نقد و بررسی مطلب اخیر وبلاگ تحریر با موضوع "شجریان زدگی"
بسم الله الرحمن الرحیم

اگر به تازگی به وبلاگ تحریر(وبلاگی پیرامون مسائل موسیقی)سر زده باشید با مقاله ای وحشتناک و تاسف بر انگیز در مورد استاد مسلم موسیقی سنتی ایران یعنی استاد شجریان روبرو میشوید.لازم دانستیم تا بخاطر دوست داشتن استاد محترم خود چند خطی بنویسیم و از ایشان از طرف دوستدارانشان وعلاقه مندان به موسیقی از ایشان دفاع کنیم. متن این مقاله "شجریان زدگی" میباشد. مقاله 16 بند میباشد و در تمام این 16 بخش بر ضد محمد رضا شجریان بحث شده چه به طور مستقیم و چه به طور غیر مستقیم. لازم است بدانید متاسفانه این مقاله در مجله مقام موسیقی هم چاپ شده(اگر فرمایش آقای علیرضا در وبلاگ تحریر صحیح باشد وگر نه من ندیده ام)نویسنده این مطلب آقای فرید اسدی دهدزی میباشد و علیرضا از اینکه این مطلب را در وبلاگش بدون سانسور گذاشته است افتخار میکند و اول مطلب آورده است <<جرات دانستن داشته باش>>
با هم به مرور کمی از مطلب میپردازیم(کاملا خلاصه)

در این مطلب اگر دقت کنید مفاهیم زیر را پیدا خواهید کرد:
1.غیر تخصصی شدن موسیقی سنتی در حال حاضر(عمومی شدن آن)2.علت کمی و کاستی در موسیقی سنتی بعضی هنرمندان و اهالی موسیقی است3.محبوبيت بي نظير استاد شجريان در اذهان ايرانيان را ، ثمره ذهن خيال باف و اسطوره پرداز ايراني مي داند4. مقایسه کلمه "شجریان زدگی" با "غرب زدگی"،"وبا زدگی"،"سل زدگی"و عقرب زدگی5.شرح دادن دور از انتظار و غیر قابل تصور مرگ هنرمندانی همچون بنان و محمودی خوانساری6.به نظر نویسنده بعد از انقلاب میدان موسیقی و آواز برای استاد شجریان خالی شده و او به راحتی پله های ترقی را 10 تا 10 تا پشت سر هم گذاشته 7. نویسنده بر این باور است که همایون شجریان شاگرد محمد رضا شجریان نیست و چرا میگوید استاد من پدرم است(دروغ نمی گویم میتوانید در بند10 این موضوع را بخوانید)8.نویسنده در بند 11به طور مستقیم ایراد بزرگی از استاد شجریان میگیرد12.در بیشتر بندها نویسنده به حاشیه نویسی رفته و موضوعاتی را بحث میکند که به قول امیر (وبلاگ دل آواز)هیچ ربطی به استاد شجریان ندارد13.در بند 16 نویسنده اوج نادانی خود راجع به موسیقی را نشان میدهد خودتان بخوانید.
شجریان را میتوان یکی از بزرگترین نگه دارندگان موسیقی سنتی ایران دانست کسی که بخواهد در مورد این استاد چنین مطلبی را بنویسد باید خیلی دقت در نوشتن داشته باشد .باید توجه داشت که هرکلمه و یا هر چیزی را در نوشته به کار نبریم شجریانی که همراه با مردم است و مردم را دوست دارد کسی که بخاطر مردم بم کنسرت میدهد مدرسه میسازد کسی که بیشتر خوانندگان فعلی موسیقی ما در برابر سر خم میکنند پس آیا ما باید ایشان را این چنین نقد کنیم "شجریان زدگی "بدترین واژه ای است که نویسنده میتوانسته برای مقاله خود انتخاب کند به قول مسئول وبلاگ دل آواز میتوانست نام این مقاله را "آسیب شناسی موسیقی سنتی"بگذارد و یا هرواژه دیگری . در نوشته این نویسنده نقاط مثبت کوچکی هم وجود دارد که من خودم آن ها را قبول دارم ولی این مطالب هیچ ربطی به استاد شجریان ندارد!!!
متاسفانه نویسنده در بعضی جاها در مورد موضوعاتی نوشته که به شخص او هیچ ارتباطی ندارد(خودتان با مطالعه مطلب خواهید فهمید)
نکات زیادی است که من دیگر نمیتوانم آنها را بنویسم به شما پیشنهاد میکنم خودتان بخوانید و نظر بدهید
در پایان از شما میخواهم به وبلاگ دل آواز (دوست خوبمان امیر) سر بزنید و نقد او را هم راجع به این مطلب بخوانید
