مجموعه تلویزیونی نرگس را حتما دیده اید. تاثیر این مجموعه به قدری است که هرجا می روی در مورد این سریال صحبت میکنند و هر کسی در خصوص نقشهای متفاوت بازیگران آن اظهار نظر می نماید. نفوذ فراگیر پخش این سریال در جامعه به قدری زیاد است که احتمالا کسی نیست که در خصوص داستان آن اطلاعاتی هر چند اندک نداشته باشد. آیا به نظر شما هیچ رسانه دیگری میتوانست تا این اندازه پرقدرت وتوانا باشد که بتواند یک سوژه مورد نظر را اینگونه در جامعه اشاعه دهد و در گفنگوهای شخصی و خانوادگی مردم تاثیرگذار باشد؟ قطعا قبول خواهید کرد تاثیری که تلویزیون – ونه صدا و سیما- دارد هیچ رسانه دیگری نخواهد داشت .
...واما در سایر حیطه های مختلف اجتماعی نیز این تلویزیون است که منش و خط سیر تعلقات ذهنی و حتی سلائق را تعیین میکند . به عنوان مثال پرداختن بیش از حد به ورزش فوتبال و بازیکنان آن باعث رونق هرچه بیشتر این ورزش و شناسایی افرادی شده است که در این وادی مشغول به کار هستند. چندی پیش که استاد شجریان در یک مسابقه فوتبال در ورزشگاه آزادی به همراه پسربچه کوچکش حاضر بودند، وقتی گزارشگر تلویزیون از آن کودک در خصوص علاقمندی او به هنر و به ویِژه آواز میپرسد وی با کمال تعجب فوتبال را ترجیح می دهد. مشاهده میشود که تاثیر رسانه جمعی تلویزیون به حدی است که در خانواده هنرمندان بزرگ هم رخنه کرده و سلائق را از هنری که در آنجا وجود دارد به سمت و سویی دیگر هدایت کرده است .
بنا براین به سادگی میتوان به این مساله دست یافت که چرا موسیقی اصیل که قرون متمادی در این آب و خاک طی طریق کرده است تا به دست ما رسیده، چنین مورد بی توجهی و بی علاقگی جوانان امروزی است . در آموزشگاههای موسیقی گرایش هنرجویان به سمت آلات و آواز غربی بسیار بیش از موسیقی اصیل است و این دردی است که مسئول اصلی آن رسانه پرقدرت وتوانای تلویزیون است. چرا که شناختن بازیکنان فوتبال دسته چندمی کشور هم برای اغلب جوانان در اثر نفوذ این رسانه ، کاری آسان شده است ولی علاقمندان دلسوختگان و زحمتکشان عرصه موسیقی اصیل این چنین در حسرت این هستند که تصویری از هنرمندان این وادی برای لحظاتی از تلویزیون پخش شود .
آنگاه که هنگام اجرای یک برنامه موسیقی اصیل ، تلویزیون به نشان دادن روی هم انواع و اقسام تصاویر به جز ساز و نوازنده می پردازد چه انتظاری میتوان داشت که بینندگان ساز و نوازندگان را بشناسند و احتمالا به این موسیقی علاقمند شوند؟ چگونه است که میشود از این رسانه انواع و اقسام برنامه های بی ارزش که هدایت بسیاری از آنها توسط طنزپردازان سخیف صورت میگیرد به روی آنتن برود ولی اجرای یک کنسرت موسیقی قابل پخش نیست؟ از دیدگاه معنوی نیز که نگاه کنیم تاثیر اشعار شعرای نامی کشور با صدای دلنشین و محزون خواننده میتواند در شنونده احساسات شگرفی ایجاد کند ولی معلوم نیست چرا تلویزیون برای این عواطف هم ارزشی قائل نیست؟
آیا به جز این است که کودکان و نوجوانان با دیدن اجرای زنده ساز و آواز ایرانی به آنها علاقه مند شده و بسیاری از آنها درصدد یادگیری برخواهند آمد و ضمن شناسایی استعدادهای نهفته میتوان آنها را از افتادن در ورطه بسیاری از اموری که اینک در جامعه به وفور دیده میشود نجات داد؟ ونکته اصلی اینکه خیلی ها به خاطر ندیدن موسیقی اصیل از تلویزیون آنرا نمی شناسند وگرنه به خوبی میتوان گرایش جامعه را از تهاجم فرهنگی به سوی هنر اصیل ایرانی سوق داد و آیا عدم وصول به این هدف نتیجه جفای تلویزیون بر موسیقی اصیل مظلوم نیست؟