شش دهه زندگی هنری استاد شجریان
دیروز خیلی اتفاقی ، در بین روزنامهها با روی جلد مجلۀ خانوادۀ سبز مواجه شدم و با توجه به مشاهده کردن عکس استاد شجریان در کنار رایان و مژگانِ شجریان ، کنجکاو شدم تا مجله را خریده و مطلبی که در مورد استاد شجریان نوشته را مطالعه کنم ، با مطالعۀ این مطلب احساس کردم که برای خوانندگان وبلاگ میتواند قسمتهایی از این متن جالب باشد.خریدن این مجله ( که از نیمۀ دوم بهمن ماه روی دکه های روزنامه فروشی رفته ) را به همۀ دوستان توصیه میکنم.


او استاد آواز ايران است، سالهاست كه ايرانيان با صداي او زندگي ميكنند، او يك ايراني عاشق است كه نام ايران را با موسيقي در دنيا پر آوازه كرده است، طي 68 سال زندگي پر بركت، توانست نام « ايران » را در عرصه موسيقي دنيا پرآوازه كند... او در امور خيريه هم هميشه از بانيان است، فراموش نميكنيم كه او در زمان زلزله بم چه زحماتي كشيد و چگونه توانست با اجراي كنسرتهايش، براي زلزلهزدگان پول زيادي جمعآوري كند. بله، او استاد آواز ايران است، محمدرضا شجريان كه از شش سالگي، با تلاوت قرآن، زندگي پربركت هنري خود را آغاز كرد.
ابوالفضل زوريي نصرآباد در وصف استاد مينويسد :
" مطالعه اشعار شيخ سعدي ، ايرج ميرزا و رهي معيري در من شوق غريبي براي سرودن ايجاد ميكند. وقتي خط خوش استاداني چون جليل رسولي، محمد احصايي و جواد بختياري را ميبينم راغب ميشوم كه مركب و قلم ني بگيرم و باقي عمر را صرف مشق خط كنم. شيوه تارنوازي حسين عليزاده به فراگيري تار ترغيبم ميكند و صداي آسماني، قدرتمند و دلنشين محمدرضا شجريان مرا وسوسه ميكند كه بخوانم (و صد البته هزار شكر كه تا به امروز بر اين وسوسه نفس امّاره بالسوء غلبه كردهام و بر عالم هنر از اين حيث منت بسيار دارم !).شجريان استاد مسلم آواز ايراني است. نه تعريف و تمجيد من و امثال من چيزي بر قدر او ميافزايد و نه انتقاد و بدگويي دوستان و دشمنانش از ارزش كار او ميكاهد. من به عنوان يك مخاطب سالهاست كه با آثار شجريان زندگي كردهام. دستان، نوا (مركبخواني) و بيداد، كاستهاي مورد علاقه من هستند. شجريان را دوست دارم براي « ربنا » ، براي كاست « راست پنجگاه »، به خاطر گوش دادنش به پاواروتي و امكلثوم و به خاطر خطاطي و گلكارياش، دوستش دارم و براي او آرزوي سلامتي و طول عمر ميكنم."

استاد شجریان در آغوش پدر ( 4 ماهگی ) - سال 1319

در اولين روز مهرماه سال 1339، همان روزي كه مدارس در سراسر كشور باز ميشد، محمدرضا شجريان در شهر مقدس مشهد ديده به جهان گشود. پدربزرگش « علياكبر » از مالكان بزرگ مشهد بود و به زيبايي آواز ميخواند، پدرش؛ مهدي هم از صداي پرطنين و رسايي برخوردار بود، اما او كه در جواني آواز خواندن را آغاز ميكند، پس از مدتي به قرائت قرآن رو ميآورد و تا آخر عمر يعني در هجدهم آذرماه سال 1375 در سن 85 سالگي همين كار را ادامه ميدهد... او به شاگردان زيادي تلاوت قرآن ياد داد كه يكي از همان شاگردان، پسرش محمدرضاست كه او را از دوران كودكي با تلاوت قرآن آشنا ميكند تا جايي كه محمدرضا در 12 سالگي شهره عام و خاص در مشهد ميشود و در مجامع بزرگ مذهبي تلاوت قرآن اول برنامه با او بود.

استاد ميگويد : " در سال 1324، زماني كه پنج ساله بودم در خلوت كودكانهام آواز ميخواندم. در سال 1326 به كلاس اول دبستان رفتم و از سال 1328، زماني كه 9 ساله بودم در مجمع تلاوت قرآن مشهد شركت كردم. آن سالها در دبستان فرخي مشهد تحصيل ميكردم...در سال 1331 زماني كه 12 ساله بودم به دعوت رئيس راديو خراسان در راديو، قرآن تلاوت كردم.آن زمان به فوتبال علاقه داشتم از اين رو در سال 1334 در مسابقات فوتبال دبيرستانهاي مشهد شركت كردم، آن زمان 15 ساله بودم، تلاوت قرآن را همچنان ادامه ميدادم و به علت توانايي در تلاوت قرآن با صداي خوش، چشم و چراغ همه اعضا و دانشآموزان مدرسه و مردم بودم. "


مژگان دختر سوم استاد، كارشناس نقاشي، كارشناس ارشد ارتباط تصويري (گرافيك) و كارشناس موسيقي از دانشگاه هنر است.او « سهتار » را نزد استاد محمدرضا لطفي و استاد حسين عليزاده از سال 1358، زماني كه 9 ساله بود، فرا گرفت، سپس رديفنوازي را نزد استاد پرويز مشكاتيان از سال 1360 آغاز كرد و در مرحله بعدي نزد استاد مهربانو توفيق رديفنوازي را در دانشگاه هنر آغاز كرد.يكي از اجراهاي معروف او با «سيما بينا» در سال 70 بود و اجراي كنسرت با گروه شهناز در سال 1387... به غير از اين، او طراحي گرافيك آثار استاد محمدرضا شجريان و همايون شجريان در سال 1372 و همچنين طراحي و اجراي صحنه كنسرت پدر و گروه شهناز در سال 1387 را عهدهدار بود.

« در سال چهارم دبيرستان برخلاف خواستهام به دانشسراي مقدماتي رفتم و راه معلمي را در پيش گرفتم و به استخدام آموزش و پرورش درآمدم و از 20 سالگي به معلمي در روستاي استان خراسان درآمدم، آنجايي كه من تدريس ميكردم، بخش رادكان بود، دبستان خواجه نظامالملك... » و اينگونه شد كه استاد به معلمي رو آورد...


استاد شجریان در کنار همسر دوم ( کتایون خوانساری ) - سال 1372 اصفهان
21 ساله بود كه ازدواج كرد، استاد ميگويد: « با دختري ازدواج كردم كه او هم معلم دبستان بود، همسرم خيلي با من همراه بود و با كمك او بر مشكلات مالي يك زندگي بسيار محقر پيروز شديم. عقدكنانم با «فرخنده گلافشان» در 21 مهرماه سال 1340 بود و در 20 مردادماه سال 1341 ازدواجمان را در مشهد جشن گرفتيم، زندگي خانوادگي كه حاصل آن سه دختر و يك پسر بود...پس از ازدواج، استاد از بخش رادكان به روستاي شاهآباد مشهد به عنوان مدير دبستان شاهآباد مشغول به كار شد. دختر بزرگش «راحله» در مهرماه سال 1342 در مشهد به دنيا آمد، دومين دخترش افسانه در ارديبهشت سال 1344 در مشهد به دنيا آمد (افسانه شجريان بعدها با پرويز مشكاتيان ازدواج كرد).«در همان سال بود كه از شاهآباد به مشهد منتقل شدم و به تدريس در دبستان پرداختم، آن زمانها واليبال هم بازي ميكردم و در مسابقات واليبال معلمان مشهد هم حضور داشتم. پس از تدريس در دبستان عبداللهيان مشهد، در سال 1345 به تهران منتقل شدم و به تدريس در دبيرستان صفوي پرداختم.در ارديبهشت سال 1348، دختر سومم مژگان به دنيا آمد.پسرم همايون هم در ارديبهشت سال 1354 به دنيا آمده است.

