محض اوست . وی در عرصه جواب آواز دارای سبک است و متمایز از سایرین کار میکند. بسیاری از سه تار نوازان کشور تعلیم دیده او هستند .

سیامک بنایی و آرش کامور واحمد رضا خواه که به ترتیب تنبک و کمانچه و سنتور اجرا کرده اند توانسته اند در این گروه سنگین و توانا به خوبی عرضه اندام کنند. به خصوص آرش کامور که با وجود سن نه چندان بالای خود ، این درجه از نوازندگی را کسب نموده است که در این جمع وارد شود .

و اما داریوش پیرنیاکان که او هم نیازی به تعریف ندارد. سرپرست گروه  و یکی از برترین تار نوازان کنونی کشور ... نکته قابل ذکر شباهت تارنوازی او در این آلبوم با تارنوازی وی در دستان است. شاید هم گریزی از این نیست و چهار گاه همین است .

کل آلبوم آسمان 54 دقیقه و یازده ثانیه است که 9 قطعه را در خود دارد. این اثر ارزنده را حتما تهیه کنید و بارها گوش دهید .قطعا از شنیدن آن لذت خواهید برد .

آلبوم " آسمان (چهارگاه) " گروه شهنازي "
سرپرست گروه : داريوش پيرنياکان
آواز : حميدرضا نوربخش
ني : حسن ناهيد
سه تار،بربت : بهداد بابايي
تار : داريوش پيرنياکان
سنتور : احمد رضا خواه
کمانچه : آرش کامور
تنبک : سيامک بنايي

 

 دانلود کنید تصنیفی زیبا از آلبوم آسمان

                                                       با کیفیت 128

                                                        با کیفیت 48

عیدی

باز هم عید نوروز را خدمت شما تبریک عرض میکنیم و آرزوی سالی خوب و پربار را برای شما دوستان داریم. 3 آهنگ به مناسبت عید نوروز برای شما آماده کرده ام.


بهار دلنشین با صدای استاد بنان

 

تا بهار دلنشین آمده سوی چمن

ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن

چون نسیم نوبهار بر آشیانم کن گذر

تا که گلباران شود کلبه ویران من

 استاد بنان

تا بهار زندگی آمد بیا آرام جان

تا نسیم از سوی گل آمد بیا دامن کشان

چون سپندم بر سر آتش نشان بنشین دمی

چون سرشکم در کنار بنشین نشان سوز نهان

 

تا بهار دلنشین آمده سوی چمن

ای بهار آرزو بر سرم سایه فکن

چون نسیم نوبهار بر آشیانم کن گذر

تا که گلباران شود کلبه ویران من

 

بازآ ببین در حیرتم

بشکن سکوت خلوتم

چون لالهء تنها ببین

بر چهره داغ حسرتم

ای روی تو آیینه ام

عشقت غم دیرینه ام

بازآ  کنون در این بهار

سر را بنه بر سینه ام

 

دانـلود

 

.....................................................................

 

رنگهای طبیعت با صدای استاد جلال تاج اصفهانی

 

در گلستان ، از طبيعت
بين چه سان گشته عيان اسرار پنهان
پر شد از سبزه و گل دامان بستان
شد عيان گل به گلستان ، دور غم شد به پايان
شورش مرغان شد ز گردون به كيواناستاد جلال تاج اصفهانی
رخ تو رخ گل هر دو باهم
دل من و دل تو گشته خرم
با عشق تو يك سره مي سوزم
با هجر تو يك دله مي سازم
پرده ز رويت باز كن
مهر و وفا آغاز كن
جان من آخر كن رحمي
خيز و به بستان ، اي گل خندان ، جامه گلگون پوش
جامه گلگون رغم رقيبان ، گنبد گردون نوش
رو به چمن كن ديده بينش باز از هم
منظره گل بنگر و دل كن شاد و خرم
چند . به ذلت در دوران
سوزم و سازم با هجران
ز آتش عشقت سوخت ، همه سر و سامانم
دل و ره و ايمانم
دل تو تا كي در ره جهل و پستي
سر تو تا كي خالي از شور مستي
فصل بهار است ، آب و چو آتش ، خيز و به مينا كن
مرغ چمن است نغمه دلكش واله و شيدا كن

 

دانـلود


.....................................................................

 

باد بهاری با صدای داریوش رفیعی

 

باد بهاری  بر گلشن رونق هستی بخشیده

قطره شبنم بر گلها می شده مستی بخشیدهداریوش رفیعی

 

خوش بود اکنون مستانه با تو ره صحرا گیرم

مست طرب چون پروانه در بر گلها جا گیرم

 

تو بسی بهتری ز نرگس و ناز دیده را با رخت به گل چه نیاز؟

چون پروانه جان به هوایت در پرواز

 

آتشین گل شد فتنه انگیز ای گل من! چون فتنه برخیز

شعله آسا رقصد لاله به ساز باد با چمن ها بشنو راز و نیاز باد

 

هر طرف جلوه کنان یاسمنی  جلوه کن جلوه که خود یاس منی

چو غلغل و شور و نوا به هر چمن گشته به پا

 

بیا بچینیم گلی از هر چمنی

 

دانـلود