زندگی نامه علیرضا افتخاری

                                                      

علیرضا افتخاری مهیاری در روز دهم فروردین ماه هزارو سیصد و سی و هفت در شهر هنر ؛ اصفهان دیده به جهان گشود . وی از همان کودکی بسیار خوب و رسا می خواند .

استاد نخست ایشان ؛ استاد طباطبایی نوازنده ی روشندل ویولون بودند که به پیشرفت افتخاری کمک های شایانی نمودند.به طوری که صفحاتی از افتخاری در نوجوانی توسط شرکت رویال در استودیو طنین ضبط شد.

اما وقتی در 14 سالگی نزد استاد تاج اصفهانی  ؛ افتخار شاگردی نصیبشان شد , استاد ایشان را از خواندن و ضبط صفحه بر حذر داشتند و یادگیری کامل ردیف ها را از وی خواستند.

افتخاری با پشتکار و علاقه خاصی فرموده های استاد را آویزه ی گوش خود می کرد و سعی می کرد که بیشترین بهره را از وجودشان ببرد .

استاد تاج اصفهانی علاوه بر منابع عظیم قرنها موسیقی ایرانی ؛ دارای منش های اخلاقی نیکویی هم بودند که زبانزد خاص عام است و یکی از آموخته های تاج به تمامی شاگردانش در وهله ی اول  همین منش های اخلاقی بود.

شاگردی استاد بزرگی چون تاج اصفهانی نقطه عطفی در زندگی هنری افتخاری بود به طوری که افتخاری موفقیت هایش را مرهون استاد تاج می داند و از ایشان همیشه به احترام و نیکی یاد می کند .

در سال 1357 با حضور بزرگانی نظیر دکتر صفوت ؛ دکنر فروغ ؛ استاد شهنازی ؛ استاد تجویدی و ... در آزمون باربد موفق به کسب رتبه نخست گردید.

« استاد شهنازی دستش را روی دوشم گذاشت و فرمود که مواظب خودت باش تو دیگر خواننده ی این کشور شدی. من هم زانو زدم و دست ایشان را به احترام بوسیدم. »

اینها خاطرات افتخاری از آن دوران است .

در سال 1360 که استاد تاج به دیار باقی شتافتند؛ افتخاری به نزد استاد دادبه رفت . استادی که علی رغم اینکه استاد معروفی در زمره موسیقی ایران نبود، اما دارای گوش و هوش موسیقایی قوی بود و سهم به سزایی در احیای دشتستانی داشت .

استاد دادبه با افتخاری آواز و دو بیتی محلی و نیز صدا سازی کار کرد .

افتخاری در سال 63-62 آلبوم آتش دل را به یاد استادش ؛ تاج اصفهانی خواند . در حالی که در سنین جوانی بود.

وی در همین سالها نزدبزرگانی  نظیر استاد کسایی  و استاد شهناز و استاد شجریان هم کسب علم می کرد به طوری که در مورد استاد کسایی نقل قولی از افتخاری در زیر آمده است :

« روزی با استاد کسایی سه گاه کار می کردیم و استاد از اول سه گاه ؛ خیلی تشنه بودند اما تا آخر سه گاه این عطش پابرجا بود و همچنان ادامه می دادند.»

افتخاری در سالهای اولیه دهه شصت ؛ اجراهای خصوصی نیز به همراه اساتیدی نظیر : کسایی ؛ بدیعی ، بیگجه خانی و شهناز داشتند . البته این آثار تک نسخه ای هستند و هیچگاه منتشر نشدند.

در سال 64-63 با آوازی به نام قصه گیسو در ماهور و با نی کیانی نژاد در فیلم امیر کبیر صدای ایشان از تلویزیون پخش شد.

افتخاری بعد از آتش دل بنا به فرموده مرحوم پدر ، تا سه سال نخواند و بعد از سه سال با موافقت آن مرحوم کارهایی نظیر راز و نیاز با استاد حسین علیزاده و مهروزان با استاد کیانی نژاد را اجرا نمود.

اواخر دهه شصت با کنسرت های پیاپی در کشورهای مختلف مصادف بود و از این کنسرت ها می توان به کنسرت راه ابریشم در 28 شهر و کنسرت آلمان (مقام صبر به همراهی استاد مشکاتیان) و ... اشاره کرد .

در یکی از همین کنسرت ها در ونکور کانادا شایعه بمب گذاری در سالن سبب شد که ایشان به مدت 6 ساعت بدون امکانات صوتی در فضای آزاد برنامه اجرا کند که خود افتخاری  هم از 6 ساعت خواندن پیاپی هنوز متعجب است آن هم بدون امکانات صوتی !

افتخاری در سال 69-68 در ژاپن با عارفی آشنا می شود که در پی این آشنایی به ختن چین نزد ایشان رفته و در آنجا عرفان و سلوک عرفانی را تجربه می کند . به طوری که در بازگشت ؛در آثارش تحول پیدا می کند و احساساتش در حین خواندن کاملاً تغییر می کند .

ناگفته نماند که افتخاری اولین کسی بود که بعد از انقلاب ، اشعار حافظ را به صورت ترانه و تصنیف خواند . تصانیفی نظیر : روز هجران ، نفس باد صبا و ...

در اوایل دهه هفتاد با ارائه آثاری نظیر نازنگاه ، نیلوفرانه ، سروسیمین ، یاد استاد و ... تبدیل به چهره ای شناخته شده در نزد مردم گردید.

در همین سالها در برنامه تماشاگه راز به همراهی اساتیدی نظیر جلال ذوالفنون ، بهزاد فروهری ، شهریار فریوسفی و ... به ارائه آثاری بداهه خوانی و نیز قطعات ضربی نمود که نمونه ای از این آثار در آلبوم مستانه و شب عاشقان بعدها عرضه شد .

در اواخر دهه هفتاد نیز کنسرت ها از سر گرفته شد اما این بار در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی که نمونه ای از این کنسرت ها ، کنسرت لندن است که آلبوم آن اخیراً منتشر شده است .

زندگی نامه استاد حسن کسایی

حسن كسايي در سال 1307 شمسي در خانواده تاجر پيشه اي در اصفهان تولد يافت، پدرش حاج سيد جواد كسايي كهيكي از بازرگانان بزرگ و سرشناس اصفهان بود به موسيقي سنتي ايران عشق مي ورزيد و به همين دليل ، هنرمندان ممتاز كشور در خانه وي رفت و آمد داشتند كه كسايي از هنگام طفوليت با آنان مانوس مي گردد و به موسيقي علاقمند مي شود . حسن كسايي از صدايي خوش نيز برخوردار بود كه ابتدا نزد استاداني چون : تاج و اديب به فراگيري آواز مي پردازد ولي از دوازده سالگي بنا به توصيه و راهنمايي پدر ، به فرا گرفتن ني نزد استاد مهدي نوايي مي پردازد و چند ماهي كه از محضر استاد برخوردار مي شود بقيه را براثر استعداد و كوششهاي پي گير خود مي آموزد تا به مقامي شامخ در نواختن ني مي رسد .
كسايي صدا در آري و سبك نواختن ني را به شيوه استادانه و سنجيده و دلنشين اعتلاء بخشيد كه مكمل مكتب اصيل نايب اسداله مي باشد . او از محضر استاد بزرگ موسيقي ايران ، ابوالحسن خان صبا استفاده سرشار برد . استاد حسن كسايي به جز ني ، سه تار ، سنتور و فلوت نيز مي نوازد، ولي ساز اختصاصي او ني مي باشد . وي يكي از هنرمنداني بود كه دائما با برنامه گلهاي راديو و تكنوازان سال ها همكاري داشت و نواي ني وي ، شور و حال مخصوصي به برنامه هاي گلها مي داد . استاد كسايي شاگردان زيادي به جامعه هنري كشور ، تحويل داده و در اوج شكوفايي گوشه گيري اختيار كرد و هم اكنون در زاويه استغنا به سر مي برد و مي گويد : (( اين بود عاقبت ثمر باغبانيم ))

نگارنده در سفري كه مهر ماه 1367 به اصفهان نمودم و با استا كسايي در منزل ايشان صحبت مي كردم ، نظرش را درباره موسيقي سنتي ايران جويا شدم؟ ايشان پاسخ دادند : (( موسيقي سنتي و اصيل ايران ، هنري است بس ارزنده كه اگر توسط استاد نواخته شود با تار و پود هر انسان عارف و هنر شناسي بازي مي كند و آدمي را به جهان ناشناخته مي برد ، ولي افسوس كه در بسياري از مواقع همين موسيقي مورد سو ء استفاده اشخاص ناباب قرار گرفت )) .

 

زندگی نامه شهرام ناظری

شهرام  ناظري درسال 1328 در كرمانشاه ودرخانواده اي اهل موسيقي متولد شد . وي از زمان كودكي مانند اكثر خوانندگان كه صداي خوش درخانواده شان موروثي بوده صداي خوش را از پدر ومادر خود به ارث مي بردو پدرش كه صداي لطيف وخوش داشت واز سبك قدما وخوانندگان آن ديار به خصوص شادروان شيخ داوودي خواننده بزرگ بهره گرفته بود فرزندش راتحت تعليم قرار مي دهد ناگفته نماند كه قطب اين خانواده مرحوم استاد حاجي خان ناظري بوده كه اكثرموسيقي دانان كرمانشاه را با نت وموسيقي اصيل ايران تعليم داده وخود از درويش خان وكلنل وزيري بوده است. پدر شهرام ناظري ضمن آشنايي با گوشه ها و رديف هاي آواز ايراني با سه تار هم آشنايي داشته است و شهرام در چنين محيطي پرورش مي يابد . اين محيط مناسب هنري موجب مي شود تا وي در سن 9 سالگي اولين برنامه هنري خود را در راديو كرمانشاه همراه با تار مرحوم درويشي  .از نوازندگان معروف كرمانشاه اجرا نمايد وي سپس در سن 11 سالگي در راديو تلويزيون ايران چند برنامه در جهت آواز ايراني اجرا نمود و براي پر بارتر كردن درك موسيقي و ارايه آن ارتباط بيشتري با پسر عمويش علي ناظري و درويش نعمت علي خانخراباتي كه تاثير بزرگ و مهمي بر آشنايي او با موسيقي محلي و كردي و درك آن  .داشته اند برقرار كرد وي كه چون هميشه در پي بهره بردن از مكاتب و استادان مختلف بوده در سال 1345 براي بهره گيري از محضر اساتيدي چون شادروان عبداله خان دوامي - نورعلي خان برومند– عبدالعلي وزيري – محمود كريمي و . . . مقيم تهران مي شود و ضمن بهره گيري از اين اساتيد سه تار را نزد استادان احمد عبادي – محمود تاج بخش – جلال ذوالفنون و محمود هاشمي فرا مي گيرد . شهرام ناظري به مدت يكسال در تبريز با نوازندگان و موسيقيدانان آن ديار مانند بيگجه خاني محمود فرنام  قيطانچيان كه از شاگردان اقبال آذر بودند درزمينه موسيقي ايراني كار مي كند.درسال1354 بنابه پيشنهاد نورعلي برومند به استخدام راديوتلويزيون در مي آيد واولين برنامة خودراباگروه شيدا به سرپرستي محمد رضا لطفي با مثنوي مولاناوترانه اي ازشيخ بهايي اجرا مي نمايد وپس از آن باگروه عارف به سرپرستي حسين عليزاده وپرويز مشكاتيان همكاريش را ادامه مي دهد. وي درسال 1355 درنخستين كنكور موسيقي سنتي ايران  مقام اول رابه دست مي آورد درسال 1356 همراه باگروه سماعي به سرپرستي اصغر بهاري وحسن ناهيد براي اجراي كنسرت در جشنوارة طوس انتخاب مي شود .درسال 1358 همراه باگروه چاووش كه خود از اعضاي اصلي آن بود در سخترينشرايط  صداي موسيقي سنتي واصيل ايران رابه گوش مردم هنردوست كشور رساند ودرهموار كردن راه واصالت اين موسيقي نقش مهمي داشت . شهرام ناظري از سال 1357 تا 1360 با تلاش پي گير وبي وقفه نوارهاي چاووش (2)  (3) (4) (7) (8) را باهمكاري گروه چاووش  گروه شيدا وگروه عارف به سرپرستي محمد رضا لطفي  حسين عليزاده وپرويز مشكاتيان ونوار مثنوي موسي وشبان راباهمكاري جلال ذوالفنون وبهزا د فروهري . نوارشعر وعرفان رابا همكاري نوازندگان مركز حفظ واشاعه موسيقي سنتي ايران وگروه مولانا به سرپرستي جليل عندليبي نوار سخن عشق باهمكاري گروه تنبور شمس . مرا عاشق را با همكاري گروه عارف به سرپرستي پرويز مشكاتيان تهيه كرد. او از سال 1360 به بعد كم كم فعاليتش را كاهش داد وبه طرق مختلف مشغول تدريس موسيقي ورديفهاي آوازي به علاقه مندان گرديد . از سال1364 به بعد با همكاري گروههاي موسيقي ايراني كارهاي زيبايي را به بازار موسيقي عرفاني واصيل ايراني عرضه ساخت كه از درخشانترين اين اثرها رامي توان گل صد برگ با همكاري استاد جلال ذوالفنون  آتش در نيستان  با همكاري استاد جلال ذوالفنون نواركنسرت اساتيد با همكاري گروه استاد فرامرز پايور  بي قرار با همكاري گروه جليل عندليبي  ……… حيراني   سفر به ديگر سو شهرام ناظري طي فعاليت هنري خود براي اجراي كنسرتهايي موسيقي اصيل ايراني وعرفاني سفرهاي بيشماري به كشورهاي آسيايي  اروپايي وآمريكا داشته است ودر فستيوالهاي جهاني نيز حضور به هم رسانيده است  .وي درسالهاي اخير باحضوري بيشتردركنسرتهاي داخلي كه با همة زحمات ومشقات اجراي آنها به دليل كمبود امكانات وغيره ... مواجه بوده به درخواست علاقه مندان خود جواب مثبت داده است وحضوراودرجشنوارة موسيقي فجردرسال 1380 به همراهي پسرش حافظ ناظري را شايد بتوان گفت يكي از مهمترين وقايع دردوران اين جشنواره به حساب آوردچنان كه جايزة اول اين فستيوال به عنوان بهترين خوانندة موسيقي سنتي را نصيب خود ساخت.شهرام ناظري از جشنوارةمهر نيز كه جايزة مخصوص هيئت داوران رانيز دريافت داشته است.

زندگی نامه استاد پرويز مشكاتيان

پرويز مشكاتيان در 24 ارديبهشت 1334 در نيشابور چشم به جهان گشود ، جهاني كه با گشودنش ، شنودن آواي مترنم و سرمست سرچشمه ها و دشت هاي بينالود از يك سو ، و از ديگر شيهه سواران و تاراج تاران و مغولان و... آنچه كه بر نيشابور رفته بود ، را براي او ناگزير مي كرد .

مشكاتيان از 6 سالگي به فراگيري موسيقي پرداخت ، از ابتدا علاقه وافري به سنتور پيدا نمود و به علت ارتباط مداوم با استاد خود ( پدرش حسن مشكاتيان ) در 8 سالگي اولين كنسرت خود را در يك مراسم گرد هم آيي دانش آموزان مدرسه امير معزي نيشابور انجام داد . مشكاتيان از كودكي متوجه ارتباط تنگاتنگ ادبيات منظوم و منشور ايران با راهي كه برگزيده بود شد و در اين راه نيزپدرش راهنماي او بود . از دوران دبيرستان در اردوهاي رامسر شركت مي جست و در مسابقات آموزشگاههاي سراسر كشور ركورد دار بود . پرويز مشكاتيان پس از اتمام تحصيلات متوسطه وارد دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران شد . رديف عالي موسيقي ايران (( رديف آقا ميرزا عبدالله )) را در دانشگاه نزد  استاد فقيد نور علي خان برومند و دكتر داريوش صفوت آموخت . همزمان با اين آموزشها از محضر اساتيدي چون : دكتر محمد تقي مسعوديه ، شادروان عبداله خان دوامي ، شادروان سعيد هرمزي ، شادروان يوسف فروتن نيز بهره گرفت . او همچنين در مركز حفظ و اشاعه موسيقي سنتي ايران به عنوان سرپرست گروه و استاد سنتور مشغول كار شد . پرويز مشكاتيان در آزمون باربد كه ابتكار استاد نور علي خان بر پا شده بود در رشته سنتور به مقام اول با ( پشنگ كامكار ) و در كل آزمون به مقام ممتاز با ( داريوش طلايي ) دست يافت .

مشكاتيان پس از استعفا از راديو تلويزيون ، به اتفاق چند تن از موسيقيدانان ، موسسه فرهنگي و هنري چاووش را بنياد نهادند . او به عنوان سرپرست گروه و استاد رشته سنتور مشغول خدمت به هنرجويان موسيقي شد . مشكاتيان داراي قريحه يي ذاتي است ، او به گفته دست اندر كاران موسيقي قدرت خارق العاده ايي در تصوير سازي و تبحر زيادي در انواع ريتم و خاصه آهنگسازي روي اغزال و اشعار مورد علاقه اش دارد . آهنگ هايي كه تاكنون از وي شنيده ايم عبارتند از : (( مرا عاشق)) ، (( شور انگيز )) ، (( نغمه )) شعر از مولانا خواننده شهرام ناظري اجرا گروه عارف .

تصنيف (( دشتي )) ، (( غم انگيز )) شعر حافظ خواننده هنگامه اخوان اجرا گروه عارف . (( آستان جانان )) ، (( شيدايي )) ، (( سرانداز )) ، (( سرو ناز )) ، (( بيداد )) شعر حافظ خواننده شجريان دو نوازي در ايران – گروه عارف در اروپا . (( بيداد )) اجرا گروه عارف و شيدا (( كرد بيات )) اجرا گروه عارف (( رزم مشترك )) ، شعر آذر مهر خواننده شجريان اجرا گروه عارف . (( وطن )) شعر آذر مهر خواننده ناظري اجرا گروه عارففف . (( ايراني )) ، گروه شيدا . (( چوپاني )) شعر جواد آذر خواننده شجريان اجرا گروه عارف . (( پيروزي )) شعر جواد آذر خواننده شجريان دو نوازي ( با ناصر فرهنگفر )-  (( طلوع )) شعر جواد آذر خواننده شجريان اجرا گروه عارف . (( جان جهان )) شعر مولانا خوانندگان شجريان اجرا گروه عارف . (( سركش )) شعر مولانا خواننده خواننده شجريان دو نوازي . (( دل انگيزان )) شعر مولانا خواننده شجريان اجرا گروه عارف . (( گلنوش )) شعر مولانا خواننده شجريان اجرا گروه عارف . (( صبح است ساقيا )) ، (( چكاد )) شعر حافظ خواننده شجريان اجرا گروه عارف .((افسرده حال )) شعر بابا طاهر خواننده پريسا اجرا گروه مركز حفظ و اشاعه موسيقي سنتي ايران . (( شكر و شكايت )) .

 

 

 

زندگی نامه فريبرز لاچيني

در سال 1328 در خانواده يي هنرمند متولد شد، از همان کودکي به  موسيقي دل بست و فراگيري موسيقي را از ده سالگي آغاز کرد و در همان زمان بود که به هنرستان عالي موسيقي راه يافت و زير نظر استادان اين هنرستان آموزش هنر را دنبال کرد. در 11 سالگي به عنوان آهنگ ساز، کار حرفه يي خود را آغاز نهاد و از جمله کارهاي اوليه او، موسيقي «فصلها و رنگها»، «آوازي ديگر» و «افسون» (قطعاتي براي ترومپت) است.

او در اين دوره به نواختن پيانو، ارگ و گيتار تسلط داشت و در اين زمان همکاري خود را با کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان آغاز کرد و در سال 1357 بري تکميل معلومات و ادامه تحصيل در زمينه موسيقي عازم اروپا شد و چهار سال بعد به عضويت انجمن آهنگ سازان فرانسه در آمد و همزمان به دعوت تلويزيون فرانسه همکاري خود را با اين سازمان آغاز کرد و به نوشتن موسيقي براي کودکان پرداخت. در زمان اقامت در اروپا با فنون موسيقي کامپيوتري آشنا شد و هم اکنون يکي از آفرينشگران موسيقي در يران است.

وي به سال 1364 به ايران بازگشت و به خاطر علاقه زياد به کار براي کودکان، همکاري خود را با کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان ادامه داد. از ديگر آثار وي بايد از موسيقي فيلم هاي نار و ني، تيغ آفتاب، دندان مار، يکبار براي هميشه، ردپاي گرگ و ابيات تنهايي روي اشعار سهراب سپهري، و مجموعه در شب سرد زمستاني روي اشعار نيما يوشيج، و آوازهاي سرزمين خورشيد (ترانه هاي بومي) با صداي محمد نوري و مجموعه پرواز با همکاري منوچهر بيگلري و پايير طلايي (1) ياد کرد. مجموعه از بهار تا بهار و قصه و ترانه هاي کودکانه (آثاري براي کودکان) نيز از ساخته هاي اوست.

 

زندگی نامه استاد حسين عليزاده

در تهران متولد شد. پس از پايان تحصيلات در هنرستان موسيقي به دانشگاه موسيقي راه يافت و از اساتيد برجسته موسيقي آن زمان بهره برد و در دو رشته نوازندگي و آهنگسازي فارغ التحصيل شد. همزمان با تحصيل در دانشگاه نزد اساتيد موسيقي ايران به آموزش موسيقي مشغول بود. اساتيدش هوشنگ ظريف، علي اكبر شهنازي، احمد عبادي، نورعلي برومند، محمود كريمي، عبد اله دوامي، يوسف فروتن و سعيد هرمزي بودند. در اين زمان در اركستر ملي ايران به رهبري حسين دهلوي به عنوان نوازنده تار عضويت داشت. اجراي كنسرت در ايران و خارج از ايران، عضويت در راديو، همكاري با كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، اجراي تكنوازي هاي بسيار و... همگي از فعاليت هاي اين دوره عليزاده بودند. گروه عارف را با همياري تعدادي از هم دانشگاهيان و موسيقي دانان جوان آن زمان راه اندازي كرد و با همكاري با گروه شيدا در بازآفريني و بازخواني آثار موسيقي ايران كارهاي بسياري انجام دادند. با راه اندازي گروه چاووش، آثار تاريخي موسيقي كشورمان اجرا شد كه در ساخت و اجراي اين آثار عليزاده سهم عمده اي داشت. سرپرستي و آهنگسازي چاووش در تعدادي از اين كارها بر عهده عليزاده بود. پس از انقلاب به منظور تحصيل و تدريس به آلمان رفت و به عنوان تز دوره آهنگسازي قطعه عصيان را ساخت. با برگشت به ايران در سال شصت و هفت به اجراي شورانگيز و تركمن پرداخت كه دريچه اي جديد به روي موسيقي ايران گشود. تكنوازي ها و همنوازي هاي وي با ارشد تهماسبي، اجراهاي بسيار در ايران و خارج از ايران، ضبط آثار، اجراي رديف ميرزاعبداله فراهاني، تدوين كتاب هاي ده قطعه براي تار كه آثارش را ارائه كرده، كتاب هاي آموزشي، كاست هاي آموزشي، تدريس تار و سه تار، كار بر روي مقام ابداعيش و اجراي كنسرت هاي داد و بيداد و ...، ساخت موسيقي فيلم كه جملگي برنده جوايزي شدند، همگي عليزاده را به عنوان پركارترين و همچنين موسيقي دان پيشرو در موسيقي ايران مطرح كرده است. كارهاي فعلي وي، اجراي كنسرت در كشورهاي مختلف به همراه محمد رضا شجريان و كيهان كلهر است.

 

 

زندگی نامه سيامك (محمدجواد) شجريان

سيامك (محمدجواد) شجريان ـ متولد مشهد، 1331 آموختن آواز و رديفهاي موسيقي ايراني را نزد آقايان غفوريان و غلامحسين ظهيرالديني آغاز كرد و از محضر برادر هنرمند استاد محمدرضا شجريان، والاترين چهره‌ آواز ايران با استفاده از نوارهاي اساتيدي چون مهرتاش و عبدالله‌خان دوامي بهره‌هاي فراواني برد. سنتورنوازي را در سال 1346 در مشهد نزد آقاي برهاني فرا گرفت. او همچنين دستي در نواختن سه‌تار و تنبك و ساختن سنتور دارد. سيامك شجريان، خواندن را از دوران دبيرستان با فرهنگ و هنر مشهد آغاز كرد و سپس در سال 1355 براي ادامه تحصيل و پيشبرد فعاليتهاي هنري خود به آمريكا رفت و در آنجا مقيم شد. او تا به حال در داخل و خارج از كشور، با گروههاي زيادي همكاري داشته كه از آن جمله مي‌توان به «گروه اساتيد» به سرپرستي استاد فرامرز پايور و «گروه عشاق» به سرپرستي اسماعيل تهراني اشاره كرد.حاصل فعاليتهاي او دو اثر «كرشمة نرگس» (با آهنگسازي فرامرز پايور) و «پير مي‌ فروش» (با آهنگسازي محمدعلي كياني‌نژاد) منتشر شده است.سیامک شجریان «طبيب دل» با آهنگسازي محمدجواد ضرابيان، تازه‌ترين اثري است كه با صداي سيامك شجريان اين فرزند خلف خاندان آواز ايران، مي‌شنويم.استاد محمدجواد ضرابيان متولد12/12/1329 نوازندة سنتور، آهنگساز، هنرآموخته نزد دكتر داريوش صفوّت و دانش‌آموخته نزد زنده‌ياد دكتر محمدتقي مسعوديه، از هنرمنداني است كه اساس كار خود را موسيقي ملي قرار داده و تنظيم‌هاي او بين ديگر همكاران و هم‌دوره‌اي‌هاي او، صدايي ديگر دارد. همينطور استعداد و خلاقيت سينا جهان‌آبادي هنرمند خوش‌نواز و خوش ذوق جوان كه تنظيم‌هاي زبانزدي دارد.نوار و لوح فشرده«طبيب دل» ، تشكيل‌شده از تعدادي قطعات در قالب «آهنگ‌ـ ترانه» است. تنظيم و اركستراسيون اين قطعات و بسترسازي صوتي آن براي صدا ي خواننده، از نوعي است كه در موسيقي ما از چهل سال پيش تا امروز، سابقه و طرفداراني داشته و هنوز هم دارد. اجراكنندگان (آهنگسازان، نوازندگان و گاه‌ خوانندگان) اين نوع از موسيقي ايراني، به اركسترهاي بزرگي كه بهترين آنها در وزارت فرهنگ و هنر سابق و يا در راديو تهران كار مي‌كردند تعلق داشتند و موسيقي آنها، براي مردم ايران خاطره‌انگيز است. بسياري خوانندگان معروف، در ابتدا و يا اواسط راه خود، بخشي از محبوبيت خود را مرهون اجراي قطعاتي مي‌دانند كه با اين نوع سليقه و برداشت از موسيقي ايراني، ساخته شده و به تنظيم و اجرا رسيده است. از جمله، شهره‌ترين خوانندة فارسي‌زبان امروز، استاد محمدرضا شجريان (كه در آن سالها به نام سياوش بيدكاني مي‌خواند) و فرزند خوش‌صدا و مستعد او همايون شجريان، ساخته‌هايي سنگين و دلنشين را در اين حال و هوا خوانده‌اند.از جمله «مبتلا» و «دولت عشق» (همراه با حسن يوسف زماني) و «نسيم وصل» (همراه با محمدجواد ضرابيان، آهنگساز و تنظيم‌كننده قطعا‌ت آلبوم كه نهايت تلاش خود را در هر چه بهتر صدادهي اركستر مبذول داشته است) و اكنون، محمدجواد (سيامك) شجريان‌ـ صدايي ديگر از خاندان آواز ايراني ـ ذوق و توانايي خود را در اين ميدان آزموده است. صدايي كه با وجود خويشاوندي جسماني و روحاني با خانواده هنر به ويژه با برادر هنرمند خويش، از خيل مقلدان صدا و حالات استاد شجريان جداست و امضاي متمايز خويش را دارد. آواي گرم و سوخته‌حال او با تمبرِ شنيداري‌اي كه حاكي از سالها تجربه خوانندگي در صحنه و پيش روي مردم است، از زمره آواهايي است كه در ذائقه زيباشناسي مردم اهل موسيقي، امتحان خود را داده و مقبول طبع مردم صاحب‌نظر شده است.ضمنا ایشان سالهاست در امریکا سکونت دارد .