وبلاگ آواز به  آدرس www.awaz.ir منتقل شد

لطفاً از این پس مطالب وبلاگ آواز را در آدرس www.awaz.ir پیگیری کنید.

باتشکر.مهدی معتمد

استاد فرامرز پایور درگذشت

استاد فرامرز پایور ساعتی قبل دار فانی را وداع گفت.

وبلاگ آواز با اندوه فراوان ، این ضایعۀ بزرگ را به خانواده ، جامعه هنری و دوستداران آن استاد بزرگوار تسلیت عرض می‌کند. این سال شوم کی به پایان می‌رسد ؟

زبان نگاه / برگ سبز ۲۷۹

به درخواست یکی خوانندگان وبلاگ ، برنامه ای قدیمی و تقریباً کمیاب را برای دریافت در اختیار دوستان قرار می دهم.از کاوه عزیز بابت تهیه این اثر متشکرم.


سه تار : احمد عبادی

آواز : سیاوش(محمد رضا شجریان)

نی : محمد موسوی

تنبک : جهانگیر ملک

در مایۀ : بیات ترک

اشعار : ولی شیرازی ، جمال الدین امیربیک ، بیانی و مومن کرمانی

غزل آواز : هوشنگ ابتهاج (سایه)

گوینده : فیروزه امیرمعز

دانلود :

 لینک اول ( کیفیت خوب ، حجم ۵.۷۵ MB )

لینک دوم ( کیفیت متوسط ، حجم ۳.۲۳ MB )

گوینده :

غم را زمن و مرا گزیر از غم نیست

یـاران قدیـم را گـزیر از هـم نیـست

غم خوی به من کرده و من خوی به غم

همچون من و غم دو یار در عالم نیست

« ولی شیرازی »


اگر گویم نهال قامتت دلجوست  می رنجی        اگر گویم سر زلف تو  عنبربوست  می رنجی

شکایت چون کنم  ازجور چشم فتنه  انگیزت    اگر گویم تورا  بالای چشم ابروست  می رنجی

« جمال الدین امیر بیک »

آواز :
نشود فاش كسی آنچه میان من و تو ست
تا اشـارات نظـر نـامه ‌رسـان مـن و تـوسـت

گـوش كن با لب خـاموش سـخن مـی‌گویم
پاسخم گو به نگاهی كه زبان من و توست

روزگاری شد و كس مرد ره عشق ندید
حـالیا چشم جهانی نگران من و توست

گر چه در خـلوت راز دل ما كـس نرسـید
همه جا زمزمه عشق نهان من و توست

گـو بهار دل و جان باش و خزان باش، ار نه
ای بسا باغ و بهاران كه خزان من و توست

ایـن همـه قصـه فـردوس و تمـنـای بهـشـت
گفت و گوئی و خیالی ز جهان من و توست

نــقـش مــا گـو نــنــگـارنــد بـه دیباچــه عـقـل
هر كجا نامه عشق است نشان من و توست

« سایه » ز آتشـكده مـاست فروغ مه و مهر
وه ازین آتش روشن كه به جان من و توست

« هوشنگ ابتهاج »


گوینده :

یا رب که مرا صحـبت جان بـی تـو مـباد
و از هستی من نام و نشان بی تو مباد

انـجـام زمانـه یک زمان بی تو مباد
کوتاه کنم سخن جهان بی تو مباد

« بیانی »


آنچنان گشتم ضعیف از محنت هجران که نیست
دگر از درد جدایی طاقت "؟" مرا

من بدین سان بی سر و سامان نبودم پیش از این
دفتر کار تو شد آخر سر و سامان مرا

« مومن کرمانی »


پی نوشت : از نام شاعرانی که به بعضی بیت ها نسبت داده ام اطمینان ندارم ، اگر اشتباهی مشاهده کردید لطفاً برای تصحیح آن ، بنده را یاری کنید.

مطلب مرتبط :

برو آنجا که تو را منتظرند... / ۲۱۰ عکس از مراسم تشییع پرویز مشکاتیان



پیکر مرحوم پرویز مشکاتیان ، استاد سنتور و آهنگساز بزرگ کشورمان ، صبح امروز از مقابل تالار وحدت بر دوش ده ها دوستدار و طرفدارش ، تشییع شد.پیکر این هنرمند برای خاکسپاری به نیشابور ، زادگاهش منتقل شده و صبح روز شنبه ، چهارم مهر ماه در کنار آرامگاه عطار آرام می گیرد.
» ۲۱۰ عکس از مراسم تشییع استاد مشکاتیان :

می توانید مجموع ۲۱۰ عکس که توسط خبرگزاری ها از مراسم تشییع پیکر استاد مشکاتیان مخابره شده را در قالب یک فایل دانلود کنید.این فایل شامل تمام عکس های گزارش های تصویری 9 خبرگزاری می باشد. ( ایلنا ، ایرنا ، ایسکا ، ایسنا ،  باشگاه خبرنگاران جوان ، برنا ، فارس ، فرهنگ و آهنگ و مهر )


دانلــود

(حجم فایل زیپ شده : ۲۲ مگابایت )
(پسورد فایل زیپ شده : www.awaz.ir )





مطالب مرتبط :

»
وداع مشکـاتیـان با آواز همــایــون (گزارشی از این مراسم - وبلاگ همایون شجریان)

» قاصدکی برای سرو آزاد (ویدیوی اجرای اثر " قاصدک " توسط همایون شجریان در این مراسم - وبلاگ دل آواز)

نقد یک خطاط در زمینه موسیقی ارزشی ندارد / در قزوین مرغ همسایه غاز است !

روزنامه " کیهان " در تاریخ 21 تیر ماه سال جاری ، در صفحۀ 14 خود نوشته ای را از یک هنرمند قزوینی چاپ کرد ، نوشته ای مانند دیگر مطالب کیهان که دست کمی از چرندیات انصار حزب الله نداشت.آن شخص " امیر عاملی " بود ، کسی که مشهوریتش را مدیون خوشنویسی اش است.آن نوشته هم آنقدر بی مغز و بی ربط و لجن آلود بود که در آن زمان به نظرم آمد ؛ حتی ارزش پرداختن هم ندارد ، اما وقتی دیروز در بخشی از گفتگوی هنریِ هفته نامۀ حدیث قزوین ، که با فرشید کاکاوند ( نوازنده تنبور و سرپرست گروه یادگار ) صورت گرفته بود ، مطلبی در جواب به این نوشتۀ هنرمند قزوینی از سوی یک هنرمند دیگر دیدم ، لازم دیدم تا آن را منتشر کنم.این جوابیه کوتاه بهانه‌ایست برای پرداختن به مشکلات فرهنگی و هنری قزوین و همچنین برای آشنایی هنردوستان با فرشید کاکاوند.رشید کاکاوند ، برادر بزرگتر فرشید را هم از ایـــن مــطلب وبلاگ بیشتر بشناسید !



گفتگو : حسین آذربایجانی

فرشید، فرزند میانی خانواده هنرمند کاکاوند است؛ نوازنده تنبور که به همراه دو برادرش، رشید و وحید کاکاوند، از فعال ترین هنرمندان موسیقی استان است و ماه گذشته علاقمندان موسیقی شهر را مهمان کنسرت گروه یادگار کرد.آوای تنبور نوازان یادگار در قزوین، یاد اسطوره ای " تنبور نوازان شمس " را زنده کرد و آرزوی تبدیل " یادگار " به " شمس " را در دلهای جوانان روشن که سرپرست گروه نیز با شور و حالی وصف ناپذیر به ما قول داد در راه برآوردن این خواسته از جان مایه گذارد.
فرشید کاکاوند، سرپرست گروه تنبورنوازان یادگار، از سال ۷۵ آموزش نوازندگی ساز تخصصی اش را نزد یکی از بزرگان موسیقی استان، سید کمال رضایی، آغاز کرد و بین سالهای ۷۷-۷۸ به مدت یک سال نزد نوربخش طاهریان مقام های تنبور را فرا گرفت. ‏

»  فكر تشكیل گروه تنبورنوازان یادگار از كی شروع شد؟

بنا بر اعتقادات خاص من، تنبور برایم ساز مقدسی است و همیشه تلاشم این بوده كه جایگاه خاصی برای این ساز در نظر گرفته شود. تازه شاید خیلی دیر این كار را كرده باشم؛ ولی باید شرایط دست به دست هم بدهد تا اتفاقی رخ دهد. این شرایط برای ما از سال گذشته دست به هم داد تا كار را شروع كنیم و اولین میوه‌اش كنسرت اخیر گروه یادگار بود.

» استقبال مردم چطور بود؟

بعد از اتمام برنامه، از واکنش های مردم می توان فهمید که شما چکاره بوده اید؛ واکنش مردم بعد از کنسرت به من نشان داد که کارم اثرگذار بوده و از آن راضی هستم. شکر خدا توانستیم آن چیزی را که هست نشان دهیم. ‏

» مسوولان می‌گویند از هر برنامه‌ای برای موسیقی حمایت می‌كنیم. حمایت‌هایی كه از كنسرت شما شد راضی کننده بود؟

از تك تك دوستانی كه كنسرت می‌دهند و دنبال مجوز می‌روند بپرسید؛ همه از ارشاد و انجمن موسیقی گلایه‌هایی دارند. شخص خاصی مد نظر نیست و شاید به خاطر نظام‌اداری باشد؛ ولی به نظر بچه‌های موسیقی، بعضی از خواستهای مسوولان ،زیاده‌خواهی است. من نوعی برای گرفتن مجوز باید از ۷ خوان رستم عبور كنم؛ باید سی دی بدهیم، سی دی باید تصویری باشد و ... شاید هیچ وقت این مهم را مد نظر قرار ندهند كه ارایه دهنده كنسرت كیست و چه سابقه‌ای دارد. اگر این كار را بكنند شاید خیلی از این مراحل دیگر نیاز نباشد؛ مثلاً اینكه هر بار حراست ببیند یا خیلی چیزهای دیگر.‏

» آنها هم می‌گویند مراحل اداری و روال كار این است.

نمی‌دانم چرا این "روال كار" فقط در شهر ما این گونه است؟ حمایت از هنرمندان در حرف خیلی خوب است؛ همه در حرف ما را حمایت می‌كنند، كنسرت بخواهیم، راحت مجوز می‌دهند و ... ولی در عمل چیز دیگری می‌بینیم. ما حداقل ۸-۷ ماه الی یك سال وقت می‌گذاریم تا یك ساعت اجرا داشته باشیم؛ یعنی ۳ شب و ۳ تا یك ساعت. اولین مشكلی كه روبروی ماست نداشتن سالن مناسب است. دوم، سیستم صوتی مناسب نداریم. سیستم صوتی مورد استفاده ما همان چیزی است كه معمولاً در سخنرانی‌ها و جشن‌‌ها استفاده می‌شود. چه كسی باید اینها را تامین كند؟ خود بچه‌های موسیقی؟ با چه بود‌جه‌ای؟ در حرف همه حمایت می‌كنند؛ اما وقتی وارد عمل شدی، می‌بینی هیچ حمایتی نیست. ‏

» یعنی هیچ حمایتی از موسیقی نمی شود؟

ارشاد وقت حرف زدن می‌گوید: حمایت كافی از هنرمندان داریم؛ ولی این نیست. من كه از سال ۷۵ به مدت ۱۳ سال است در عرصه موسیقی استان كار می‌كنم، چرا نباید بیمه باشم؟ من و برادرانم كه از فعالترین هنرمندان موسیقی شهر هستیم، كارت هویت شغلی نداریم تا اگر جایی پرسیدند: شما چه كاره‌اید، بتوانیم ارایه دهیم؛چه برسد به آنهایی كه كمتر فعال هستند. وقتی با سابقه ۵ سال تدریس در ارشاد برای گرفتن وام معرفی نامه‌ می‌خواهی، ارشاد این معرفی نامه را به تو نمی‌دهد. اینها چالش‌های مادی و منزلتی است كه هنرمندان موسیقی شهرمان دارند و كسی نیست كه به این دردها توجه كند. پیش تر گفته بودند، برای یک کنسرت مبلغ ۶۰۰ هزار تومان کمک می کنند؛ ولی برای ما بعد از هزار مصیبت تنها هزینه سیستم صوتی را دادند که آن هم کمتر از اینها بود. ‏

» همزمان با كنسرت شما، آقای مدرس هم كنسرتی در استان داشت. نظر شما در مورد این همزمانی چیست؟

متاسفانه مسوولان به جای حمایت از گروههای بومی مثل یادگار، همزمان با كنسرت گروههای بومی به گروههای تهرانی مجوز می‌دهند. مگر قزوین چقدر جمعیت مشتاق كنسرت دارد كه اینطور آنها را نصف كنیم؟ درست است كه برنامه آنها در زیباشهربود؛ اما آنها هم به امید تماشاچیان قزوین آمده بودند. چه كسی در ارشاد از مدرس سی دی تصویری خواست؟ ولی از ما...‏

» یعنی می خواهید بگویید از نظر مسوولان موسیقی استان، مرغ همسایه غاز است؟

کاملا؛ من تمام حرفم همین است. واقعا از اعطای مجوز به کنسرت آقای مدرس ناراحت نیستم و دوست دارم هر هفته در شهرم کنسرت برگزار شود. مشکل من اینجاست که چرا همزمان با گروه من؟ چرا این مهم نادیده گرفته می شود که "یادگار" یک گروه بومی است با امکاناتی در حد صفر؛ ولی یک گروه از تهران با امکانات آنچنانی می آید و همزمان با گروه من به آن مجوز می دهند. مسوولان توجه ندارند که فرهنگ استان را گروههای بومی خواهند ساخت، نه گروههای مهمان. اگر می خواستند به آن گروه مجوز بدهند، حداقل به من اعلام می کردند تا کارم را یک هفته به تعویق بیندازم. نه اینکه ابتدا بگویند "مطمئن باش به این گروه مجوز داده نمی شود و فعالیتت را شروع کن". ما همه کارها را کرده بودیم و بعد چاپ پوستر و تعیین تاریخ اجرا تازه خبر دادند گروه مدرس نیز همزمان با گروه ما... ‏

» بیطرفانه بگویید آقای مدرس در رده بندی موسیقی كشور، كجا قرار می‌گیرد؟

ایشان یك بار در مصاحبه‌ای تلویزیونی گفته بود شاگرد مرحوم سروستانی است؛ ولی از دید بنده كه شاید هم دلم پر باشد، این دلیل نمی‌شود ایشان را دارای شخصیت موسیقایی دانست. داشتن صدای خوب دلیل براین نیست كه شما در زمینه موسیقی موفق باشید.

» همانطور كه داشتن ساز خوب، دلیل برنوازنده بودن آدم نیست؟

دقیقاً همینطور است. یك ساز خوب هیچ وقت یك آدم عادی را نوازنده خوب جلوه نمی‌دهد.‏


» یكی از انتقاداتی كه به كنسرت اخیر شما وارد بود، نداشتن افراد متخصص در زمینه‌های مرتبط، از جمله صدا برداری و نورپردازی بود. گروه اجرای نسبتاً خوبی داشت؛ اما صدای سالن اصلاً مطلوب نبود.

ما مجبوریم سالن كتابخانه امام خمینی را بگیریم؛ چون می‌دانیم آخر سر پولی نمی‌ماند كه بخواهیم كرایه‌ سالن بدهیم. سالن كتابخانه را هم ارشاد لطف می‌كند و می‌دهد؛ البته سالن خوب كه در قزوین اصلا نداریم. تنها یك مورد توانستیم در تشریفات خوب كار كنیم كه آن هم شماره زدن روی صندلی‌ها بود تا نظم سالن رعایت شود. یكی دیگر از اجبارهایی كه گفتم نبود متخصص صدابرداری موسیقی است و باید با حداقلی كه هست بسازیم با علم به اینكه تمام كار ۸-۷ ماهه ما در گرو صدای خوب است.

» از پوشش خبری رسانه‌ها درباره موسیقی قزوین راضی هستید؟ ‏

راضی نیستم. به خصوص در مورد خبری كه در نشریه حدیث در مورد كار ما چاپ شده بود. اولاً از شما و سردبیر محترم تشكر می‌كنم كه برای كار ما ارزش قائل شدید و همچنین همكار شما كه وقت گذاشت، حضور پیدا كرد و كار را از نزدیك دید؛ اما گروه یادگار نیازمند نقد علمی و اصولی است. می‌توانستید نواقص واقعی كار ما را ببینید و براساس اصول علمی و تخصصی عملكردمان را نقد كنید. من وقتی در مورد روزنامه‌نگاری تخصص ندارم، نباید در این زمینه خبر تهیه كنم یا آن دوست محترم كه در زمینه موسیقی تخصص ندارد، باید خبرنگاری‌اش را بگذارد در زمینه‌ای كه تخصص دارد. اگر من و گروهم را به صورت علمی و اصولی نقد كنند باعث افتخار است و در سوابق كاری خودم می‌توانم آن را به جایی ارائه كنم.‏

» تخصص دوست ما در زمینه سینما و تئاتر است؛ اما لطف می‌كنید با ذکر مصداق بگویید كجای مطلب ایشان اشكال داشت؟

مثلاً در گزارشی كه چاپ شده نوشته‌اند "چرا ساز كمانچه نبود" و این را یك نقص قلمداد كرده‌اند. من از ایشان می‌پرسم این را با كدام معیار علمی سنجیده‌اید؟ یك نفر دیگر هم می‌تواند ادعا كند ساز و یولن نبود یا آكاردئون نبود. روی چه حسابی و با كدام دلیل می‌گویید كمانچه نبود؟ یا اینكه نوشته‌اند "نوازنده دف خسته شده بود" من نمی‌دانم خود نوازنده این موضوع را به گزارش نویس شما گفته بود؟ یک نوازنده حرفه‌ای كه با نیم ساعت ساز زدن خسته شود باید دورش را خط كشید، یا در جای دیگری نوشته‌اند فلان قطعه "شاد بود" دقت داشته باشید عروسی نیست، كنسرت موسیقی است و استعمال چنین لفظی بی‌اطلاعی نویسنده از موسیقی را می‌رساند. تنها نقصی كه در آن خبر به درستی اشاره شده بود، تاخیر شروع كنسرت بود. آن هم وقتی همه مشكلات سالن دست به دست هم می‌دهند، سرپرست گروه مجبور می‌شود به خاطر ارایه بهتر، كار را دیرتر شروع كند. ما داریم در عصر اطلاعات زندگی می‌كنیم كه به راحتی از طریق اینترنت و خیلی چیزهای دیگر می‌توان به اطلاعات دست یافت. كسی كه می‌خواهد از موسیقی قزوین اطلاعاتی بگیرد، لازم نیست به شهر ما سفر كند؛ در اینترنت جستجو می‌كند و به سایت نشریه حدیث می‌رود. وقتی چنین نقدی را بر یك كنسرت ببینند، درباره كنسرت و اصلا وضعیت موسیقی این شهر چه فكری می‌كنند؟ چنین نقدهای ضعیفی است كه باعث می‌شود برخی گروهها با نگاه كاسبكارانه پایشان به قزوین باز شود.

» منظورتان گروه آقای مدرس است؟

بله. وقتی می‌بینند منتقد موسیقی این شهر اینقدر سواد موسیقیایی دارد، می‌گوید سطح موسیقی شهر قزوین همین قدر است. چنین گروههای ضعیفی به قزوین می‌آیند و خرابكاری‌هایی می‌كنند كه درست كردنش گریبانگیر ما گروههای بومی می‌شود. کارهایی می بینیم که به اسم تمام موسیقی‌ و تمام هنرمندان تمام می‌شود. چرا آقای مدرس به خودش اجازه نمی‌دهد در سالن‌های معتبر تهران كنسرت بگذارد؟

» معلوم است؛ سالن‌های معتبر تهران مثل تالار وحدت هركسی را راه نمی‌دهند. بگذریم، به نقدهای "غیرعالمانه" اشاره كردید. اخیرا یكی از شاعران استان، نامه سرگشاده‌ای خطاب به محمدرضا شجریان در كیهان چاپ كرده است. نظر شما در این رابطه چیست؟

اگر همان ناسزانامه‌ای باشد كه من دیده‌ام، به عنوان یك نوازنده و آهنگساز فقط یك جمله می‌توانم بگویم و آن اینكه ایشان فقط بر مبنای سلایق شخصی آن را نوشته‌اند. معمولاً ذائقه كوكاكولا پسند، خیلی سخت می‌تواند آب خنك را قبول كند. من به جرات می‌گویم استاد شجریان سلطان بی‌بدیل آواز ایران است. نقدهای غیر تخصصی ارزش پرداختن ندارد. بهترین نقدها آن است كه در حیطه تخصصی خودش باشد؛ یعنی نقد یک خطاط در زمینه موسیقی همان قدر ارزش دارد که نقد یک آهنگساز در زمینه خطاطی یا سینما؛ من حق دارم فقط در زمینه موسیقی نظر بدهم.

» در زمینه تبلیغات کنسرت اخیرتان چرا ضعیف‌ عمل كردید؟

ما ۵۰۰ هزار تومان هزینه پوستر كردیم و خود بچه‌های گروه یك هفته تمام پوستر چسباندند؛ ولی یك ساعت بیشتر روی دیوار نماند و بلافاصله روی آن پوسترهای دیگر چسبانده می‌شد. پنجاه شركت تبلیغاتی هست كه روی پوستر شما پوستر می‌زنند. به یك روزنامه هم مراجعه كردیم كه برای تبلیغات پول زیادی از ما گرفت.

» مشکلات عجیبی داشته اید.

مشكلات جالبی هم داشتیم؛ یکی این بود كه حتی برخی افراد كه در هنر و موسیقی حرفی برای گفتن دارند، می‌گفتند بهتر است این كنسرت به دلیل وقایع بعد از انتخابات لغو شود. چرا كنسرت لغو شود؟ چرا سینما‌ها و آموزشگاههای موسیقی به مدت یك ماه تعطیل نشوند؟ مشکل دیگر اینكه از میان ۸۰۰ نفر تماشاچی این ۳ شب اجرای ما، به اندازه انگشتان دست از اهالی موسیقی استان در میان جمعیت دیده شدند. نمی دانم چرا خود بچه های موسیقی از موسیقی شهر حمایت نمی‌كنند؟ ‏

» در میان بچه های گروه، نوازندگان تنبور کم سن و سالی دیده می شدند. اینها شاگردان خود شما بودند؟

۷-۸ نفرشان از شاگردان خودم بودند که تنها ۲-۳ نفرشان از ابتدا با من کار کرده اند. اغلب جای دیگری شروع کرده و بعد پیش من آمده بودند. از شاگردان خودم بچه هایی متولد ۶۹ یا ۷۲ و... داشتیم که کاملا گیرا و دلنشین ساز می زنند.

» گروه تنبور نوازان یادگار از نظر شكل و محتوا در قزوین كار تازه‌ای بود. آیا می‌توانیم منتظر گروهی مثل "تنبورنوازان شمس" باشیم؟

این گروه اولین نبود. پیش‌تر هم در سال ۷۷ اولین كنسرتی كه خود من رسماً با گروه آقای رضایی داشتم، گروه تنبور نوازی بود؛ اما به دلایلی پیگیری نشد. تمام سعی ما بر این است كه ادامه بدهیم و داریم رایزنی‌هایی می‌كنیم كه این كنسرت در شهرهای مختلف هم اجرا شود. بعضی شهرها برای اجرا از ما دعوت كرده‌اند. وقتی شما در مقابل افكار عمومی چنین انتظاری را از ما مطرح می‌كنید مسلماً تلاشمان برای پاسخ در خور به این انتظارات افزون‌تر خواهد شد. ‏

» نظرتان درباره ی سطح حرفه ای نوازنده های جوان قزوین چیست؟ با این نوازندگان می شود به چنین قله ای رسید؟ ‏

یکی از مشكلات موسیقی قزوین این است كه خیلی از بچه‌ها غوره نشده مویز می‌شوند و می‌گویند "من دیگر با گروههای بومی قزوین كار نمی‌كنم، فقط با تهران كار می‌كنم." در صورتی كه این نیست. خیلی از گروههایی كه در تهران كار می‌كنند از لحاظ تخصصی و سطح حرفه ای كار به گرد پای گروههای قزوین هم نمی‌رسند.

» و حرف آخر؟ ‏

اینکه چطور از شرمندگی اعضای گروه بیرون بیایی؟ من نوازنده داشتم که ۸ ماه تمام در گرما و سرما، برف و باران از هشتگرد حداقل هفته ای ۲ جلسه برای تمرین آمد. خودمان را گول نمی زنیم. همه در یک سطح زندگی هستیم. این بنده خدا هم کرایه راه داده و هم وقت گذاشته؛ آخرش که چه؟ شکر خدا هیچ کدام از این ارگان های متولی فرهنگ و هنر "ندار" نیستند. من چطور باید به روی اعضای گروهم نگاه کنم که هیچ انتظاری نداشتند و هیچ وقت تنهایم نگذاشتند؟ ولی من سرپرست گروهم و پیش خودم وجدانی دارم. چطور باید این زحمات را جبران کنم؟ این فقط عشق است که بچه های بومی قزوین را متمایز می کند از افرادی که بخاطر درآمدهای آنچنانی می آیند و در این شهر کنسرت می دهند.
یک سوال از تمام مخاطبان و به ویژه مسوولان محترم دارم: اینکه ما برای کنسرت یادگار ۸ ماه تمام کار کردیم و خون دل خوردیم. جایی که گرفتن مجوز کنسرت گذر از ۷ خوان رستم است، کدام آدم عاقل ۸ ماه اینطور کار می کند با علم به اینکه هیچ چیزی گیرش نمی آید. منظورم مالی نیست. خیلی چیزهای دیگر. شما می روی و با این همه مصیبت یک کنسرت برگزار می کنی. بعد هم می روی در خانه ات می نشینی؛ همین!

سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد ، می کنم فریاد

http://mahdi.motamed.googlepages.com/FireIran.jpg

خانه ام آتش گرفته ست ، آتشی جانسوز
هر طرف می سوزد این آتش
پرده ها و فرشها را ، تارشان با پود


من به هر سو می دوم گریان
در لهیب آتش پر دود

وز میان خنده هایم تلخ و خروش گریه ام ناشاد
از دورن خسته ی سوزان
می کنم فریاد ، ای فریاد ! ای فریاد

 
خانه ام آتش گرفته ست ، آتشی بی رحم
همچنان می سوزد این آتش
نقشهایی را که من بستم به خون دل
بر سر و چشم در و دیوار
در شب رسوای بی ساحل

وای بر من ، سوزد و سوزد
غنچه هایی را که پروردم به دشواری
در دهان گود گلدانها
روزهای سخت بیماری


از فراز بامهاشان ، شاد
دشمنانم موذیانه خنده های فتحشان بر لب
بر من آتش به جان ناظر
در پناه این مشبک شب

من به هر سو می دوم گریان
ازین بیداد
می کنم فریاد ، ای فریاد ! ای فریاد


وای بر من ، همچنان می سوزد این آتش
آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان
و آنچه دارد منظر و ایوان

من به دستان پر از تاول
این طرف را می کنم خاموش
وز لهیب آن روم از هوش
ز آندگر سو شعله برخیزد ، به گردش دود
تا سحرگاهان ، که می داند
که بود من شود نابود

خفته اند این مهربان همسایگانم
شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا
مشت خاکستر

وای ، آیا هیچ سر بر می کنند از خواب
مهربان همسایگانم از پی امداد ؟


سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد
می کنم فریاد ، ای فریاد ! ای فریاد

http://mahdi.motamed.googlepages.com/FaryadCover.jpg

دانلود کنید

تصنیف فریــــاد با صدای استاد شجریان

آهنگ از استاد شجریان

شعر : اخوان ثالث

آلبوم : فریاد

تار : حسین علیزاده

تنبک :  همایون شجریان

کمانچه : کیهان کلهر

راست پنج‌گاه

پی نوشت : این مطلب شرح حال این روزهای من بود.باشد که ثبت شود در تاریخ وبلاگ.


صدایی که از آن سو استفاده شده - نقدی بر توهین نامۀ انصار حزب الله بر ضد شجریان


سعی کرده ام تا در این وبلاگ فقط در حوزۀ موسیقی بنویسم و کمتر تمایلات سیاسی ام را در مطالب نشان بدهم.برای این کار دو دلیل داشته ام ، یک ، اینکه مخاطبان وبلاگ از همه نوع اقشار با چند نوع طرز فکر و علایق سیاسی مختلف هستند و ممکن است با دیدن مطالب آلوده به سیاست دید خود را نسبت به وبلاگ عوض کنند و دوم ، اینکه ممکن است با این گونه مطالب راه خود را برای ادامه دادن روند وبلاگ نویسی در فضای کنونی ایران سخت تر و حتی بسته کنم.به همین دلایل ترجیح داده ام تا در وبلاگی دیگر به این مطالب بپردازم.

اما انتخابات اخیر و اتفاقات بعد از آن و گلایه های استاد شجریان از صدا سیما در گفتگو با بی بی سی فارسی و همچنین مطلب انصارنیوز در جواب به این گفته های استاد شجریان و بازتابهایش موجب شد تا چند خطی در این باره بنویسم.



بعد از انتخابات ، صدا و سیما بار دیگر همچون روزهای قبل و بعد از 22 بهمن اقدام به پخش سرودهای اوایل انقلاب کرد این در حالی بود که جمعیت قابل توجهی از شرکت کنندگان در همین انتخابات از نتیجۀ آن ناراضی بودند و در بهت و حیرت به سر می بردند این سرودها در کنار موج پخش فیلم های سینمایی خاک خورده در آرشیو صدا و سیما پخش می شد.سرودهایی که برای هر کدام ماه ها و سالها زحمت کشیده شده ، ولی حتی یکبار نه از صاحبان آثار برای پخش آن در چنین سطحی اجازه گرفته شده و نه حتی یکبار اسم این هنرمندان و خالقان آثار در لا به لای منظره ها و تصاویر انقلابی همراه با سرود دیده می شود !

در همه جای دنیا این حق مسلم صاحب اثر است که اگر زمانی از اثر او ( حتی از ملودی آن ) در  هر جایی از دنیا استفاده و یا سواستفاده شد ، هنرمند می تواند آن شخص یا اشخاص را مورد پیگرد قرار دهد.اما ما در ایران می بینیم که یک رسانۀ عظیم دولتی ( نه غیر دولتی و خصوصی ! ) به راحتی آب خوردن ، آثار هنرمندان هم وطن را در هر بازۀ زمانی که صلاح ببیند ، بدون اجازه و بدون ذکر صاحب اثر با توجه به سیاست خودش آنرا پخش میکند.

همۀ علاقه مندان استاد شجریان می دانند که او از هیچکس واهمه و ترسی ندارد ، در اوضاعی که در مملکت پیش آمده و با رویکرد صدا و سیما نسبت به آثار هنری ، و در شرایطی که اکثر راه های ارتباطی قطع شده ، استاد شجریان راهی جز ارتباط با مردم و گفتن حرفهایش از طریق تلویزیون بی بی سی نمی بیند ، همانطور که مردم و  دیگر هنرمندان و حتی سیاستمداران ( از جمله مشاوران و نمایندگان ستادهای نامزدها و همسران مهدی کروبی و میرحسین موسوی ) راهی جز این نمی بینند.

پیام استاد شجریان در مورد پخش صدایش از صدا و سیما در گفتگو با بی بی سی را از ایـــنــجا دانلود کنید.در این پیام همانطور که در ابتدای مطلب گفتم استاد شجریان جلوگیری از پخش صدای خود از صدا سیما را " حق مسلم خود " می داند و از آنها می خواهد که " به حق و حقوقش تجاوز نکنند ". آیا این انتظار زیادی است ؟  آیا حق ندارد صدا و سیما  را از پخش صدای خودش منع کند ؟!


دربارۀ بقیۀ سخنان استاد شجریان در گفتگو با بی بی سی هم که به اوضاع این روزهای ایران اشاره شده باید بگویم که :

شجریان از 24 سال پیش ( سال 64 ) همزمان با انتشار آلبوم بیداد ، ثابت کرد که مانند اکثر هنرمندان که به اوضاع اجتماعی و سیاسی مردم بی اعتنا هستند ، نیست. آلبومی که بخاطر آن استاد شجریان بازداشت و حتی به زندان هم رفت ! در کتاب هزار گلخانۀ آواز صفحۀ 149 ( که منبع این بخش کتاب مصاحبۀ سال 78 استاد شجریان با شبکۀ جام جم است ) ، استاد شجریان این ماجرا را چنین بیان کرده :

" تاریخچۀ اتفاقات اجتماعی ایران در سی سال گذشته در کارهای من فراوان است.کار من همیشه دارای رنگ های اجتماعی بوده است.هرگز هنرم برای هنر نبوده است.آن اوایل که اجازۀ تدوین هم به من نمی دادند.سرِ کاست " بیداد " چند شب مرا بازداشت کردند و یک شب در زندان بودم و تعهد گرفتند که حق تدریس ندارم ! "


اما سایتی با نام " انصارنیوز " دست به یک اقدام مضحک زده و مقاله ای دربارۀ این گفتگوی استاد شجریان با بی بی سی نوشته و آنرا به شیوۀ خودش تفسیر کرده. با توجه به گسترش و بازتاب این خزعبلات در بین مردم لازم دیدم نظر خودم را در این باره بنویسم...

دروغ های پی در پی ، کلمات تمسخر آمیز و گاهاً چاله میدانی و اتهامات بی پایه و اساس در این نوشته موج می زند.بازی با کلمات ، مظلوم نمایی ، خود بزرگ بینی ( شاید هم هالۀ نور ! ) ، استفادۀ ابزاری از تعاریف دینی و مقدسات چون " قرآن " و " شهیدان " ، همگی نشان از ضعف اطلاعاتی و ضعف شخصیتی فرد نویسنده دارد.دروغ ها و ادبیاتی که در این نوشته به کار رفته نمونه ای از ادبیات بالاترین مقام های کشوری این روزهای ما است. ادبیاتی که همۀ ما در مناظره های تلویزیونی نامزدهای ریاست جمهوری از سوی فردی به اصطلاح اصولگرا دیدیم !

در جواب به نویسندۀ این چرند نامه باید عرض کنم : شما که فرق " ساسی مانکن " و هنر استاد شجریان را نمی دانید ، چگونه به خود اجازه می دهید که در مورد او حتی دست به قلم بردارید ؟ اصلاً شما از ربنای استاد شجریان چه می فهمید ؟ هیچ می دانی زمانی که تو در حال مکیدن پستانک در دهان بودی مردم ایران روزه هایشان را با صدای او افطار می کردند ؟  چطور جرات می کنی در برابر کسی که آوازش را با نغمه های قرآنی شروع کرده دم از استدلال های قرآنی خودت بزنی ؟ هیچ می دانی همین به قول خودت " آواز خوان " نفر اول مسابقات قرائت قرآن در ترکیه شده ؟ در زمانی که استاد شجریان به تنهایی کمر همت برای کمک به زلزله زدگان بم بست ، تو امثال تو کجا بودند ؟ شما که همه چیز از جمله همدردی با جوانان غرق خون شده در خیابان ها را غائله و توطئه می بینی ، بهتر است بروی همان " ام کلثوم " ات را گوش کنی ! به نظر من تو حتی حق و صلاحیت گوش دادن یک بیت از آواز های استاد شجریان را نداری چه برسد به اظهار نظر راجع به کرد و کارها و زندگی شخصی او.دیانت تو کجا و دیانت شجریان کجا ؟!

بحث را از این باز تر نمی کنم...این مقالۀ زهر آلود چنان بی شرمانه است که من نمی دانم در کجای دینِ نویسنده ، اینگونه دروغ ها ، تهمت ها و گستاخی ها به جان کسی که در دل مردم جا دارد در سختی های مردم کنارشان بوده و نقش زیادی حتی در حرکت های مردمی زمان انقلاب و روی کار آمدن افرادی چون خود نویسنده داشته ، تائید شده ! نوشته ای که از روی خشم و کینه نوشته شده و قصد هدف قرار دادن سابقه و کارنامۀ اسطوره ای چون شجریان را دارد ، این نویسنده دست به دامن عاملی به اسم " عوام فریبی " شده ، عوام فریبی ای که این روزها خوب جواب می دهد !

بیشتر از این در مورد این مقالۀ لجن آلود چیزی نمی‌نویسم ، چون با این کار همان هدفی که نویسنده دارد و آن " مطرح شدن به وسیلۀ به چالش کشیدن پیشینۀ شجریان " دارد را دنبال کرده ام.این نوشته را در ایـــنــجا بخوانید.



شب پره گر وصل آفتاب نخواهد ؛ رونق بازار آفتاب نکاهد

در پایان باید بگویم که ، به نظر بنده دلیل اینکه استاد شجریان از صدا و سیما می خواهد صدایش را پخش نکنند این است که می داند قدرت هنر از سیاست بسیار بیشتر است هنری که این روزها خیلی از سیاستمداران را به فکر انداخته تا با استفاده از آن دست به عوام فریبی بزنند و در جهت پیشبرد مقاصدشان از آن استفاده کنند.فیلم ها ، سریال ها ، عکس ها ، موسیقی ها و دیگر هنرها این روزها بهترین راه شستشوی مغزی هستند.

پ.ن : می توانید تصنیف " ایران ای سرای امید " را با صدای استاد شجریان ، در قسمت موسیقی وبلاگ گوش و دانلود کنید.

شجریان ، نگاهی امیدوار به سال 88 ،‌ سازهای جدید و پاسخ به انتقادات

کنفرانس مطبوعاتی استاد شجریان روز دوشنبه 22 فروردین ماه ، همزمان با انتشار آلبوم " آه باران " در موسسۀ دل‌آواز برگزار شد.اما از این نشست مطبوعاتی ، که اولین نشست سال 88  استاد شجریان محسوب می شود ، خبرهای جالبی شنیده شد که نویدبخش سالی پربار و امیدوارکننده ، برای موسیقی ایران است.چکیدۀ این اخبار را که از خبرگزاری فارس و ایسنا آماده کرده ام ، خود گویای این قضیه است.



مهمترین خبر این نشست ، رونمایی از چند ساز جدید استاد شجریان به نام های " کرشمه " ، " ساغر " و " بم صراحی " بود.همانطور که مطلع هستید ، استاد شجریان مهر ماه سال 87 در کنسرتش با گروه شهناز از دو ساز جدید به نام " صراحی " و " بم ساز " رو نمایی کرده بود.توضیحات استاد شجریان دربارۀ سازهای جدید و پاسخشان به بعضی انتقادات را که از خبرگزاری ایسنا و فارس انتخاب کرده ام را بخوانید :

 " محمد رضا شجريان در حالي برنامه‌های سال 88 را تشريح كرد كه سازهای جديدش را براي خبرنگاران رونمايي كرد و گفت : به نوازندگان و سازندگان ساز توصيه مي‌كنم كه در عين حفظ اصالت در سنت‌ ها خود را گرفتار نكنند.به گفتۀ مجید درخشانی ، در كنسرت سال 88 گروه شهناز با همراهی محمدرضا شجريان ،‌ ساز‌هايي همچون « صراحی » ،  « بم صراحی » و « ساغر » در اجرای گروه استفاده می‌شوند. "

  نياز داريم رنگ‌های جديدی وارد اركستر بكنيم

" استاد آواز ايران در بخش ديگری از اين نشست خبری دربارۀ سازسازي و تغييراتي كه در اين زمينه به دنبال آن است ، هم گفت : در طول ساليان دراز سازهای سنتی داشته‌ايم كه هيچ‌گاه در آن‌ها تغيير ايجاد نكرديم. در حالي كه نياز داريم تا در اجراهاي موسيقي رنگهاي جديدی وارد اركستر بكنيم. به خصوص ما در بخش بم و باس ضعيف هستيم و سازهاي مشابه ويولنسل و كنترباس نداريم ، تنها عود و قيچک باس داريم كه نزديک به آن سازهاست ولی حجم و رنگ ويولنسل را ندارد. به همين دليل بيشتر از هر كس ديگري احساس نياز كردم كه اركسترهای ما نياز به اين تغييرات در حجم و رنگ صدا دارد.او تصريح كرد: ما می‌خواهيم در كنار سازهايی كه امروزه استفاده مي‌كنيم، سازهاي جديدی داشته باشيم كه ضعف‌هاي موجود را پوشش دهد و به همين دليل هم از سال 40 به بعد كه سنتور سازي را شروع كردم روي ساخت سازها تحقيق كردم و با سر زدن به ساز فروشي‌ها و زير رو كردن ساز‌ها به بررسی آن‌ها و امكانات تغييراتي در اين سازها پرداختم تا به صداي بهتري برسم. "

استاد شجريان در معرفی اين سازها توضيح داد :

" « بم صراحی » كه به‌جای « ويلونسل » از آن مي‌توان استفاده كرد ، توسط دكتر افشاری نواخته مي‌شود. ساز « ساغر » نيز از خانواده تار است كه براي تارنوازان خوب است ولي رنگ صدای آن با تار فرق مي‌كند و در حال تجربه و امتحان آن هستم. « كرشمه » نيز به خانواده « عود » نزديک است ، ولي شكل ساز عود را ندارد و با تغيير سيم‌ هايش درآن تغييراتي داده‌ام . "

خبرگزاری فارس هم در قسمتی از گزارش خود نوشته :

محمد رضا شجریان : " همچنين سازي را با دو دف ساخته‌ام به طوری كه هر دو طرف ساز دف است البته اين ساز هنوز تكميل نشده و من از حسين رضايی ‌نيا خواسته‌ام تا با تمرين بر روی اين ساز بتواند صداهای متفاوتی از آن توليد كند .  "

متاسفانه در سنت‌ها خود را گرفتار كرده‌ايم

" استاد شجریان اظهار اميدواری کرد سازندگان ساز به ايده‌های جديد در اين عرصه روي بياورند و گفت: اميدوارم سازندگان ساز ما تنها به همان سازهايي كه مي‌سازند بسنده نكنند ، بلكه در كنار آن سازهای جديدی را تجربه و وارد عرصه‌ي موسيقي بكنند. متاسفانه ما در سنت‌ها خود را گرفتار كرده‌ايم در حالی كه سنت همچون اتاق دربسته‌ای مي‌تواند آدم را محصور كند. ولی اصالت اين گونه نيست پس چه بهتر كه در كنار نگهداري اصالت ، سنت‌ها را بشكنيم و بر اساس نيازهاي امروز جامعه چيزهاي جديدی را ابداع كنيم.شجريان تاكيد كرد : هنرمندان از تعصب‌های خود خارج شوند و بدون هراس دست به تجربه‌های جديد بزنند و از اين طريق اشكالات سازهاي موجود را برطرف و ايده‌های متفاوتي را مطرح كنند."

سخنانم در جشن خانه موسيقی به مذاق برخی ‌ها خوش نيامد

" استاد آواز ايران با اشاره به پيشنهادش براي راه‌اندازی كانونی در خانۀ موسيقی براي حمايت از سازندگان سازهاي كه ايده‌هاي جديد دارند ، گفت : اين پيشنهاد را مطرح كردم كه سازندگان ساز تشويق شوند و جرات اين را پيدا كنند تا ايده‌های جديد خود را مطرح كنند.اما متاسفانه در جشن نهم خانه موسيقي كه مهر ماه سال گذشته برگزار شد و من دستاوردهای ساز و سازی خود را ارايه كردم گويا به مذاق خيلی ‌ها خوش نيامد و واكنش‌هايی نشان دادند كه كمی ‌ناشيانه بود و انتظار می ‌رفت نسبت به اين موضوع فكر بيشتری شود. "



خبر مهم دیگری که ممکن است خیلی از مشتاقان منتظر شنیدنش باشند ، خبر برگزاری کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز در تهران و حتی در چند شهرستان دیگر باشد.در ادامه گزارش ایسنا در رابطه با این موضوع را مطالعه میکنید :

کنسرت در تهران :

" از نيمه ‌دوم تير ماه كنسرت‌ها آغاز مي‌شود.مجید درخشانی دربارۀ كنسرت اين گروه ( گروه شهناز ) كه از نيمۀ دوم تير ماه سال جاري آغاز مي‌شود ،‌ گفت :‌ كنسرت در دو بخش در بيات اصفهان اجرا مي‌شود كه در بخش اول يک‌ چهار مضراب و يک تصنيف اجرا خواهد شد و اجرا با قطعه‌ي « شكايت ني » از ساخته‌هاي وزيري آغاز و بعد از يک تصنيف ، دو قطعه از ساخته‌هاي خودم را اجرا خواهيم كرد.در بخش دوم اين كنسرت كه با يک پيش درآمد آغاز مي‌شود ، قطعه‌ي « ساقي نامه » با شكلي جديد و به صورت متنوع و در « سه ‌گاه » اجرا خواهد شد و بعد از آن يک چهار مضراب از ساخته‌هاي خودم و يك قطعه آوازي ديگر خواهيم داشت. "

کنسرت در اروپا و شهرستان ها از شهريور ماه

" همچنين تور اروپايی كنسرت گروه « شهناز » با صدای محمد رضا شجريان از 5 تا 25 سپتامبر برابر با 14 شهريور تا 3 مهر ماه ،  طی سه هفته در كشورهایی همچون آلمان ، انگلستان ، سوييس ، فرانسه ،‌ سوئد و... برگزار خواهد شد و در صورت فراهم شدن امكانات اين گروه در سال جاری در شيراز و اصفهان نيز برنامه‌هايي خواهد داشت. "

استاد شجريان : براي اجرا در شهرستانها كمتر به نتيجه رسيده‌ايم

" محمد رضا شجريان استاد آواز ايران نيز با اشاره به مشكلات گروه برای اجرای اين برنامه ‌ها در شهرستان‌ها هم مطرح كرد :‌ همواره گروه ما به دنبال اجراي كنسرت‌های متنوعی در شهرستان‌ ها بوده است ، اما به دليل فراهم نشدن شرايط مناسب برای اجرا ، كمتر در شهرستان‌ها به نتيجه رسيده‌ايم . به طوری كه بعد از تحقيق و تلاش زياد اغلب به مشكل برخورده ‌ايم و به اجرای گروه در تهران بسنده كرده‌ايم .‌ حتی در شرايط فعلی نيز نمی ‌توانيم از اجراهای گروه در تالار وزارت كشور به صورت قطعی خبر دهيم ، اما كنسرت‌های ما از نيمۀ دوم تير ماه آغاز می ‌شود . "

آلبوم جدید استاد شجریان هم با نام " آه باران " از شنبه 22 فروردین ماه وارد بازار موسیقی شده که هم اکنون می توانید آن را از فروشگاه های موسیقی خریداری کنید.توضیحات استاد شجریان و مزدا انصاری ( تنظیم کنندۀ اثر ) را در ادامه مشاهده می کنید ( از خبرگزاری ایسنا ) :

" مزدا انصاری تنظيم ‌كنندۀ آلبوم « آه باران »:‌ ساخت و تنظيم اين اثر هفت سال به طول انجاميد و ساخت آن از زمان فوت مرحوم مشيری شروع شد و زمانی كه استاد شجريان با همراه  سه ‌تار حسين عليزاده قطعه « آه باران » را اجرا كردند ، پيشنهاد اجرای اركسترال اين اثر را همراه با بازنگری مجدد به ايشان دادند و نهايتا با علاقه‌ای كه شخصا به موسيقي « گل‌ها » داشتم ، تصميم گرفتيم كه در كنار اين قطعه در يک مجموعه قطعات قديمی‌ همچون « نوای نی » از ساخته‌های مرتضی محجوبی و « ديدي‌ ای مه »‌ از ساخته‌های حسين ياحقی را بازسازی كنيم.او ادامه داد : در قطعه « نوای نی »‌ كاملا به تنظيم استاد خالقی وفادار بودم. اما براي قطعه‌ی « ديدی ‌ای مه » مقدمه‌ای ساختم و تنظيم مجدد كردم. همچنين در اين آلبوم يک مقدمۀ بدون كلمه دشتی ،‌ ساخته شده است كه با همفكری استاد در اين مجموعه از حضور فرهنگ شريف و فخری ملک پور نيز ياری گرفتيم. "

  استاد شجریان : با آلبوم « آه باران » مي‌خواهيم از « گل‌ها » يادی بكنيم

" استاد شجریان : مزدا انصاری سال‌هاست به صورت حرفه‌ای در حوزۀ موسيقی كار مي‌كند و با شناختی كه نسبت به او و خانواده‌اش داشتم و با تكيه بر صداقت فكری و ديدگاه هنری‌‌اش پيشنهاد او را برای تنظيم اين آلبوم پذيرفتم و قرار شد با اين مجموعه يادي از « گل‌ها » بكنيم تا مخاطبانی كه اين سبك موسيقی را دوست داشتند ، اين اثر مجددا براي او يادآور شود.استاد آواز ايران با اشاره به بازگشت ‌اش به موسيقي « گل‌ها » در اين مجموعه ، توضيح داد : تمام تلاشم در اين بود كه ژانر موسيقي « گل‌ها » را در كنار ساير ژانر‌ها براي مخاطبان خاصش داشته باشيم تا جايگاه هميشگی آن در جامعه پيدا شود ، اما اجرای اين سبک موسيقی همچون تمام اجراهای ما مستلزم داشتن سالن است. "


بخش پایانی این کنفرانس مطبوعاتی مربوط به  کارگاه های آواز استاد شجریان بوده.خبرگزاری فارس در این رابطه چنین نوشته :
 
آموزش آواز شجريان از راه دور

" شجريان با اشاره به كلاس‌های آوازش گفت : كلاس‌هاي آواز من همچنان ادامه دارد و روند خوبی را طی می‌كند به طوری كه با تمام گرفتاری‌‌هايم تشويق شدم اين كار را ادامه بدهم.همچنين طرحی را براي آموزش از راه دور دارم اما بايد وقت مناسب برای اين كار را پيدا كنم. "

گزارش ایسنا - گزارش فارس

مطالب مرتبط :

زخمه دوبارۀ استاد آواز بر ساز ایرانی ( همشهری )

صراحی ، ساز ابداعی استاد شجریان

توضیحات صوتی استاد شجریان درباره 3 ساز ساخته شدۀ جدید

پی نوشت : علاقه‌مندان می توانند در قسمت موسیقی وبلاگ ، چهار مضراب عشاق را از آلبوم جدید استاد شجریان ( آه باران ) گوش کنند ، برای خرید این اثر می توانید به فروشگاه های موسیقی و لینک موجود در قسمت موسیقی وبلاگ ، مراجعه کنید.

پی نوشت 2 : برای مطلع شدن از آخرین اخبار و مقالات مهم موسیقی به ایـــنـــجا مراجعه کنید.

پی نوشت 3 : بازدیدکنندگان و همراهان محترم این وبلاگ ، اگر عکس‌های این مطلب و قسمت‌های مختلف وبلاگ را نمی توانید مشاهده کنید، بخاطر اتمام پهنای باند مکانی‌است که در آن عکس‌ها را آپلود کرده ام ، لطفاً برای دیدن آنها ، چند ساعت دیگر مراجعه فرمایید ، از این پیش‌آمد شرمنده ام و از حضور دوستان عذر می خواهم.


آلبوم جدید استاد شجریان با نام « آه باران » از 22 فروردین منتشر میشود


دل آواز : آلبوم " آه باران " آخرین اثر محمدرضا شجریان ، مجموعه ای است که در فرم و فضای موسیقی گلها تنظیم گردیده و به یاد بزرگان ، حسین یاحقی ، مرتضی محجوبی ، رهی معیری و بنان ساخته شده است.

این آلبوم شامل 7 قسمت در مایۀ دشتی است که چهار قطعه آن بصورت ارکسترال ، دو قطعه بصورت ساز و آواز همراه پیانوی فخری ملک پور و تار فرهنگ شریف بر اشعار حافظ و عطار بوده و یک قطعه آن چهار مضراب تار به همراه تنبک همایون شجریان می‌باشد.

منبع عکس

تصانیف این آلبوم عبارتند از :

 " دیدی ای مه " با آهنگسازی حسین یاحقی بر ترانۀ رهی معیری
 " نوای نی " با آهنگسازی مرتضی محجوبی بر ترانۀ رهی معیری
" آه باران " با آهنگسازی محمدرضا شجریان بر روی شعری از فریدون مشیری

تنظیم کلیۀ قطعات و همچنین ساخت مقدمۀ دشتی توسط مزدا انصاری انجام گرفته است.

هنرمندان اعم از تکنوازان و نوازندگان ارکستر که در این مجموعه همنوازی و همراهی نموده‌اند عبارتند از :

فرهنگ شریف ، تار
فخری ملک ‌پور ، پیانو
همایون شجریان ، تنبک
ارسلان کامکار ، ویلن
علی رحیمیان ، ویلن
علی جعفری پویان ، ویلن
سینا جهان ‌آبادی ، ویلن
میثم مروستی ، ویولا
سهراب برهمندی ، ویولا
کریم قربانی ، ویلنسل
ناصر رحیمی ، فلوت
ایمان جعفری پویان ، کلارینت
علی رزمی ، تار
 
مجموعه حاضر در تاریخ مورخه شنبه 1388/01/22 به بازار عرضه خواهد شد.

آلات و ادوات زورگیری - عکسی غم‌انگیز از یک سنتور

عکس : خبرگزاری فارس

همانطور که در عکس بالا پیداست،  این ساز سنتور ، در جریان دستگیری اراذل و اوباش و زورگیران ، در کنار انواع و اقسام ادوات زورگیری و سرقت قرار داده شده.البته منظور از این کار مشخص نیست ، شاید هم بی‌غرض اتفاق افتاده ، ولی آنچه پیداست این است که عکس فوق در گزارش تصویری ای با عنوان " جمع آوری ارازل و اوباش در طرح ضربتی ایام نوروز " مشاهده می شود.از این تیتر و از این عکس می توان اینطور برداشت کرد که هر کس با انواع و اقسام سازها سر و کار داشته باشد ، در جمع ارازل و اوباش و زورگیران محسوب می شود ، شاید هم جزو سارقان ! .اما به دور از این حدث و گمان ها ، عکس فوق ، شاید نشانگر قسمت کوچکی از وضعیت و حال‌و‌هوای این روزهای موسیقی کشورمان در نزد مردم و مسئولین باشد.


مرتبط :


نغمه های بهاری - سال نو مبارک

یک سال دیگر گذشت ، سالی پر از اتفاقات تلخ و شیرین ، اکنون به فاصلۀ کمتر از 17 ساعت مانده تا لحظۀ تحویل سال 1388 ، امیدوارم همگی شما دوستان ، سال 87 را با موفقیت و کامرانی به پایان رسانده و حداکثر استفاده را از فرصت های زندگی در این سال برده باشید.بار دگر طبیعت سر سبز ، حیاتی دوباره یافته و نسیم شکوفایی و شکفتن در جامعه وزدین آغاز نموده. امیدوارم در این موسم بهاری ، همگی‌مان ، همراه با تحول و دگرگونی طبیعت ، با تلاش و کوشش در عرصه های انسانیت فردای بهتری را برای خود رقم بزنیم.فرا رسیدن نوروز باستانی و آغاز فصل بهار ، فصل شکوفایی طبیعت را به شما دوستان و همراهان همیشگی وبلاگ آواز ، تبریک و تهنیت عرض میکنم.به همین مناسبت چند نغمه از هنرمندان مختلف را برای شما عزیزان قرار میدهم تا همراه با این ترانه ها به استقبال بهار برویم.

ادامه نوشته

سالنامۀ جاودانه های ايران

داشتن تاریخ تولد و فوت هنرمندان ایران ، همیشه مورد توجه من و خیلی از هنردوستان بوده. به همین خاطر ، بنده چند وقتی است در گوشه و کنار ؛ و گاهاً در تقویم های معمولی و کتاب هایم ، این تاریخ ها را یادداشت میکنم. ولی این قبیل یادداشت ها ، بعد از گذشت چند ماه یا محل یادداشتش از یاد میرود و یا چون به صورت منظم و دقیق و البته کامل نوشته نشده ، خسته کننده می‌شود.

 

دوست عزیزمان ، آقا امین ، با زحمت و علاقۀ فراوان و تحقیق دو ساله ، موفق به تهیۀ سالنامه ای با عنوان " سالنامه جاودانه هاي ايران " شده اند و کار من و امثال من را که به داشتن این یک چنین سالنامۀ کامل و منظمی علاقه دارند ، راحت کرده اند .از همین‌جا از این دوست عزیز بابت خلق این اثر ماندگار ، تشکر می کنم و امیدوارم این قبیل حرکات ادامه داشته باشد ، و قطعاً با حمایت  شما هنردوستان و علاقه مندان ، ادامه خواهد داشت.وبلاگ آواز همواره از این آثار حمایت کرده و افتخار می کند که با معرفی این آثار به گسترش فرهنگ و هنر این مرز و بوم کمک کرده باشد.

 این سالنامه ، شامل تاریخ تولد و وفات بسیاری از دانشمندان رشته های مختلف و رشته های مختلف هنری ، اسایتد صنایع دستی ، نویسدگان ، بزرگان علم  ، موسیقی دانان ایران زمین و... است که چند روزی است به همت این دوست گرامی در کتاب فروشی ها و مراکزی که در زیر می نویسم ، در دسترس علاقه مندان قرار گرفته.برای خرید این سالنامه در تهران به یکی از مراکز زیر مراجعه فرمایید.

 


ادامه نوشته

هشتم اسفند  ، هشت تصنیف و پنج خاطره از مخملین صدای ایران

امروز بیست و سومین سالگرد درگذشت مخملین صدای ایران ، استاد غلامحسین بنان بود.روزی که موسیقی ایران یکی از بزرگترین حافظان و بزرگترین تاثیرگزاران خود را از دست داد.علاقۀ شدید بنده به این استاد گرانقدر موجب شکل گیری مطالبی مثل : این مطلب ، این مطلب ، این مطلب ، این مطلب و این مطلب ، در مطالب گذشتۀ وبلاگ آواز شده و قصد من در این مطلب تکرار مکررات نیست!.پنج خاطره از استاد بنان را به همراه هشت تصنیف از زیباترین تصنیف‌های ایشان را برای دانلود می گذارم ، باشد که مورد توجه عزیزان و بازدید کنندگان وبلاگ قرار گیرد.


علی تجویدی : شبی پس از فراغت از اجرای برنامۀ گلها با هم بر آن شدیم تا از میدان ارگ به سوی استودیوی گلها در ساختمان رادیو که در آنجا قرار داشت ، ساعتی بسوی شمال تهران پیاده قدم بزنیم.در میان راه بنان از من پرسید : بنظر تو چگونه می توانیم از دستگاه سه گاه به آواز بیات اصفهان تغییر مقام کنیم و باز از بیات اصفهان به شور و سپس به سه گاه برگردیم ؟ هر دو در بدست آوردن راهی مناسب به زمزمه مشغول شدیم و هم چنان در یافتن پاساژی بودیم که این تغییر مقام یا به اصطلاح مرکب خوانی به گونی ای لطیف و خالی از تصنع انجام گیرد.خوب یاد دارم که ساعت خروج ما از استودیو ساعت 7 بعد از ظهر بود و راهپیمایی و جستجوگری ما آنچنان پی گرفت که گذشت مکان و زمان را فراموش کردیم و آنگاه به خود آمدیم که یک ساعت از نیمۀ شب گذشته بود ، تازه دانستیم نزدیک پل رومی شمیران قرار داریم و در این مدت خستگی و گرسنگی و تشنگی را به شور و شوق هنر و پویش و همدلی ، را همه از یاد برده بودیم اثر آنچه گذشت ، پدید آمدن آهنگ « یاد کودکی » بود که در آن سیر آهنگ از بیات اصفهان به سه گاه و سپس به شور و برگشت فرود به بیات اصفهان است و هر گاه این آهنگ را می شنوم یاد فراموش نشدنی آن شب برایم زنده می شود.

از نور تا نوا – علی تجویدی

فریدون حافظی : بیاد دارم شبی در منزل مجید وفادار در خدمت بنان و رهی معیری و چند تن دیگر گرد آمده بودیم.آن شب بنان را نه چنان دیدم که دریافته بودم.او آواز نمی خواند ، پرواز می کرد ، به روانی و سبکی نسیم دستگاهی به دستگاه دیگر و از گوشه ای به گوشۀ دیگر پر میکشید.گاه من و گاه وفادار او را همراهی می کردیم ، در آن حال که وی به تمامی گوشه های ردیف سر می کشید و مرکب خوانی می کرد ، نگران بودم نتواند به پرده ای که از آن آغاز کرده بود بازگردد.ولی آنگاه دچار شگفتی شدم که او به قدرت حنجرۀ نیرومند خود از همان راههایی که عبور کرده بود ، پایگاه به پایگاه بازگشت و به پردۀ نخستین رسید.گویی سازی در حنجره داشت که با استادی ، و به هر گونه که اراده می کرد آن را می نواخت و چنین هنرنمایی ، حتی برای نوازندگان چیره دست که به پرده های دست افزار موسیقی آشنایی کامل دارند بسی دشوار است و از عهدۀ همه کس ساخته نیست ، تا چه رسد به خواننده ای که صدا را در حنجرۀ خویش می پرورد.

از نور تا نوا – فریدون حافظی



محمد رضا شجریان :
من هر وقت آواز بنان را از رادیو یا تلویزیون می شنیدم ، منقلب میشدم ، و اشک می ریختم و روزی که به قزوین سفر می کردم ، یک صفحه از صدای دلنشین او را با خود داشتم تا یک تحریر او را تقلید کنم ، از تهران تا قزوین بیش از پنجاه بار آن را گذاشتم و سرانجام به آموختن آن توفیق نیافتم !.

از نور تا نوا – محمد رضا شجریان


لطفاً برای ادامۀ مطلب و دانلود تصنیف ها به ادامۀ مطلب مراجعه کنید.

ادامه نوشته

شش دهه زندگی هنری استاد شجریان

دیروز خیلی اتفاقی ، در بین روزنامه‌ها با روی جلد مجلۀ خانوادۀ سبز مواجه شدم و با توجه به مشاهده کردن عکس استاد شجریان در کنار رایان و مژگانِ شجریان ، کنجکاو شدم تا مجله را خریده و مطلبی که در مورد استاد شجریان نوشته را مطالعه کنم ، با مطالعۀ این مطلب احساس کردم که برای خوانندگان وبلاگ میتواند قسمتهایی از این متن جالب باشد.خریدن این مجله ( که از نیمۀ دوم بهمن ماه روی دکه های روزنامه فروشی رفته ) را به همۀ دوستان توصیه میکنم.

او استاد آواز ايران است، سال‌هاست كه ايرانيان با صداي او زندگي مي‌كنند، او يك ايراني عاشق است كه نام ايران را با موسيقي در دنيا پر آوازه كرده است، طي 68 سال زندگي پر بركت، توانست نام « ايران » را در عرصه موسيقي دنيا پرآوازه كند... او در امور خيريه هم هميشه از بانيان است، فراموش نمي‌كنيم كه او در زمان زلزله بم چه زحماتي كشيد و چگونه توانست با اجراي كنسرت‌هايش، براي زلزله‌زدگان پول زيادي جمع‌آوري كند. بله، او استاد آواز ايران است، محمدرضا شجريان كه از شش سالگي، با تلاوت قرآن، زندگي پربركت هنري خود را آغاز كرد.

 ابوالفضل زوريي نصرآباد در وصف استاد مي‌نويسد :

  " مطالعه اشعار شيخ سعدي ، ايرج ميرزا و رهي معيري در من شوق غريبي براي سرودن ايجاد مي‌كند. وقتي خط خوش استاداني چون جليل رسولي، محمد احصايي و جواد بختياري را مي‌بينم راغب مي‌شوم كه مركب و قلم ني بگيرم و باقي عمر را صرف مشق خط كنم. شيوه تارنوازي حسين عليزاده به فراگيري تار ترغيبم مي‌كند و صداي آسماني، قدرتمند و دلنشين محمدرضا شجريان مرا وسوسه مي‌كند كه بخوانم (و صد البته هزار شكر كه تا به امروز بر اين وسوسه نفس امّاره بالسوء غلبه كرده‌ام و بر عالم هنر از اين حيث منت بسيار دارم !).شجريان استاد مسلم آواز ايراني است. نه تعريف و تمجيد من و امثال من چيزي بر قدر او مي‌افزايد و نه انتقاد و بدگويي دوستان و دشمنانش از ارزش كار او مي‌كاهد. من به عنوان يك مخاطب سال‌هاست كه با آثار شجريان زندگي كرده‌ام. دستان، نوا (مركب‌خواني) و بيداد، كاست‌هاي مورد علاقه من هستند. شجريان را دوست دارم براي « ربنا » ، براي كاست « راست پنجگاه »، به خاطر گوش دادنش به پاواروتي و ام‌كلثوم و به خاطر خطاطي و گل‌كاري‌اش، دوستش دارم و براي او آرزوي سلامتي و طول عمر مي‌كنم."

 

استاد شجریان در آغوش پدر ( 4 ماهگی ) - سال 1319

 در اولين روز مهرماه سال 1339، همان روزي كه مدارس در سراسر كشور باز مي‌شد، محمدرضا شجريان در شهر مقدس مشهد ديده به جهان گشود. پدربزرگش « علي‌اكبر » از مالكان بزرگ مشهد بود و به زيبايي آواز مي‌خواند، پدرش؛ مهدي هم از صداي پرطنين و رسايي برخوردار بود، اما او كه در جواني آواز خواندن را آغاز مي‌كند، پس از مدتي به قرائت قرآن رو مي‌آورد و تا آخر عمر يعني در هجدهم آذرماه سال 1375 در سن 85 سالگي همين كار را ادامه مي‌دهد... او به شاگردان زيادي تلاوت قرآن ياد داد كه يكي از همان شاگردان، پسرش محمدرضاست كه او را از دوران كودكي با تلاوت قرآن آشنا مي‌كند تا جايي كه محمدرضا در 12 سالگي شهره عام و خاص در مشهد مي‌شود و در مجامع بزرگ مذهبي تلاوت قرآن اول برنامه با او بود.

http://awazblog.googlepages.com/OstadGHoran-MKHS5.jpg

استاد مي‌گويد : " در سال 1324، زماني كه پنج ساله بودم در خلوت كودكانه‌ام آواز مي‌خواندم. در سال 1326 به كلاس اول دبستان رفتم و از سال 1328، زماني كه 9 ساله بودم در مجمع تلاوت قرآن مشهد شركت كردم. آن سال‌ها در دبستان فرخي مشهد تحصيل مي‌كردم...در سال 1331 زماني كه 12 ساله بودم به دعوت رئيس راديو خراسان در راديو، قرآن تلاوت كردم.آن زمان به فوتبال علاقه داشتم از اين رو در سال 1334 در مسابقات فوتبال دبيرستان‌هاي مشهد شركت كردم، آن زمان 15 ساله بودم، تلاوت قرآن را همچنان ادامه مي‌دادم و به علت توانايي در تلاوت قرآن با صداي خوش، چشم و چراغ همه اعضا و دانش‌آموزان مدرسه و مردم بودم. "

 http://awazblog.googlepages.com/Ostad-Mojhghan-MKHS.jpg

 مژگان دختر سوم استاد، كارشناس نقاشي، كارشناس ارشد ارتباط تصويري (گرافيك) و كارشناس موسيقي از دانشگاه هنر است.او « سه‌تار » را نزد استاد محمدرضا لطفي و استاد حسين عليزاده از سال 1358، زماني كه 9 ساله بود، فرا گرفت، سپس رديف‌نوازي را نزد استاد پرويز مشكاتيان از سال 1360 آغاز كرد و در مرحله بعدي نزد استاد مهربانو توفيق رديف‌نوازي را در دانشگاه هنر آغاز كرد.يكي از اجراهاي معروف او با «سيما بينا» در سال 70 بود و اجراي كنسرت با گروه شهناز در سال 1387... به غير از اين، او طراحي گرافيك آثار استاد محمدرضا شجريان و همايون شجريان در سال 1372 و همچنين طراحي و اجراي صحنه كنسرت پدر و گروه شهناز در سال 1387 را عهده‌دار بود.

 

 « در سال چهارم دبيرستان برخلاف خواسته‌ام به دانشسراي مقدماتي رفتم و راه معلمي را در پيش گرفتم و به استخدام آموزش و پرورش درآمدم و از 20 سالگي به معلمي در روستاي استان خراسان درآمدم، آنجايي كه من تدريس مي‌كردم، بخش رادكان بود، دبستان خواجه نظام‌الملك... » و اينگونه شد كه استاد به معلمي رو آورد...

 

http://awazblog.googlepages.com/Ostad-KatayonKhansari-MKHS4.jpg

استاد شجریان در کنار همسر دوم ( کتایون خوانساری ) - سال 1372 اصفهان

21 ساله بود كه ازدواج كرد، استاد مي‌گويد: « با دختري ازدواج كردم كه او هم معلم دبستان بود، همسرم خيلي با من همراه بود و با كمك او بر مشكلات مالي يك زندگي بسيار محقر پيروز شديم. عقدكنانم با «فرخنده گل‌افشان» در 21 مهرماه سال 1340 بود و در 20 مردادماه سال 1341 ازدواج‌‌مان را در مشهد جشن گرفتيم، زندگي خانوادگي كه حاصل آن سه دختر و يك پسر بود...پس از ازدواج، استاد از بخش رادكان به روستاي شاه‌آباد مشهد به عنوان مدير دبستان شاه‌آباد مشغول به كار شد. دختر بزرگش «راحله» در مهرماه سال 1342 در مشهد به دنيا آمد، دومين دخترش افسانه در ارديبهشت سال 1344 در مشهد به دنيا آمد (افسانه شجريان بعدها با پرويز مشكاتيان ازدواج كرد).«در همان سال بود كه از شاه‌آباد به مشهد منتقل شدم و به تدريس در دبستان پرداختم، آن زمان‌ها واليبال هم بازي مي‌كردم و در مسابقات واليبال معلمان مشهد هم حضور داشتم. پس از تدريس در دبستان عبداللهيان مشهد، در سال 1345 به تهران منتقل شدم و به تدريس در دبيرستان صفوي پرداختم.در ارديبهشت سال 1348، دختر سومم مژگان به دنيا آمد.پسرم همايون هم در ارديبهشت سال 1354 به دنيا آمده است.


 

ادامه نوشته

گزارش کنسرت علیرضا قربانی و گروه اشتیاق در قزوین


گروه اشتیاق به نوازندگی : علی قمصری ( تار) ، شروین مهاجر ( کمانچه ) ، اصغر عربشاهی ( تار ) ، نوشین پاسدار ( عود ) ، سامان صمیمی ( کمانچه ) ، اسحاق چگینی ( نی ) و رشید کاکاوند ( تنبک ) به همراه علیرضا قربانی ؛ شبهای پنجشنبه و جمعه ( 5 و 6 دی ماه ) در سالن کوثر قزوین به هنرنمایی پرداختند.این کنسرت آغاز کنندۀ تور شهرستانهای این گروه بود که بعد از عید نوروز ادامه خواهد یافت.با وجود بالا بودن بیش از اندازۀ بهای بلیت ها ، استقبال خوبی در شب دوم ( و نسبتاً در شب اول ) از برنامه شده بود.البته با وجود بی بهره بودن از یک سالن اجرای موسیقی و همچنین با وجود بالا بودن قیمت بلیت ها ، امیدوارم اینگونه حرکت ها در قزوین و کل شهرستانها که واقعاً در این زمینه بر آنها ظلم می شود ، ادامه داشته باشد.

 

 همانطور که از قبل قابل پیش بینی بود ، به علت بی برنامگی و وقت نشناسی بسیاری از حضار ، برنامه با 30 دقیقه تاخیر شروع شد.برنامه به دو قسمت تقسیم شده بود : 1 – قسمت نوا 2 – قسمت دشتی ( که آنتراکت 20 دقیقه ای بین این دو قسمت هم به 30 دقیقه تبدیل شد ).

 طراحی زیبای بروشور ( که حاصل کارِ آقای آیدین قشلاقی بود ) و نورپردازی خوبِ صحنه ( بابک بهمنی ) که در عکس ها نیز پیداست ، حال و هوای جالبی به کنسرت داده بود.اسپانسر این کنسرت هم شرکت بیمۀ نوین بود.


ادامه نوشته

اخبار تکمیلیِ کنسرت علیرضا قربانی و گروه اشتیاق در قزوین

علیرضا قربانی و گروه اشتیاق شب های پنجشنبه و جمعه ( 5 و 6 دی ماه ) در سالن کوثر ( ضلع جنوبیِ پارک ملت ) به هنرنمایی خواهند پرداخت.این برنامه که تکرار برنامه های کنسرت شهریور ماه تهران  و فستیوال های خارج از کشور ، می باشد ( به جز تصنیفِ جدید موج ) ، در دستگاه نوا  اجرا می شود ( جالب است که کنسرت تیر ماهِ شهرام ناظری که در قزوین اجرا شد هم در نوا بود ! ). در این برنامه قطعات " پریزاد "، " غلام قمر " و " درعاشقی " با استفاده از اشعار مولانا و تصنیف جدید " موج " اجرا می شود. گروه اشتیاق تشکیل شده است از هنرمندانی چون : اسحاق چگینی ( نی ) نوشین پاسدار ( عود ) شروين مهاجر ( که در کنسرت تیرماه شهرام ناظری هم در قزوین کمانچه نواخت ) و سامان صمیمی ( کمانچه ) رشید کاکاوند ( تمبک ) علی قمصری ( تار ) می نوازند.اسحاق چگینی و رشید کاکاوند از هنرمندان به نامِ این کنسرت نیز قزوینی هستند و به عنوان همشهری در شهرشان هنرنمایی می کنند.

  


ادامه نوشته

اشتیاق در قزوین – علیرضا قربانی و گروهش در راه قزوین

خبرگزاری مهر : گروه موسیقی اشتیاق به خوانندگی علیرضا قربانی 5 و 6 دی ماه کنسرت خود را با اجرای قطعه جدید موج در مجموعه فرهنگی ورزشی کوثر قزوین برگزار می کند.علیرضا قربانی با اعلام این خبر به خبرنگار مهر گفت : از آنجا که قرار است در ادامه کنسرت تهران ،تور کنسرت شهرستان ها را در ایران داشته باشیم ازهمین رو تصمیم گرفتیم در نخستین کنسرت به شهرستان قزوین برویم .وی در توضیح قطعات کنسرت گفت : این برنامه در دستگاه نوا اجرا می شود که گزیده ای از اجراهای گروه موسیقی اشتیاق در فستیوالهای خارج و کنسرت تهران ،شامل قطعاتی چون "پریزاد"، "غلام قمر" و " درعاشقی" با استفاده از اشعار مولانا و تصنیف جدید "موج" است که اجرا می شود .خواننده گروه اشتیاق در ادامه افزود: پیش درآمد نوا، ضربی نهفت و قطعه موج ساخته علی قمصری و دیگر تصانیف این برنامه از ساخته های خودم است که تنظیم برخی از آنها کار سعید هنرمند است.قربانی در باره گروه اشتیاق گفت : نزدیک به 5 سال است که گروه موسیقی اشتیاق تشکیل شده است و پیش ازاین کنسرتهای متعددی را در فستیوالهای مختلف دنیا برگزار کرده ایم و آخرین برنامه ما در ایران، شهریور ماه گذشته در مجموعه فرهنگی و تاریخی نیاوران بود . در کنسرت گروه اشتیاق در قزوین اسحاق چگینی نی، نوشین پاسدار عود،سامان صمیمی کمانچه، رشید کاکاوند تمبک،علی قمصری تار ومصباح قمصری کمانچه باس و دمام می نوازند. "

از دیشب تبلیغات برای کنسرت آخر هفتۀ علیرضا قربانی و گروه اشتیاق در قزوین شروع شد.نصب پلاکادرها و پخش اطلاعیه های متعدد در سطح شهر و مغازه ها ، در ذهن هر شهروندی اینطور وانمود می کند که قرار است کنسرت بزرگی برپا شود.کنسرتی در تالار ورزشیِ کوثر! مثل کنسرت شهرام ناظری در سولۀ نمایشگاه های بین المللی قزوین!.برای پیش بینیِ طرز برگزاری کنسرت کافی است گزارش کنسرت شهرام ناظری و گروه مولانا را که در همین وبلاگ منتشر شد ، یکبار بخوانید.البته همه ما امیدواریم که آن اتفاقات و نظیرشان هیچوقت تکرار نشود و باید منتظر برگزاری این کنسرت بود.هنوز از قیمت بلیت ها و محل فروش بلیت ها اطلاع کافی ندارم و این اطلاعات را در یکی دو روز آینده به این مطلب اضافه خواهم نمود.فقط امیدوارم آقای قربانی و هنرمندان گرانقدر گروه اشتیاق ، برنامه را مانند برنامۀ (شب اول ) کنسرت شهرام ناظری و گروه مولانا در قزوین ، نیمه کاره رها نکنند ! برای همین به همشهریان عزیز توصیه می کنم تا حدالمقدور بلیت شب دوم ( جمعه ) را تهیه کنند تا با چنین اتفاقات غیر مترقبه ای مواجه نشوند و اعصابشان نوازش نشود!.

 

 حضور اسحاق چگینی ( نوازندۀ نی ) و رشید کاکاوند ( نوازندۀ تنبک ) هنرمندانِ قزوینی در این گروه هم از نکته های جالب این کنسرت است.

 


خبر تکمیلی را در ایــنـــجا بخوانید.


" موسیقی فاخر "واژه ای برای تمام مواقع (نقدی بر سخنان معاون وزیر ارشاد)

در ابتدا ایـــن خبر را مطالعه کنید ، سپس قسمتی از این سخنان را در زیر ببینید و برداشتهای یک فرد بی اطلاع از اوضاع موسیقی ملی ، را مجسم کنید.

محمد حسین ایمانی خوشخو ( معاون وزیر ارشاد ) : " در آخرین سال فعالیت دولت نهم باید اعلام کنم که در همه زمینه های هنری رونق خوبی.وی با تاکید بر این که امروز دیگر از جریان موسیقی کشور نگرانی نداریم ، با کمک دولت نهم جامعه موسیقی کشور این توفیق را داشت با پرهیز از افراط و تفریط های معمول، موسیقی را به عنوان یک هنر فاخر معرفی کند. "

 1- در دورۀ فعالیت دولت نهم ، و استقبال شدید این دولت خدمتگذار از موسیقی ملی ایران در رسانه ها با عنایات برادر ضرغامی ( مدیر رسانۀ غیرملی ! ) و آزادی های بی حد و حدود این هنر در جامعه ، موسیقی ملی این کشور ( کاری به سنتی و غیر آن نداریم ) به حد متعالی رسیده و شدیداً مورد توجه مردم به خصوص جوانان قرار گرفت و انواع موسیقی غربی و رپ طی فعالیت های شبانه روزی این دولت در زمینۀ موسیقی ، ریشه کن شد! .

 2 - در دورۀ دولت نهم موسیقی فاخر کشور ( منظور انواع موسیقی غربی و موسیقی ملی ایران به سبک لب خوانی و چاله میدانی و انواع و اقسام رپ و ..... است ) این توفیق را داشت که به عنوان یک هنر فاخر در بین مردم و علاقه مندان به موسیقی معرفی شود و این زمینۀ استقبال مردم از این دولت در دورۀ بعدی انتخابات را فراهم می کند.


ادامه نوشته

نسل ساز ندیده / توضیح دربارۀ امکان جدید وبلاگ

روی جلد شمارۀ  19 ( دور جدید ) هفته نامۀ گل آقا ( 87/9/19 )

شناساندن سازهای ملی به شیوۀ رسانۀ غیر ملی ( ملی سابق ! )

برای تهیۀ این هفته نامه به روزنامه فروشی های سراسر کشور مراجعه کنید و قسمتی از مطالب این شماره را در ایــنــجا مطالعه فرمایید.

در دو هفتۀ اخیر قسمتی را با نام " فید خوان " به جای پیوندها ( همراهان ) به وبلاگ اضافه کرده ام.این قسمت با گوگل ریدر (  Google Reader) کار میکند و از آر اس اس یا همان خوراک ( فید ) وبلاگ ها استفاده میکند ، و آخرین مطالب وبلاگ های موسیقی را بعد از گذشت حدود 5 دقیقه از انتشارِ مطلب ، نشان میدهد.در حال حاضر 44 وبلاگ از وبلاگهایی که در زمینه موسیقی ایرانی فعالیت دارند و بنده می شناسم را در این لیست قرار داده ام که قطعاً با راهنمایی شما دوستان این لیست کامل تر هم خواهم شد.چند نکته که درباره این امکان باید بدانید این است که : وبلاگ های کپی بردار ( از خبرگزاری ها و دیگر وبلاگ ها ) در این لیست نیامده اند ( اگر هم آمده اند در صورت ادامۀ این کار حذف خواهند شد ) ، چون اگر اینگونه وبلاگ ها در لیست باشند ، به دلیل به روز شدن پیاپی و بیهوده ؛ لیست را پر می کنند.یکی دو سایت هم هستند ( مثل شجریانی ها ) که متاسفانه خروجی فید ندارند و نمی توان آنها را در این لیست قرار داد و یا سایت هایی هستند که لینک خروجی فید آنها به صفحۀ غیر مرتبطی می رود ، این چند سایت را ناگزیر به قسمت پیوندها اضافه کردم تا زمانی که این امکان را اضافه کنند.شما در صفحۀ " لیست اعضا " می توانید تمام وبلاگ هایی که مطالبشان بعد از به روز شدن در این لیست می آیند را ببینید و اگر به نظرتان وبلاگی جا افتاده ، آنرا معرفی کنید.در ایــنـــجا هم می توانید این مطالب را بدون مراجعه به وبلاگ اصلی بخوانید !.

امید است این امکان به اتحاد بیشتر بین وبلاگ نویسان موسیقی ملی ایران و افزایش فعالیت آنها و همچنین از بین رفتن اختلافات میان این عزیزان کمکی هر چند کوچک بکند.

پی نوشت : مطلب عارف قزوینی را همچنان مشغول به تهیه هستیم و با تمام کمبود وقتها  و محدودیت ها و تنبلی ها ، امیدوارم این مطلب که کمی هم پیچیده شده را به زودی در وبلاگ ببینید.


دانلود 20 برنامه از تکنوازان ، یادی از موسس این برنامه

با همکاری دوست و همشهری عزیزم ، آقا مهدی ، مطلبی دربارۀ برنامۀ تکنوازان و موسس آن تهیه کرده ایم که مشاهده می کنید.البته اصل کار را ایشان انجام داده اند و من فقط اطلاعات اولیه را جمع آوری کرده ام.به زودی حاصل همکاری ای که چند مدتی است در مورد تصنیف های عارف شروع کرده ایم ، را هم در وبلاگ خواهید دید.جمع آوری اطلاعات دربارۀ موسس این برنامه یعنی استاد میرنقیبی ، کار آسانی نبود اطلاعات موجود حاصل زیر و رو کردن اینترنت و چند کتاب است.کسانی که می توانند مثل همیشه بنده را در کامل کردن این اطلاعات یاری کنند ، بنده پذیرای این لطفشان هستم.






برنامۀ تکنوازان در دهۀ 50 توسط شاگرد برجستۀ صبا ، آهنگساز و نوازنده ویولون ، زنده یاد محمد میرنقیبی ، تاسیس شد.این برنامه که به تکنوازی سازها اختصاص داشت برنامه ای 15 دقیقه بود.به وجود آمدن این برنامه توسط محمد میرنقیبی که در زمان مدریت روح الله خالقی ، مدتی سرپرست برنامۀ گلها نیز بوده ، موجب به یادگار ماندن گنجینۀ آثاری بسیار ارزشمند ، از استادان موسیقی مان شد که قطعاً امروزه از مهمترین راهنماهای هنرجویان موسیقی سنتی است. این برنامه ها از شماره 101 آغاز شده و تا شماره 778 ادامه داشته است .استاد محمد میر نقیبی در 12 اسفند 1302 در مشهد به دنیا آمد و در سال 1324 عازم تهران شدم و به کلاس استاد حسین صبا راه یافت ، میرنقیبی ناظم هنرستان موسیقی نیز بوده.خود استاد میرنقیبی در جایی گفته : " وقتی برای اولین بار در کلاس سرود موسیقی دبستان و آقای زرین فر بودم تأثیرشگرفی در من گذاشت و از آن پس رغبت خاصی به این ساز پیدا کردم پس از آموختن چند درس مقدماتی نزد آقای زرین فر به دلایلی که یادم نمی آید کلاس ایشان را ترک گفتم و در سال 1324 عازم تهران شدم و به کلاس استاد حسین صبا راه یافتم . "


 

اما از بین برنامه های تکنوازان ، آقا مهدی 20 برنامه را گلچین و آپلود کردند که این آثار را در زیر مشاهده می کنید.برای دانلود این آثار هم میتوانید برنامه ها را هم به صورت تک تک ( در 3 سرور  به صورت 3 لینک) و هم به صورت کلی ( در قالب یک فایل 163 مگابایتی ) دانلود کنید.

 


 

1


برنامه شماره 102 -  قطعاتی در سه گاه

فریدون حافظی : تار

اسداله ملک : ویولون

به همراهی ضرب امیر بیداریان

 

لینکهای دانلود : 1 و 2 و 3

 



2


برنامه شماره 113 -  قطعاتی در مخالف سه گاه

هنرمندان : اسداله ملک ، فریدون حافظی

منصور نریمان ، محمد موسوی ، ناصر افتتاح

 

لینکهای دانلود : 1 و 2 و 3

 


3


برنامه شماره 115 -  قطعاتی در شور

هنرمندان : حبیب اله بدیعی

منصور صارمی ، جهانگیر ملک

 

لینکهای دانلود : 1 و 2 و 3

 

4


برنامه شماره 117 -  قطعاتی در سه گاه

هنرمندان : حبیب اله بدیعی

منصور صارمی، جهانگیر ملک

 

لینکهای دانلود : 1 و 2 و 3

 

5


برنامه شماره 124 -  قطعاتی در شوشتری

هنرمندان : اسداله ملک

منصور نریمان ، جهانگیر ملک

 

 

 

ادامه نوشته