سخن آخر و خداحافظی با دوستان

حدود ۲۰ ماه از اولین نوشته ام در این وبلاگ که بنا به سفارش دوست گرامی و موسس این وبلاگ جناب آقای معتمد صورت گرفت  ، میگذرد. یعنی بیست و یکم شهریور ۱۳۸۵ .  در این مدت  تنها و تنها به عنوان یک نویسنده و به جهت عشق و علاقه به موسیقی ملی و ارزشمند ایران قلم زدم و بسیار تلاش نمودم که در حد توان و بضاعت ناچیز خودم مسائل و موارد و مشکلات این هنر گرامی را تبیین نمایم. بیشتر نوشته های من از سر دلسوزی و در راستای اشاعه نوای اصیل ایرانی بود . با توجه به گسترش ناگوار موسیقی غربی در بین اکثر جوانان و گریز ایشان از موسیقی میهنی  ، سعی وافی داشتم که این هنر را بهتر نمود ببخشم و قطعا از وسع همچون منی خارج بود که بتوانم چنین کاری را در حیطه گسترده انجام دهم و البته  همین مقدار هم برای شخص من کافی و وافی بود.

در هر صورت اینک قصد دارم اعلام کنم که این  ، آخرین نوشته من در این وبلاگ خوب و محبوب است. وبلاگی که توسط دوست بسیار جوان و هنرمند، آقای م.معتمد بنیان نهاده شده است و در مدت سه سال فعالیت جای خود را در بین طرفداران و اهالی موسیقی و سایتهای معتبر موسیقی باز کرده است .

قطعا علت این امر مورد سوال  و اذهان بسیاری از دوستان است. نمیخواهم از کلمه و عبارت کلیشه ای کمبود وقت و زیادی مشغله صحبتی به میان آورم که  بسیاری از مردم جامعه مکرر و مرتب از آن استفاده میکنند. زیرا عقیده دارم در صورتی که این همه مشغله و پرکاری وجود دارد چرا آمارهای منتشره ،  بازدهی و کارآیی را در کشور ما اینقدر کم نشان میدهند.

حقیقت این است که من و هر نویسنده ای در وبلاگ ، باید به عنوان شخص دوم به حساب آید و به عبارتی در وبلاگ قلم بزند. در طول مدتهای قبل که ماههای زیادی هم میگذرد جناب معتمد بدلایلی که خودشان بهتر از دیگر افراد به آن واقف هستند کمتر می نویسند و کمتر به به روز کردن مشغول هستند درحالیکه ایشان به عنوان مدیر باید حرف اول را در وبلاگ جاری سازند. با توجه به محبت من به این وبلاگ سعی کردم به انحا مختلف برای سرپا نگاهداشتن وبلاگ ، مطالب را نوشته ومشتاقان را دست خالی از این وبلاگ برنگردانم. ولی همین امر باعث شده است که بسیاری از دوستداران خواسته ها و تقاضای به حق و ارزشی خود را در مورد بسیاری از امور وبلاگ از من بخواهند . از تغییرات مکرر در محتوا و قالب  تا لینک وبلاگهای دیگر و ارائه لینک باکس و درخواست های موسیقی و بسیاری از این دست در نبود ایشان از من درخواست میشود .به عبارتی خلا وجود آقای معتمد باید توسط حقیر پر شود که خود را معذور از این کار میدانم. همانطور که عرض شد بنده باید به عنوان شخص دوم ، در بین مطالب زیاد آقای معتمد یکی دو مطلب هم بنگارم. اما کار برعکس شده است وایشان بدلایل کمبود وقت و درس ، ماههای متعددی را در وبلاگ نیستند. به همین جهت مناسب دیدم  بنده نیز به عنوان یک خواننده به این وبلاگ و سایر وبلاگهای موسیقی سر بزنم و بتوانم از این دریای با عظمت و پر شور ، حض کافی را ببرم و مشتاقان این وبلاگ  مستقیما با مدیر آن در ارتباط باشند و از جناب معتمد میخواهم که نام و مسنجر بنده را حذف نمایند.

راستش میخواستم قسمت نظرات این نوشته را غیر فعال کنم ولی فکر کردم این کار نوعی ظلم در حق افرادی است که میخواهند سخنی بگویند و یا شاید اینکه کسی مطلب مهمی را بخواهد بازگوکند. به این سبب آنرا گشودم .

سخن آخر اینکه در صورتی که در این مدت قصور و اشتباهی از بنده سر زده است که موجب ناراحتی  کسی شده است از او عذر میخواهم و طلب حلالیت میکنم  و از همه افرادی که در طی این مدت با نظرات ارزشمند خود باعث دلگرمی حقیر شده اند بسیار تشکر میکنم و همچنان به موسیقی میهنی ، اصیل و ناب ایرانی عشق می ورزم .

والسلام- محمد

نگاهی به برنامه موسیقیایی نیستان تولیدی شبکه فرهنگ رادیو

صدا و سیما برای خالی نبودن عریضه و بستن راه انتقاد ، یک برنامه موسیقیایی به نام نیستان در رادیو فرهنگ راه اندازی کرده است که دو روز در هفته(روزهای شنبه و دوشنبه) به مدت دو ساعت(9تا 11 صبح) پخش میشود و البته در سایت صدا و سیما موج رادیو اف ام این برنامه اشتباه درج شده است!!! .

 در این برنامه سعی شده است به شکلی فراگیرتر و تخصصی تر به موسیقی اصیل ایرانی پرداخته شود و از کارشناسانی نیز در این امر بهره می برد. اگر شنونده این برنامه بوده باشید حتما تلفنهای پخش شده را شنیده اید که شنوندگان چگونه به سبب این برنامه اظهار خشنودی و رضایت میکنند و حتی یکی از شنوندگان اظهار کرده بود که اگر قرار است یکی از دست اندرکاران این برنامه خدای ناکرده مریض شود وی به جای او مریض شود تا خدشه ای به تولید این برنامه وارد نشود !!!(برنامه روز 16/2/87)

            

                   

 

بر هیچکس پوشیده نیست که موفقیت این برنامه نه به خاطرتراوشات و  فیوضات فکری دست اندرکاران  است که تنها و تنها به سبب موسیقی هایی  است که هنرمندان موسیقی ایران زمین  طی زحمات خود آنها را خلق کرده اند  وکاری که این برنامه میکند این است که  آنها را ارائه میدهد و مردم هم از این برنامه تشکر میکنند!! علاقمندان ، به موسیقی ملی عشق می ورزند و دست اندرکاران برنامه خیال کرده اند که برنامه شان خیلی عالی است !!

همچنین به بی تفاوتی همین دست اندرکاران  نسبت به تقاضاهای مردم  باید توجه کرد و باید ازتملقات مجری آن نیز صحبت کرد که دهها بار تقاضاهای مردم را از زبان خود گفته است و تا کنون به آنها عمل نشده است. مجریی که با بازی با کلمات  مرتب از شنوندگان تقدیر میکند ولی بسیاری از مردم درخواست اضافه شدن وقت برنامه  و پخش آن در همه روزهای هفته شده اند  و تهیه کنندگان  برنامه بی توجه به این خواسته همچنان به تمجید و تعریف از شنوندگان می پردازند . از همه نامناسب تر آنکه این شبکه ، تحت عنوان شبکه فرهنگ است ، ولی پخش مستقیم ، جلسات مجلس را در دستور کار خود دارد! احتمالا مسئولین صدا و سیما ، مجادلات و مباحثات مجلس را امری فرهنگی تلقی کرده اند و خواسته اند بدین وسیله به اشاعه فرهنگ مجلس در جامعه بپردازند !!

.. واما نکته مهم و اصلی این است که نبود برنامه دیداری و با ارزش موسیقی ایرانی  در تلویزیون ، باعث شده است که شنوندگان به رادیو روی بیاورند و این برنامه  را مطلوب  بپندارند ، چرا که کاچی به  از هیچی است!!

 اگر تلویزیون به صورت دیداری ، یک برنامه درخور موسیقی ملی با نشان دادن ساز و خود هنرمندان داشت کسی به این برنامه توجه نمیکرد و همه شیفته دیدن تار نوازی و سنتور نوازی و کمانچه نوازی و ... می شدند که میتوانند به راحتی حرکات دست و ریتم آنها را ببینند. تصور کنید همین برنامه نیستان بدون توجه به سیاستهای پوچ تلویزیون و به صورت معقولانه از تلویزیون پخش شود ، در آن صورت  آیا نیستان رادیو فرهنگ میتوانست این همه مخاطب  سینه چاک و پیش مرگ داشته باشد!!!؟

چگونه بود که تا چندی پیش بر زبان آوردن ایراج و گلپا جرم بود ولی در نیستان ، ایشان را استاد ایرج و استاد گلپا صدا می زنند و برخی مواقع آوازهایی از این هنرمندان نیز پخش میشود .؟

نیستان به سبب خلا برنامه های موسیقی تلویزیون نیستان شده است. حتی دو برنامه موسیقیایی تلویزیون هم حذف می شوند تا نیستان بیشتر پر و بال بگیرد . برنامه "با کاروان شعر و موسیقی" و "آوای ایرانی"  هر دو ظرف مدت کوتاهی تعطیل شدند  و صدا و سیما که همیشه به فکر مخاطبانش است!!! هیچ توضیحی در این باره نداد.

همچنین در این برنامه به هنرمندان جوان و آثارشان بها داده نمیشود وهمیشه  آثاری از سده و  دهه های گذشته پخش می شود .

کارشناس ردیف نوازی برنامه  در تاریخ 21/2/87 اظهار نمود که مردم باید موسیقی های شاد گوش دهند و به موسیقی های غمگین گوش فرا ندهند . معلوم نیست ایشان چگونه میتوانند توجیه کنند که مثلا آواز دشتی و یا همین اصفهانی که تدریس میکنند  جزو موسیقی شاد است یا غمگین و آیا باید به اینها گوش داد یا نه؟!!

        سخن آخر اینکه صدا و سیما موافق پخش مناسب موسیقی اصیل نیست و اینگونه برنامه ها تنها برای  خالی نبودن عریضه و داشتن جواب برای مخالفان و از زیر بار مسئولیت شانه خالی کردن است . مخالفانی که تنها حرفشان و جرمشان  این است که میگویند موسیقی ملی را درست نشان دهید ، به شعور مخاطب توهین نکنید و ساز و نوازنده را در پشت دیوار مخفی نکنید ، به موسیقی اصیل در سریالها و برنامه های خود توهین نکنید و  مروج موسیقی غرب نباشید !...همین ....!

خبر مهم

استاد مسلم تار و سه تار و آهنگساز برتر کشور جناب محمد رضا لطفی در ساعت هفت و ده دقیقه عصر روز دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت  در برنامه هفت اقلیم رادیو فرهنگ حضور خواهند داشت. دوستانی که مایل به گوش فرا دادن به سخنان ایشان و ضبط برنامه هستند حتما به خاطر داشته باشند.

 دوستداران استاد لطفی  مي توانند این  برنامه شبكه راديويي فرهنگ را روي موج -  اف. ام رديف 1/106 مگا هرتز و موج آ.ام رديف 558 كيلو هرتز دريافت كنند.

 

استاد محمد رضا لطفی

95 درصد تعلیم دهندگان آواز حق تدریس ندارند!

این جمله ای است که استاد شجریان در یکی از مصاحبه های خود بیان داشته است و به مذاق بسیاری از مدرسان آواز خوش نیامد. اما چون این اظهار نظر از جانب استادی مسلم و پرآوازه ای همچون جناب شجریان ابراز شده است ، در برابر آن سکوت کردند . استاد شجریان فرموده است که این افراد هنر جو را خراب میکنند .

این مطلب یک واقعیت است . با توجه به اینکه آواز ایرانی مقوله ای  بسیار حساس و خطیر است و هنر جو یان این وادی باید به خوبی بتوانند از عهده آن برآیند ، لذا تعلیم دهندگان باید در صلاحیت کار باشند . آنچه که استاد شجریان اظهار داشته است ، پس از سالها تجربه بدست آمده و ایشان با شنیدن آواز بسیاری از هنرجویانی که سالها در محضر برخی مدرسان چه در پایتخت و چه در استانها ، تعلیم دیده اند پی به کاستی هایی که در حق این افراد شده است پی برده است. نمونه اش در سال گذشته ، که استاد شجریان از داوطلبان بسیاری تست آواز به عمل آوردند و متوجه شدند که بیشتر هنرجویان ، خوب تعلیم ندیده اند. به عبارتی ایراد و نقصی در کار هنرآموزان بوده است.

بسیاری از افراد با استعداد ، طی سالها که در کلاس مدرسان ناکارآمد تعلیم دیده اند راهی اشتباه رفته اند و اکنون قادر نیستند صدای خوبی داشته باشند و آواز خوبی بخوانند .

در  بسیاری از کلاسهای آواز فعل "گوشه بده گوشه بگیر" صرف میشود  شاگرد گوشه هفته قبل را که یاد گرفته است پس میدهد و احیانا استاد ایراداتی صرفا در مسیر همان گوشه می گیرد و سپس  دستور میدهد ضبط روشن شود و گوشه جدید خوانده می شود. این کار گوشه گرفتن و گوشه دادن 5 دقیقه طول می کشد و استاد به سراغ هنر جوی بعدی می رود. در این حال ، بحث اصلی ، یعنی  صدا و نحوه خارج ساختن صدا از حنجره و دهان، گم شده است. هنر جو به هر طریقی که غریزی ، بلد بوده است آواز می خواند و تحریر می زند و بیشتر سعی بر این است که گوشه درست خوانده شود .

پارامترهای اصلی که قطعا می باید در کلاسهای آواز و در ابتدای کار به آنها توجه شود عبارتند از  :

نحوه تولید و خارج ساختن صدا از حنجره و دهان  ، نحوه پرداخت صدا در جوف دهان ، فرم دهان ، نحوه ادای کلمات ، لحن ، میزان بازشدگی لبها ، نحوه نشستن ، فرم صورت و گونه ها و آرامش بدن بخصوص در خواندن اوج و.... همه  و همه باید توسط مدرس آواز به دقت مورد ارزیابی و توجه قرار گیرد .

مدرس حتی همه موارد فوق را باید با یک دید به همه هنرجویان آموزش ندهد . هر شخصی به تناسب وضعیت و صدایی که دارد باید مورد بررسی قرار گیرد. به عبارت بهتر هنر آموز باید برای هر یک از هنرجویان برنامه جداگانه و متفاوت قایل شود .

ایرادی که استاد شجریان به بسیاری از آواز خوانان گرفته اند ، نحوه تولید صداست که اغلب آنها در این مورد ایراد داشتند  .  واضح است که ترک عادت واقعا مشکل است و هر هنرجویی اگر مدتی به روشی عادت کند به سختی میتوان او را از آن گرفتاری نجات داد . به همین دلیل بایستی نهایت دقت را برای هنرجویانی که تازه به کلاس می آیند مبذول داشت.

نکته مهم دیگر اینکه ، تصنیف یکی از ارکان موسیقی ایرانی است. تصنیف میتواند بک هنر جوی موسیقی را دارای ریتم کند و به او و صدایش قدرتی مضاعف ببخشد. تصنیف یک حلقه گمشده در کلاسهای موسیقی است. می دانید که گوشه های مهمی در در دستگاههای ایرانی دارای ریتم و ضرب هستند(مثل گریلی در شور یا صوفی نامه در ماهور      ) و میدانید که برخی تصانیف از همین ردیفهای ضربی گرفته شده اند . پس تصنیف ارتباط تنگاتنگ با ردیف دارد . ولی در بسیاری از کلاسهای موسیقی به تصنیف چندان پرداخته نمی شود . این است که هستند افرادی که با وجود آواز خوب نمی توانند تصنیف بخوانند.

و از همه مهمتر بحث خلاقیت و روی پای خود ایستادن هنر جو است. در کلاسهای آواز به ردیف بسیار پرداخته می شود . اما اکثر هنرجویان بعد از اتمام یک یا دو دوره ردیف ، نمی توانند یک شعر را در یک دستگاه با ارائه نکات و زوایای ردیف بخوانند. چون شعر عوض شده است!! مدرس قطعا باید در این خصوص راهنمایی های لازم را طی جلسات گوناگون ارائه دهد. این بخش  مهمترین قسمت تعلیم است . با این وصف کمتر هنرآموزی است که طی جلساتی این روش را تدریس کند ، البته اگر خودش آنرا بلد باشد!!

فتاوی درست ، عملکرد نادرست

استفتایی که در زیر تصویر آنرا می بینید ، پرسشی است از مقام رهبری در خصوص آواز خوانی زنان که در سال 1370 به دستم رسید و قطعا سالهای قبل از آن منتشر شده بود. این فتوا در مجموعه ای از استفتائات  دیگر وجود دارد . با این استفتا ، تک خوانی  آواز زنان در موسیقی اصیل ایرانی ، مجاز است و هیچگونه ممانعتی بر آن مترتب نیست . سوال اساسی در اینجاست که با وجود تاکید بر وجوب تبعیت از رهنمودهای ایشان ، چگونه است که این مشکل ، هنوز که هنوز است در پنجه نگرشهای شخصی و غرضها و مرضها گرفتار است و چرا اجازه اجرای راحت و بدون دردسر به زنان که به نظرم قشر مظلوم عرصه آواز هستند داده نمی شود؟ واقعا چرا باید زنی که دارای صدای خوب و مستعد برای اجرای آواز ملی ایران است از دیدگاه عده ای ممنوع الصدا باشد. مگر از این فتوا بالاتر وجود دارد؟ چرا داعیه فرمانبرداری و مطیع بودن از رهبری وجود دارد ولی این فتوا به این واضحی و صراحت را ، کسی گوش نمیدهد؟

 

 

زنان نیمی از جامعه ما را تشکیل میدهند. در سالهای اخیر گرایش به هنر آواز ایرانی در بین جوانان نسبتا رو به رشد بوده است و در این وادی زنان بسیاری دارای این هنرارزشمند  می باشند و حتی در کلاسهای آواز هم شرکت میکنند. اما همه میدانند که ادامه فراگیری ارزشی ندارد و مسئولان دست پایین کشوراجازه اجرای آواز به آنها در کنسرتها را نمی دهند. حتی زنانی که در عرصه های بسیار بالاتری فعالیت دارند  نیز نمی توانند بدون مشکل هنر خود را عرضه کنند . استاد علیزاده با گروه هم آوایان آلبوم زیبایی همچون سرود گل اجرا میکند که این آلبوم می بایست متضاد با فتوای بالا اجازه انتشار نگیرد . این موضوع  مصداق همان ضرب المثل قدیمی  است که مفهوم آن این  مضمون است که شخص والا و بالاتری می بخشد و اشخاص رده پایین نمی بخشند !!

اسطوره های پیشین ، سایه ای بر هنرمندان امروز

از همه دوستداران و علاقمندان موسیقی و مراجعه کنندگان وبلاگ آواز درخواست میکنم این مطلب را با تامل بیشتری مطالعه کنند و حتما نظرات مرتبط و سازنده خود را در قسمت نظرها ارائه دهند تا به جمع بندی نهایی برسیم.

 

نوشتن مطلب حاضر  که در ذهن دارم یکی از دشوارترین نوشته هایی است که تا کنون قصد نگارش آنرا داشته ام . از انتخاب عنوان مطلب گرفته ، تا جمله بندی  ها و به خصوص رساندن مفهوم اصلی مورد نظرم که امر بر خوانندگان مشتبه نشود ، همگی حساس و مهم است. این نوشته را مدتها بود که می خواستم بنگارم ، تا اینکه نظر برخی خوانندگان در خصوص پست قبلی من که نگاهی کوتاه بود بر آلبوم آسمان ،  بر مقایسه این اثر و دستان خرده گرفتند ، با عث تسریع در این امر شد .

مطلب را با ارائه یک خاطره آغاز میکنم .  روزی در کلاس درس آواز وقتی صحبت از رجوع هنرجویان  به آثاری در دستگاه شور گردید ، مدرس ، برخی از آثار قدما نظیر ،استاد قمرالملوک وزیری ، استاد بنان و استاد ادیب خوانساری را به عنوان منابعی خوب و زیبا ذکر کردند. بنده نیز عنوان کردم که آلبوم یاد ایام نیز مرجعی خوب در دستگاه شور است که با واکنش استاد رو به رو گردید. وی عنوان کرد چرا نباید به سرچشمه رجوع کرد؟ چرا نباید آثاری را گوش داد که پدید آورنده یاد ایام ، خود ، از آنها الهام گرفته است تا آنرا پدید آورد ؟ما باید به اصل کارها مراجعه کنیم. قدما چیزهایی داشته اند که باید آنها را مد نظر داشت و آموخت  و....

این تفکر به طرز فزاینده ای در بین اهالی موسیقی وجود دارد و به نظرم یکی از مشکلات اساسی پیشرفت کند و عدم شکوفایی نسل حاضر در امر موسیقی و حتی میتوان به طور کلی گفت "هنر" است . مطلب اصلی من این است که ما میخواهیم تا ابد الدهر مراجع و منابع موسیقی خود را تغییر ندهیم ؟ آیا آن پیشرفتی که در دهه های گذشته حاصل شده است تا به نسل ما رسیده ، هیچ مرجعی نمیتواند برای رجوع ما باشد؟ شاید بتوان گفت اگر خیلی از هنرمندان قدیم از دنیا نرفته بودندو الان در بین ما بودند ، هیچگاه آثار آنها را به عنوان ماخذ ذکر نمیکردیم.اما چون الان نیستند و سالیان قبل از دنیا رفته اند میتوانند برای ما کلاس درس باشند. چرا که این امر را به وضوح میتوان در روش کار مدرسان موسیقی دید.

وقتی هنرمندان فعلی دهها بار و صدها بار به همین منابع قدیمی مراجعه کرده اند تا هنر خود را به شکل کنونی درآورده اند و حتی بسیاری از آنها کارهای آنها را تلفیق کرده و نو آوری هایی نموده اند چرا نباید از این تجارب و نو آوری ها استفاده کرد ؟  مثلا چرا باید برای بررسی و یادگیری دستگاه شور  تنها به آثار بنان و تاج و غیره مراجعه کرد؟ امیدوارم مطلب اصلی من بر شما مشتبه نشود . زیرا در پستهای قبلی به کرات از تلاشها و سختی های قدما در امر موسیقی گفته ام . ولی شخصا معتقدم جوانان بسیاری در نسل حاضر با الهام از همین پیشینیان مدارج بالایی طی کرده اند که می تواند مرجعی خوب برای ما باشد . ولی کسر شان ما است که مثلا برای یادگیری به آثار قربانی  یا نوازندگی تار جهانمانی و دهها هنرمند دیگر رجوع کنیم. زیرا اینان را در این درجه نمی بینیم که مدرس ما باشند .

نکته مهم دیگر اینکه  وقتی آثار فعلی هنرمندان کنونی با عالیترین تکنولوژی ضبط گردیده است و صدا و کیفیت کار به قدری عالی است که میتوان تک تک تحریرها و غلت ها و مضرابها و سایر تکنیکهای هنرمند را شنید و از آن استفاده کرد ، چرا باید همیشه بر این اصرار داشت که باید به آواز 50 سال گذشته فلانی که اصلا کیفیتی ندارد و نمیتوان به خوبی زوایای کار را گوش داد رجوع کرد .  آیا صرفا بخاطر اینکه  وی سرچشمه است؟! اگر ما تازه واردان به عرصه موسیقی را به این راه بکشانیم قطعا ره بجایی نخواهیم برد.

وقتی استاد شجریان دهها آلبوم برای هر دستگاه و آواز منتشر کرده است که همه آنها دارای کیفیت خوب و مناسبند آیا صرفا باید آواز ظلی و تاج دهه های دور را شنید و از آنها بهره برد؟ خوب همانها را شجریان گوش داده و تلفیق کرده و نو آوری انجام داده و رسیده است به مقطع فعلی .. آیا نمیتوان از دریایی از تجارب وی استفاده کرد؟ مجددا عرض میکنم گوش سپردن به آثار گذشتگان لازم است. همانها که در این راه مرارتها کشیده اند . اما نباید همه موسیقی ما آنها باشند. جایگاه فعلی موسیقی پس چه می شود ؟

چرا نباید از آواز و صدای  علیرضا قربانی ، علی جهاندار ، حمیدرضا نوربخش ، سالار عقیلی ، و بسیاری دیگر که حتی گمنام تر و ناشناس تر از اینان و البته بسیار پراستعداد و کوشا و توانا هستند استفاده کرد ؟

در عرصه نوازندگی نیز وضعیت به همین منوال است . باز هم بحثی بر سر این نیست که  نوازندگان گذشته توانا و خوب مینواخته اند. اما همچنان این سوال مطرح است که آیا منابع ما نیز در این وادی حتما باید آثار سالیان بسیار دوری باشد که کیفیت چندانی نداشته اند و نمیتوان به خوبی مضرابها و تکنیکها و غیره را شنید. اگر شما بخواهید جوانان فعلی را جذب موسیقی اصیل بکنید ، اگر آثاری را که ذکر آن رفت و دارای روح شنیداری و کیفیت چندانی نیستند ، برای وی بگذارید ، قطعا لذتی نخواهد برد و دنیای جاز و رپ و دیجیتال او را با خود خواهد برد.

اگر گریزی کوتاه از وادی موسیقی به خوشنویسی بزنیم ، با توجه به اینکه بنده در عرصه خوشنویسی نیز علاقمند هستم ، همین مشکل آنجا نیز هست. اساتید نظیر کلهر و میرخانی ها و میرزا رضای اصفهانی زحمات زیادی برای خط نستعلیق کشیده اند ، اما به وضوح آثار فعلی بسیاری از خوشنویسان کنونی از آنها زیباتر است. نظیر جواد بختیاری ، کرمعلی شیرازی ، امیر فلسفی  و ... و حتی برخی که ناشناسند و خیلی ها آنها را نمی شناسند .

مثلا در عرصه تار یا سه تارنوازی ، جوانان بسیاری وجود دارند که به  صرف جوانی و حتی صرف اینکه در قید حیاتند!! به حساب نمی آیند و ما باید برای یادگیری این ساز باید همچنان به آثار صد سال یا پنجاه سال قبل مراجعه کنیم. درحالیکه  جوانانی هستند که می توان دهها بار به ساز آنها گوش داد و خیلی چیزها آموخت . سحاب تربتی یکی از نو آوران عرصه تنبک و دف نوازی است . نوید دهقان یکی از دهها نمونه کمانچه نوازی است که بی اندازه مسلط و زیبا مینوازد .علی خشتی نژاد تار نواز چیره دستی است و از این نمونه ها بسیارند. حتی اگر اینها خوب هم ننوازند ، پرداختن به این جوانان شکوفایی موسیقی را به دنبال خواهد داشت و چه از این بهتر .

بنده  بارها به دوست و همکار گرامی ام ، جناب آقای معتمد گفته ام که در این وبلاگ سعی بر این باشد که هنرمندان جدید و خلاقان دهه حاضر بیشتر شناسانده شود. آثار اینان هم دارای ظرافتهای خوبی است و هم با استفاده از تجارب سالهای زیاد موسیقی ایران زمین به این افراد رسیده است .کیفت ضبط خوبی دارد و جوانان غیر علاقمند ممکن است در اثر شنیدن آنها مجذوب شوند .  اما ایشان نیز طبق سبک و سیاق بسیاری از اهالی موسیقی اصیل ، بارها دانلودها و موسیقی متن وبلاگ هایی  از بنان و قوامی دیگر گذشتگان داشته اند . این کار لازم است . ولی به نظرم بیشتر مردم تصنیف "تا بهار دلنشین" و یا "شبی که آواز " را شنیده اند. چقدر میخواهیم فقط این تصنیفها را به گوش مردم برسانیم .چرا نباید  تصانیف هنرمندان جدید را هم به مردم عرضه کرد؟ مگر در همین دستگاه متعالی اصفهان و یا همایون هنرمندان فعلی کم کار کرده اند؟ چرا تصانیف بسیار دلنشینی که علیرضا قربانی دراین دستگاه و در آلبوم فصل باران اجرا کرده اند را به گوش مردم نرسانیم که بسیاری از آنها حتی نام قربانی به گوششان نخورده است و ....

صرفاٌ پرداختن به هنرمندان بزرگ و شناخته شده ، هنر نیست. استاد شجریان را همه می شناسند . وی برترین و تاثیرگذارترین خواننده تاریخ موسیقی تاریخ ایران است. اما همین شجریان گفته است بهتر از من نیز در آینده خواهد آمد. اگر چنین نباشد ، موسیقی ملی ایران زیرسوال میرود. چرا که در این صورت موسیقی به انتهای خود رسیده است . اگر قرا باشد دستان شجریان ، نهایت چهارگاه باشد دیگر باید فاتحه این دستگاه را خواند. درحالیکه ابداٌ نباید چنین باشد . نگرش به آثار شجریان هم باید منطقی و بدور از احساس باشد. دستان یک اثر ارزنده در چهار گاه است. اما اگر ما احتمالا به صرف اسامی ، هر چهار گاه دیگری که تولید شود  را قبول نکنیم صحیح نیست. به خصوص اگر اثری از جوانان باشد . آسمان کاری خوب و قابل قبول از شاگرد برتر استاد شجریان است که قطعا به تایید استاد رسیده است. اما دوستدارن موسیقی حتی حاضر نیستند در کنار این اثر نامی از دستان برده شود. چرا که فاصله را از زمین تا آسمان میدانند. درحالیکه اینگونه نیست. ما  حتی برای آن چهارگاهی هم که هنوز تولید نشده!! وشاید 5 سال دیگر بخواهد بازار بیاید ،  ارزشی بهتر از دستان قایل نیستیم . همانطور که گفتم و در یکی از پستهای خیلی گذشته نیز اشاره داشته ام دستان  اثری بسیار بسیار عالی است . شکی در آن نیست. اما چرا باید اینقدر متعصب بود که حتی نباید در بحث آلبوم آسمان اسمی از او بیاید. حال آنکه نوربخش به عنوان  یکی از خوانندگان خلاق و برتر کشور به همراه  سرپرستی ، که خود وی نقش موثری در دستان داشته  و همچنین یکی از برترین نوازندگان سه تار تاریخ موسیقی ایران در پدید آمدن آن نقش داشته اند . سخن آخر اینکه پرداختن به نوازندگان ، اهنگسازان و خواندگان کنونی مغایر این اصل نیست که منابع اصلی موسیقی گذشتگان ما هستند .

نگاهی به آلبوم " آسمان " کاری از گروه شهنازی،خواننده حمیدرضا نوربخش

آلبوم آسمان در سال 85 ، با اجرای گروه شهنازی متشکل از هنرمندانی همچون استاد حسن ناهید ، داریوش پیرنیاکان (سرپرست گروه) ، بهداد بابایی و... در دستگاه چهارگاه به عرصه موسیقی اصیل ایرانی روانه شد. خوانندگی این اثر را حمیدرضا نوربخش برعهده دارد .

آسمان بی شک انسان را به یاد دستان می اندازد. دستان یک چهارگاه منحصر به فرد و بی نهایت متعالی است که حق مطلب را به این دستگاه با عظمت ادا کرده است .شاید این شباهت بی اندازه ، اصلی ترین نقطه ضعف کار باشد.

بدون تردید حمیدرضا نوربخش یکی از برترین خوانندگان زمان کنونی است که متاسفانه به دلایلی که ذکر آن در اینجا مناسب نیست به غیر از اهالی موسیقی ، مردم ، حتی با نام او هم آشنا نیستند . نوربخش هم  صدای قابل قبولی دارد و هم دانش مناسب و هم جزو شاگردان برتر استاد شجریان است . ولی وی نیز مانند دیگر شاگردان توانای استاد ، آلبومهای چندانی روانه بازار نکرده است و البته جای شکرش باقی است که در یکسال گذشته دو آلبوم اجرا نمود که کمی کم کاری سالیان قبل را جبران نمود. صدای نوربخش ، چپ کوک ، پر قدرت و دلنشین است. نور بخش میتواند خودش باشد . او میتواند صدای منحصر به فردی داشته باشد. ولی متاثر از استاد شجریان میخواند. در آسمان این مورد به شدت مشهود است. حتی یکی از تحریرهای کم نظیری که شجریان در دستان اجرا نمود را نوربخش در همین آسمان و با شباهت بسیاری اجرا نمود. ذکر این نکته هم ضروری است که در برخی قسمتها بم خوانی نوربخش زیبا نیست و به نظرم صدای مصنوعی بم از خود اجرا میکند .

از بحث آواز که بگذریم و وارد تصنیف شویم نوربخش یک تصنیف خوان قهار است. نقطه قوت آسمان تصانیف نو ، بدیع و شنیدنی است که نوربخش با نهایت ظرافت آنها را اجرا میکند که در انتهای این نوشتار یکی از تصانیف را جهت دانلود قرار داده ام . معلوم نیست چرا به غیر از یکی از تصانیف ، سایر تصاینف در جلد آلبوم ، دارای اسم نیستند و با عنوان ساز و آواز نامگذاری شده اند.

... و اما نوازندگان اثر

حسن ناهید نیازی به تعریف و شناخت ندارد. وی شخصیتی با تجربه در عرصه نی نوازی با دهها کنسرت در داخل و خارج از کشور و یادگاری از دوران نورعلی برومند و بنان و سایر ستارگان آسمان موسیقی ایرانی است . نی او در این اثر همچنان زیبا و دلنشین است .

بهداد بابایی یکی از تواناترین سه تار نوازان تاریخ موسیقی ایرانی است که با نوربخش به وضوح هماهنگ است . ریزهای سریع و زلال و پاساژهای قوی و بسیار زیبا از جمله مهارتهای محض اوست . وی در عرصه جواب آواز دارای سبک است و متمایز از سایرین کار میکند. بسیاری از سه تار نوازان کشور تعلیم دیده او هستند .

سیامک بنایی و آرش کامور واحمد رضا خواه که به ترتیب تنبک و کمانچه و سنتور اجرا کرده اند توانسته اند در این گروه سنگین و توانا به خوبی عرضه اندام کنند. به خصوص آرش کامور که با وجود سن نه چندان بالای خود ، این درجه از نوازندگی را کسب نموده است که در این جمع وارد شود .

و اما داریوش پیرنیاکان که او هم نیازی به تعریف ندارد. سرپرست گروه  و یکی از برترین تار نوازان کنونی کشور ... نکته قابل ذکر شباهت تارنوازی او در این آلبوم با تارنوازی وی در دستان است. شاید هم گریزی از این نیست و چهار گاه همین است .

کل آلبوم آسمان 54 دقیقه و یازده ثانیه است که 9 قطعه را در خود دارد. این اثر ارزنده را حتما تهیه کنید و بارها گوش دهید .قطعا از شنیدن آن لذت خواهید برد .

آلبوم " آسمان (چهارگاه) " گروه شهنازي "
سرپرست گروه : داريوش پيرنياکان
آواز : حميدرضا نوربخش
ني : حسن ناهيد
سه تار،بربت : بهداد بابايي
تار : داريوش پيرنياکان
سنتور : احمد رضا خواه
کمانچه : آرش کامور
تنبک : سيامک بنايي

 

 دانلود کنید تصنیفی زیبا از آلبوم آسمان

                                                       با کیفیت 128

                                                        با کیفیت 48

موسیقی ایرانی  روح پرور و طرب آور ، موسیقی جاز خسته کننده و حزن انگیز

جمله بالا  ، در تضاد با آنچیزی است که در عرف جا افتاده است  . آنچه که ذهنیت عوام را در برگرفته است این است که موسیقی اصیل ، غم انگیز است و انسان را به یاد قرضهایش می  اندازد  . اما موسیقی  متال و راک و جاز شادی آور است . اگر به این مساله  عمیق تر نگاه کرده شود ، مشاهده میگردد که مطلب خلاف این است .  نوع موسیقی واشعار سطحی و بی پایه آن ، مورد تمسخر و انتقاد اهالی این گونه از موسیقی واقع شده است. در دراز مدت ، خستگی و آشفتگی ناشی از سر و صدای نابهنجار پاپ و راک در ذهن شنونده باقی  میماند این موسیقی ریشه ای در هویت ما ندارد ، مناسب جامعه ما نیست و عده ای که تعدادشان هم کم نیست سعی دارند به زور آنرا  در فرهنگ ما رسوخ دهند و بیشتر مناسب مجالس بزم  ، ابتذال، پارتی ها و از این نوع است . وضعیت و سوابق خوانندگان این نوع موسیقی هم که اظهر من الشمس است . آهنگسازی و خوانندگی آن هم نه توانمند و نه  طاقت فرساست .

در سوی دیگر ، موسیقی اصیل ، شادی آور و طرب انگیز است. دقیقا مخالف آنچیزی که ذکر می شود . البته شکی نیست که این موسیقی شادی مطرب و غنا را ندارد و  نمیتوان آنرا برای استفاده از حرکات موزون استفاده کرد. این ، نوعی برتری  است . شادی مورد نظر در این گفتار از این نوع نیست .

دستگاههای موسیقیایی ما ، همگی هم میتوانند شاد باشند، هم حماسی و هم غمناک .   نمونه اصلی آن در دستگاه شور ، آنجا که دشتی ، آوازی است که میتوان آنرا به صور مختلف ارائه داد . دستگاه چهارگاه دستگاهی است ماواریی و روحانی . برای مثالی ساده و ملموس تر میتوان به  شعر "مبارک بادا " اشاره داشت که در عروسی ها سالهای سال است که خوانده میشود و در چهار گاه اجرا میگردد و جزو دستگاههای ایرانی است و شاد و نشاط آور است .

 

 

ادامه نوشته

شما قضاوت کنید

كرم‌رضا پيريايي رئيس موسيقي صداوسيما گفته است :
 

ما در پخش موسيقي رسانه ملي، مخاطب‌محوري را پيگيري مي‌كنيم و مخاطب‌پروري را نيز مدنظر داريم.

اینكرم‌رضا پيريايي رئيس موسيقي صداوسيما افاضه را نامبرده  در نشست بررسي موسيقي رسانه و موسيقي در رسانه  که متاسفانه با حضور ، حميدرضا نوربخش مديرعامل خانه موسيقي، شاهين فرهت، اكبر آزاد، حسين يوسف‌زماني، امير بكان، مصطفي پورتراب، محمد سرير، احمدعلي راغب و تني چند از هنرمندان و منتقدان موسيقي در خبرگزاري مهر برگزار شد،  نطق نموده است .
همچنین به گزارش فارس، در اين نشست كرم‌رضا پيريايي، رئيس مركز موسيقي و سرود صداوسيما گفت: در شبكه‌هاي راديو و تلويزيوني كشور، سالانه بيش از 120هزار ساعت انواع موسيقي پخش مي‌شود.

سوال وبلاگ آواز از شما علاقمند ان موسیقی اصیل و شما دوستداران ساز و آواز ایرانی این است که آیا واقعا صدا و سیما ، توجه شمای مخاطب را در طول سالهای  گذشته جلب کرده است و آیا نمایش موسیقی اصیل ، آنچیزی است که تلویزیون پخش می کند یا خیر؟

وبلاگ آواز سه ساله شد

وبلاگ آواز دومین سال فعالیت خود را پشت سر گذاشت و وارد سومین سال حیات هنری خود گردید. در طی این مدت همراهی و همدلی شما دوستان و علاقمندان موسیقی اصیل و ملی ایران همواره دلگرم کننده و راهگشای ما بوده است.هر چند این نوشتار ، شایسته تر بود که به قلم دوست و همکار بسیار ارجمند من ، جناب آقای مهدی معتمد ، موسس و بنیانگذار وبلاگ آواز ، نگارش می شد ، ولی ایشان به خاطر کمبود وقت و مشغله ای که در این ایام داشتند،این امر را به بنده سپردند تا صحبتهایی با مخاطبان خوب آواز داشته باشیم.

به همین دلیل سعی می شود در این سخن خودمانی مختصر و تیتر وار مطالبی به حضور شما خوبان و همراهان آواز تقدیم شود :

 

1- راه اندازی وبلاگ آواز به سبب عشق به موسیقی متعالی ایرانی

همانطور که آقای معتمد در گوشه سمت چپ بالای وبلاگ نوشته اند جرقه ایجاد این وبلاگ به سبب عشق و علاقه ای بوده است که موسیقی ملی ما در درون ما برانگیخته است. موسیقی که ریشه در صدها سال تلاش و مجاهدت مردان و زنان هنرمندی دارد که با صداقت تمام موسیقی ما را تکامل بخشیدند و بدون وجود ابزارهای امروزی و تنها با گوش و حافظه خود، آنرا به ما رساندند.مطالعه تاریخ موسیقی ایران بر هر شیفته این مرزو بوم لازم است وهمه باید بدانند که چگونه و با چه مرارتهایی امروز به سادگی و راحتی هرچه تمام تر دل به ساز و نوای آواز ایرانی میدهیم و از آن لذت می بریم. لازم است در روزگار کنونی قدر زحمات و تلاشهای آنانکه این زحمات را متحمل شده اند بدانیم. لازم است از این موسیقی که هویت تاریخی مردم و کشور ما را تبیین میکند پاسداری کنیم و با دست  خودمان و تفکرات نادرست آنرا نابود نکنیم. از هند و چین و سایر کشورها بیاموزیم که چگونه موسیقی خودشان را که از نظر فنی به قدرت و گستردگی موسیقی ما نمیرسند، مواظبت میکنند و آن را در سطح جهان اشاعه میدهند. متاسفانه در این راه ما قصور کرده ایم و در دوره تکنولوژی کنونی این کوتاهی بیشتر شده است و با کمال تاسف باید بگویم هر روز نیز بر این راه نادرست گام برمیداریم.گسترش روز افزون موسیقی های غربی و دلزدگی از موسیقی ایرانی در بین مردم و بخصوص جوانان نشان از وضعیت نادرستی دارد که بر جان موسیقی ملی ما آمده است .

 

 

 

2-مخاطبان و همراهان همیشگی وبلاگ آواز

بدون تردید وجود شمار قابل توجهی از دوستدارن وبلاگ آواز باعث زندگی و پویایی این وبلاگ گردیده است .از یاد نمی رود در ماههای ابتدایی سال جاری که در حدود 4 یا 5 ماه وبلاگ در سکوت و سکون کامل به سر میبرد ، آمار بازدید ها همچنان در حد مناسبی وجود داشت . با توجه به صفحه پربیننده ترین وبلاگها که در سایت وبگذر شمارش میشود، به خوبی مشاهده میشود که بیش از نود درصد ایام سال این وبلاگ در صفحه اول این شمارشگر قرار داشته است و این در حالی است که این صفحه تلفیقی است از وبلاگهای دینی و موسیقیایی و البته معلوم نیست گردانندگان وبگذر موضوعات وبلاگها را بر اساس چه ملاکی طبقه بندی کرده اند و آیا بهتر نیست هر موضوعی در وبلاگها جداگانه شمارش گردد ؟

از این پس نیز وجود مخاطبان و علاقمندانی که به صورت ارائه نظر و یا پیامهای آفلاین و یا مسنجر یاهو مطالب ، نظرات و انتقادات خود را بیان میدارند بهترین طریق جهت تداوم وبلاگ آواز می باشد.

باز هم از یادم نمی رود که خانم هم وطنی  مقیم کانادا در کشوری غریب و دور ، با عشق به موسیقی ملی ایرانی و از علاقمندان وبلاگ آواز از بنده درخواست یکی از تصانیف زیبا و مشهور استاد شهرام ناظری را داشت و باعث افتخار بنده بود که با صرف وقتی نسبتا زیاد این تصنیف را یافته و برای ایشان به صورت آنلاین فرستادم.

همچنین افراد زیادی با مراجعه به بنده راه روش ورود به وادی موسیقی اصیل و نحوه یاد گیری این هنر در عرصه آواز و ساز را جویا شدند که در حد بضاعت و توان به راهنمایی آنان پرداختم .

وجود چنین ارتباطاتی از نتایج مفید وبلاگهایی است که میتواند کاهلی و سستی رسانه های عظیم تر و فراگیرتر را تا حدی جبران کند.

 

3- هم کاری وتعامل آواز با سایر وبلاگهای موسیقی

هر چند معتقدم در یکسال و نیم گذشته به شدت از همکاری و همیاری وبلاگهای موسیقی کاسته شده است ولی همچنان با برخی از مدیران وبلاگها در ارتباطیم . البته مدیران کوشاتری در این عرصه ، اقدام به دعوت حضوری از صاحبان وبلاگها کرده و جمعی را گرد هم آوردند که بسیار مایه دلگرمی است . با این حال وضعیت تعامل وبلاگهای موسیقی تا مسیر آرمانی فاصله دارد.برخی صاحبان وبلاگها فقط نظر میخواهند بدون اینکه خود نظری در سایر وبلاگها بدهند  .پیشنهاد می شود که در روز و ساعتی  مشخص و با هماهنگی قبلی وبلاگهای فعال موسیقی از طریق گفتگوی آنلاین مباحثی را که ار قبل مشخص گردیده است به گفتگو بنشینند و جهت ارتقا کیفیت و کمیت محتوای وبلاگها اقداماتی بردارند.

 

4-  ترویج موسیقی ملی از طریق وبلاگ آواز

آواز در زمره وبلاگهای وادی موسیقی ایرانی است . در این وبلاگها خبری از پاپ ، متال ، تصویر هنرپیشه ها و خوانندگان ایرانی و خارجی ، جدیدترین مدلهای و بزکهای صورت و لباس ، جدیدترین فیلمهای هالیوود ، مهیج ترین فیلمهای درام، خشن ، تخیلی ، سکس و ... که هر کدام بیشمار مخاطب دارد ، نیست. در این وبلاگها صحبت از درویش خان و میرزا قلی ظلی و نورعلی برومند و بنان و شجریان است . در این وبلاگها صحبت از گوشه دیلمان در آواز دشتی ،  مثنوی پیچ در آواز افشاری  است . در این وبلاگها سخن از کاستی های رسانه ای در امر ترویج موسیقی ایرانی است و غصه خوردن در این باب . در وبلاگهای موسیقی اصیل ایرانی هیچ ابزارموثری که دنیای حاضر  با تمام قدرت و امکان جهت القا تفکر خود از آن بهره می برد وجود ندارد.

اما با تمام وجود میگویم که درست است که هیاهوی پاپ و جاز و... در این وادی نیست ، اما  به همین موضوع مفتخر هستیم. ما علاقمندان موسیقی ملی ، به خود می بالیم که صدای بی نظیر و آسمانی ساز های ایرانی همچون سه تار و  تار ، در نهاد ما شوری جاودانه و عشقی وافر برمی انگیزد . مابرخود می بالیم که عاشق صدای بی نظیر و جاودانه  استاد بی همتای آسمان موسیقی ایران زمین ، محمد رضا شجریان هستیم. ما نیازی نداریم که از رقص و برهنگی در امر ترویج و ترغیب مخاطب استفاده  کنیم. ما نیازی نداریم که از تصویر و حرکات شخصیت ممتاز زن استفاده ابزاری کنیم. ما مفتخریم که بر پایه و دستوارت دین مترقی اسلام ، به آن نوع از موسیقی علاقمندیم که گناهی در آن نیست و با خاطری آسوده به آن گوش فرا میدهیم .

ما دوستدارن موسیقی اصیل ایرانی ، تنها نیاز به توجه مسئولین و دست برداشتن از روشها و سیاستهای نادرست رسانه ای همچون صدا وسیما هستیم که بتواند این موسیقی را بیش از اینها گسترش دهد که این امر نیاز جامعه است و رهایی از تهاجم فرهنگی که قسمت اعظم آن از طریق موسیقی  و از طریق موبایلها و سی دی ها منتشر می شود و هر روز نیز بر دامنه آن افزوده می گردد .

 

 

5- صرف وقت بسیار و  هزینه نیاز  وبلاگ گردانی

وبلاگ گردانی ، آن هم در زمینه موسیقی اصیل ، تنها عشق میخواهد و بس.  با این وصف است که ما تشنه اشاعه فرهنگ غنی ایرانی در قالب موسیقی اصیل هستیم . وبلاگ از جمله راههای مناسب این کار است . ولی همه میدانند که ارائه وبلاگ ، وقت بسیاری می طلبد . با توجه به زندگی روزمره و مشغله های فراوان به روز کردن وبلاگ نیاز به توجه و صرف وقت زیاد دارد . گردآوری مطلب ، آپلود تصاویر و فایل، پاسخگویی به مخاطبان از جمله این امورات زمان بر است. به اینها اضافه کنید هزینه ای که بایت اینترنت و تلفن باید پرداخت ، بدون اینکه این هزینه جبران شود .حتی به اینها اضافه کنید اعتراض خانواده مبنی بر اینکه چرا بیشتر وقتت را پشت کامپیوتر هستی و چرا به درس و مشقت نمی رسی؟! به اینها اضافه کنید گشت و گذار های اینترنتی و به روز بودن در امر موسیقی و یافتن مطالب نو تازه .

در هر صورت همانطور که گفته شد عامل اصلی این کار عشق است و همراهی شما . ما با این نیرو  هنوز که هنوز است دست از وبلاگ نویسی برنداشته ایم. تا اینکه بعدها خدا چه خواهد .

 

6- ... و اما سخن پایانی

سخن آخر اینکه تلاش من و جناب آقای معتمد بر این است که این وبلاگ دارای کیفیت خوبی باشد . هر چند قضاوت نهایی با شماست ولی با توجه به مراجعات فراوان و مدام علاقمندان و آمار بازدید کننده ها به نظر می رسد آواز در راه جذب مخاطب و اشاعه موسیقی اصیل  موفق بوده است .اگر کمبود وقت و وجود مشغله نبود بیشتر از اینها میشد فعالیت کرد ولی همین مقدار هم مغتنم و مفید است. این وبلاگ دست یاری به سوی همه شما دوستان دراز می کند و همانطور که قبلا هم اشاره ای شد ، افرادی که می توانند و دست در قلم دارند ، نوشته های خودشان را ارسال کنند. باب این وبلاگ به روی همه توانمندان عرصه موسیقی ایرانی باز است.

در پایان اینکه  اینکه ما عاشقانه در این راه وارد شده ایم و عاشقانه گام برمیداریم و شوری وصف ناپذیر ازموسیقی ایرانی در نهاد داریم وبوته سودای ما شعله ور از نوای آوای ایرانی است و مدام چنین است .


عشــــق شـــــوري در نــهاد ما نهاد     جان ما در بوتــــــــــه ســــــودا نهاد

 گفـــتگويــــي در نــهاد ما فــــکند        جســــــتجويي در درون مـــــــا نهاد

داســـــتان دلبـــــــران آغـــــــاز کرد      آرزويــــــــــي در دل شيــــــــدا نهاد

رمــــزي از اســرار باده کشــف کـرد      راز مســــتان جمــــله بر صحـرا نهاد

قصّـــــه خـــــوبان به نوعي باز گفت     کاتشــي در پيـــــر و در برنــــــا نهاد

از خمستان جرعه اي بر خاک ريخت     جنبشـــــــي در آدم و حـــــــوا نهاد

عقل مجـــنون در کــــف ليلي سپرد     جان وامــــــق در لـــب عـــــذرا نهاد

دمبـــدم در هــــر لباســـي رخ نمود     لحــــظه لحـــظه جاي ديگـــر پا نهاد

چون نبـــود او را معـــيّن خــــانه اي     هر کـــجا جـــا ديد، رخـــت آنجا نهاد

بر مثال خويشتـــن حرفي نــــوشت      نام آن حــــــــرف آدم و حــــــوا نهاد

حســـــن را بر ديـــدۀ خود جلوه داد      منتـــي بر عاشـــــــق شيــــدا نهاد

هم به چشـــم خود جمال خود بديد      تهمتــــــي بر چشـــــم نابينــــا نهاد

يک کرشــمه کـــرد با خود، آنچنانک:     فتنـــه اي در پيـــر و در بـــــــرنا نهاد

کـــام فرهــــاد و مــــــراد مـــا همه      در لـــب شـــيرين شـــــکر خــا نهاد

بهـــــر آشــــــوب دل ســـــــودائيان     خــــال فتنـــه بـــــــر رخ زيبـــــا نهاد

وز پــــي بـــــــرگ و نــــــواي بلبلان     رنـــگ و بــــويـــــي در گل رعـنا نهاد

فتنــه اي انگيـــخت شــوري در فکند     در ســـرا و شـــهر ما چــــون پا نهاد

تا تــــماشـــاي وصــــال خـــــود کند     نــــور خـــــدا در ديـــــده بينـــــا نهاد

تـــا کـــمال عــــلم او ظـــاهر شـــود    ايــــن همـــه اســـرار بر صحــرا نهاد

شــــور و غـــوغايي بــر آمد از جهان    حســـن او چــون دست در يغما نهاد

 

نگرشی  به دو برنامه موسیقی و ذکر یک نکته

دو برنامه اصلی تلویزیون در خصوص موسیقی اصیل ایرانی ،  آوای ایرانی و با کاروان شعر و موسیقی نام دارند . آوای ایرانی به تهیه کنندگی محمدرضا جعفری دوشنبه  شب ها ازکانال 4 تلویزیون پخش میشود و به طور کلی بر دو قسمت است . قسمت اول برنامه ، اجرایی است از یکی از برنامه های قدما و بخصوص گلها که طی آن به گوشه ها و نوازندگی موسیقی آن به صورت زیر نویس اشاره میشود . در قسمت دوم برنامه ، به زندگینامه و آثار یکی از مفاخر بزرگ موسیقی ایران پرداخته  میشود و در آن معمولا از سخنان داریوش پیرنیاکان(نوازنده تار و سه تارو استاد دانشگاه تهران ) و دکتر شاهین فرهت(موسیقی دان و استاد دانشگاه) بهره گیری میشود . این برنامه دارای نکاث مثبت  زیادی است و البته دارای ایراداتی نیز میباشد. با توجه به وضعیت وااسفای موسیقی ملی ایران در تلویزیون ، وجود این برنامه نسبتا تخصصی ، غنیمتی است و باید برای همین اندک نیز شکر گذار بود . خدا را شکر که شکل  و شمایلی هر چند نامانوس از سازها نیز نمایش داده میشود که این هم جای تقدیر دارد .

 ولی ریتم کند ، عدم تنوع برنامه و همچنین عدم بهره گیری از سایر اساتیدعرصه موسیقی در شرح و تفسیر بیوگرافی مفاخر موسیقی از مواردی  است که  مورد توجه قرار نگرفته است . نکته دیگر اینکه این برنامه از شبکه ای پخش میشود که در بین شبکه ها ، از کمترین مخاطب برخوردار است  و به احتمال فراوان غیر از اهالی موسیقی ، مردم عادی و بخصوص جوانان این برنامه را نمی بینند و حتی از وجود آن نیز بی خبر هستند .

.. واما اینجا قصد بر آن است که به  دو نکته اساسی در خصوص این برنامه به آن اشاره شود .

 

1- آوای ایرانی مقهور مناسبتها

 به سبب روز شمار در چند هفته اخیر مناسبتهایی در سه شنبه روزها برخورد کرد . به همین دلیل بر اساس سیاستهای دست اندرکاران ،  این برنامه پخش نگردید . مطلب در اینجاست که موسیقی اصیل با اینکه  بنا به عقیده بسیاری که غم انگیز و حزن آور است(هر چند با این عقیده به شدت مخالفم) چرا باید پخش سریالها و بسیاری از برنامه های دیگر که از کلیت شادتری برخوردارند و در آنها موسیقی متن نیز وجود دارد همچنان ادامه یابد اما این برنامه پخش نگردد ؟ مگر جز این است که در اینگونه ایام بایستی از شادی خودداری کرد ، خوب این برنامه که سراسر ریتمی کند و حزن آور دارد .پس علت عدم پخش آن چه میتواند باشد؟  بنابر تقویم در چند سه شنبه اخیر مناسبتهایی بوده است و مشتاقان اندک این برنامه به خاطر تلقی مسئولان ،  از دیدن آن منع شدند .در حالیکه براحتی می شد در این مناسبتها از مایه دشتی و همایون که غم انگیز تر از همه  غم انگیزها هستند ، استفاده کرد  . در هر صورت این نوع نگرش درست نیست .

 

ادامه نوشته

گزارش کنسرت گروه طلوع در همدان

 

گروه موسیقی طلوع متشکل از مهدی مبتقا (آواز) ، آرش کامور(کمانچه ) ، مهدی رستمی (سه تار و شورانگیز) و سپهر حمزه لو (تنبک) طی روزهای ششم و هفتم دیماه سالجاری ، کنسرتی را درمجتمع فرهنگی هنری همدان به اجرا گذاشتند . این افراد تعلیم دیده در محضر بزرگترین اساتید کشور بوده که در انتهای این گزارش مشروحا معرفی گردیده اند . قطعات  اجرا شده در این کنسرت  ، اغلب ساخته و تنظیم شده از سوی آرش کامور و مهدی رستمی بود  که  قسمت اول  شامل طلب در دستگاه نوا ، گیسو به دامان ، ضربی دشتی ، آواز دشتی و تصنیف دشتی با اشعاری از عراقی ؛ خاقانی اخوان ثالث و هوشنگ ابتهاج بود . در قسمت دوم برنامه قطعات روایت ، توکجایی گفتگو  و دشت غمگین در دستگاه ماهور و دو تکنوازی شورانگیز و کمانچه نیز پایان بخش برنامه بود . برنامه ذکر شده دارای کیفیت بسیار عالی  بود که حتی افراد نه چندان مطلع به موسیقی نیز در طی برگزاری کنسرت آنرا حس کردند. نوازندگان بسیار قوی به همراه صدای دلنشین ، زلال و توانای مهدی مبتقا نیز بر وزین شدن هر چه بیشتر کنسرت افزود .

این کنسرت حاصل تلاش اعضای گروه و آموزشگاه موسیقی هزار دستان همدان به مدیریت جواد مرادیان بود که هر از گاهی با فعالیتهای وی کنسرتهای وزینی در شهر همدان با حضور برجستگان کشور برپا میشود .                                                              

درحاشیه برگزاری این کنسرت  باید از  نابسامانی در اجرای یک برنامه ، همزمان با ساعت برگزاری روز اول کنسرت یاد  کرد  که برگزار کنندگان را مجبور به فراخوانی همه خریداران بلیط برای تغییر ساعت برگزاری و  شماره مکان نشستن نمود . همچنین پوسترهای نامناسب تبلیغاتی (رنگ و  طرح ) ، عدم نورپردازی مناسب کنسرت ، صداپردازی نچندان دلچسب (صدای نسبتا بالای نوازندگان و زیرتر بودن صدای خواننده نسبت به سازها به خصوص در اجرای قسمت اول برنامه ) ، بروشور نامناسب توزیع شده(دارای جمله بندی های نادرست و اغلاط املایی و عدم تناسب بیوگرافی اعضا و عدم معرفی کامل برنامه های اجرا شده )،  از جمله نکات قابل تعمق در کنسرت مزبور بود .

 

در زیر دوفایل صوتی مربوط به دو قسمت برنامه یاد شده جهت استفاده علاقمندان برای دانلود قرار داده شده است .و در ادامه  بیوگرافی اجرا کنندگان کنسرت جهت اطلاع بیشتر خوانندگان می آید .

 

ادامه نوشته

اطلاعیه شماره2

ضمن تشکر از همه دلسوزان و همکاران وبلاگ نویس عرصه موسیقی اصیل که پس از انتشار اطلاعیه نخست ، اطلاعات مهمی از محل سکونت ، شماره آی دی اتصال فرد مریض الاحوال به شبکه و ... در اختیار ما قرار دادند بدینوسیله در خواست میشود ، همه دوستداران وبلاگ آواز به خصوص اشخاص متبحر در امور رایانه و شبکه درخواست میشود در شناسایی بیشتر فرد یاد شده هرگونه همکاری لازم را با این وبلاگ بنمایند.

ضمنا وبلاگ آواز یک فقره شکایتنامه ممهور به شورای انفورماتیک شهر محل سکونت فرد مزبور تسلیم مراجع قضایی نموده است و همچنین درصدد است با همکاری سایت میزبان بلاگفا ، با همکاری مدیر و کارشناسان این سایت ، ضمن کنترل بیست و چهار ساعته  قسمت نظرات این وبلاگ و چند وبلاگی که نظرات شخص بیمار به آنجا ارسال میشود ، به محض وصول نظر فرد دون صفت ، اطلاعات جانبی و لازم را کسب و پیگیری نمایند .

وبلاگ آواز عزم  خود را جزم نموده تا حصول به نتیجه  نهایی و شناسایی و انتشار هویت فرد تهی مغز و بیمار مورد نظر و تحویل وی به مراجع انتظامی و قضایی  یک آن تلاش خود را متوقف ننماید .

لازم بذکر است این وبلاگ از پست آتی نگارش مطالب خود راجع به موسیقی اصیل را ادامه خواهد داد .

اطلاعیه

 به اطلاع دوستان وبلاگ نویس و همه خوانندگان وبلاگ میرسانیم که شخص بیمار و دون صفتی در قسمت نظرات وبلاگهای مختلف نظرات نامناسب و الفاظات ناشایستی به اسم نویسندگان وبلاگ آواز منتشر میکند و سعی در ایجاد فتنه و اختلاف دارد که متاسفانه برخی همکاران وبلاگ نویس هم در دام وی افتاده و این نظرات را از سوی نویسندگان وبلاگ آواز قلمداد کرده  و اظهار گله کرده اند .

از همه وبلاگ نویسان  در خواست میشود ضمن عدم توجه به این سخنان ، برای قسمت نظرات خود تایید بگذارند تا اینگونه افرادی که اصالتا دارای شخصیت پوچ  و بی مایه ای هستند دست خالی از وبلاگها برگردند. دوستان وبلاگ نویس بدانند که موثرترین راه مقابله با این اینگونه حرکات گذاردن تایید و عدم توجه به این نظرات است .

بنابراین نویسندگان وبلاگ آواز از این پس و در صورت عدم گذاشتن تایید توسط سایر همکاران وبلاگ نویس  مسئولیت چنین نظراتی را نخواهد پذیرفت .

 ضمنا اطلاعاتی از محل سکونت این شخص دریافت شده است و قطعا توسط پیگیریهای به عمل آمده از سوی مرکز مخابرات و ISPهای شهر مورد نظر میتوان شماره تلفن شخص یاد شده را کشف و تحویل مقامات نیروی انتظامی داد.

تناقض گفتار و رفتار اهالی موسیقی درباره صدا و سیما

بسیاری از اهالی موسیقی از نحوه عملکرد صدا و سیما در نحوه پخش و نمایش آثار موسیقی در طول سالهای گذشته ابراز گله و عدم رضایت کرده اند. در این وبلاگ نیزهر از گاهی  به اظهارات برخی از این افراد که خود دستی در وادی موسیقی داشته وکارشناس این حیطه به حساب می آیند اشاره شده است. ولی آنچه که از رفتار این افراد به چشم میخورد ، تناقض کامل عملکرد آنها با سخنانشان است واین باعث دلسردی و عدم اطمینان خیل جوانان دلشیفته موسیقی است که وقتی می بینند اساتید فن برخلاف نظرات خود عمل میکنند ، از این مجمل حدیث مفصل میخوانند و...

چندی پیش گفتگویی از سالار عقیلی در این وبلاگ خواندید که وی به شدت روش تلویزیون را در چگونگی پخش آثار موسیقی اصیل به انتقاد گرفته بود . اما ایشان با حضور در برنامه های مختلف این رسانه،عملا به نقض گفته خود می پردازد. آخرین آنها حضور وی در برنامه عصر سی ام آذر(روز عید قربان ) بود که وی به همراه نوازنده تار به اجرای زنده برنامه پرداخت . نحوه پخش همین برنامه طبق روش غیرمردمی  رسانه به اصطلاح ملی همانی بود که سالار خان به آن انتقاد کرده بود! یعنی نمایش گاه به گاه  چهره ای بزرگ از صورت خواننده  بهمراه نمایش بیش از حد در و دیوار و شمع و گل و غیره و عدم نمایش نوازنده تار و سازایرانی اش . اینجا این سوال مطرح است که چرا سالار عقیلی متناقض گفتار خود در تلویزیون آن هم به صورت زنده ، برنامه اجرا میکند در صورتی که همراهش را هم نشان نمیدهند ؟ آیا مسایل مادی در بین وجود دارد و یا ...؟

ادامه نوشته

تلویزیون ، طنز چارخونه و اهانت به موسیقی ملی ایران

رسانه به اصطلاح ملی ، با برنامه های بی ارزش

 و سخیف خود به موسیقی ملی اهانت می کند و اصلاح  نشدنی به نظر می آید .تلویزیون نه تنها وضعیت نابسامان نگرش خود به موسیقی اصیل را بهبود نمی بخشد بلکه به اشکال مختلف به این هنر مقدس ایرانی اهانت میکند . نمونه چند ماه پیش آن نشاندن نوازندگان در پشت دیوار وحائلهایی به منظور به گناه نیفتادن بینند گان بود!!  ونمونه این روزهای آن سریال بسیار بیهوده چارخونه است . سیاست تلویزیون مبتنی بر این است که ساز موسیقی اصیل را نشان ندهد . ولی در این مجموعه   ، ساز را نشان میدهند. اما با وضعیتی زشت و توهین آمیز. جواد رضویان دسته چوبی را که در انتهای آن قوطی حلبی خالی  5/4 کیلویی روغن ، بسته شده است ، به عنوان ساز که احتمالا تداعی کننده تار یا سه تار(قطعا گیتار نیست) می باشد را در دست میگیرد و می نوازد. 

   

ادامه نوشته

سایت دل آواز  ، نه در حد انتظار

شرکت فرهنگی هنری دل آواز ، دارای سایتی به آدرسwww.delawaz.irمی باشد که در معرفی خود اینگونه بیان میدارد:

"شرکت فرهنگی هنری دل آواز با هدف حفظ اصالت آوا و نوای ایران زمین و تهیه و تکثیر برنامه های آهنگین مردمخداساز و ارتباط فکری با مردم هنرشناس و همکاری با اساتید موسیقی و معرفی و فراهم کردن برنامه برای هنرمندان جوان با همت استاد شجریان در تاریخ اول اسفندماه پنجاه و شش تاسیس گردید."

سایتی که این شرکت در اختیار علاقمندان گذارده است دارای هفت بخش  اخبار ، آثار ، فعالیت و برنامه ، زندگینامه ، تاریخچه و اهداف ، آرشیو و ارتباط با ما  است  .

به نظر من این سایت دارای نقایصی است و همچنین وضعیت کلی آن برآورده کننده نیازها و تقاضاهای سیل بیشمار علاقمندان موسیقی اصیل و شخص استاد شجریان نمی باشد .

1-        آوردن تنها چهار سطر در زمینه تاریخچه و اهداف قطعا جای سوال دارد و بیانگر دو واژه بزرگ "تاریخچه" و "اهداف" نمی باشد.ارائه  توضیحات تکمیلی و بیان بیشتر موضوع ضروری می نماید.

ادامه نوشته

کنسرتهای استاد شجریان و مرغ سحر

نمیدانم از کی و کجا باب شد که در انتهای هر یک از کنسرتهای استاد بزرگ آواز ایران ، حضار ، خواهان اجرای تصنیف مشهور مرغ سحر شوند و در بیشتر مواقع هم استاد و نوازندگان،  برای خاطر مردم ، آنرا اجرا نمایند. به نظر می رسد نیاز باشد این موضوع از زاویه ای که در این مبحث به آن اشاره خواهد شد به آن پرداخته شود.

به نظر من ، درخواست تماشاگران همه  کنسرتهای استاد شجریان مبنی بر اجرای این تصنیف هم خوب است و هم نامناسب . خوب از آن جهت که مردم خواهان هستند که از دریچه این تصنیف هم تجدید خاطره ای از قدما و سازندگان اثر کنند و هم لذتی که از این تصنیف را می برند با صدای شجریان دو چندان کنند. اغلب دوستداران استاد شجریان مایل هستند تصانیفی که در دل بسیاری از مردم محبوبیت دارد با صدای این هنرمند بشنوند. نکته فنی تر اینکه خواهان هستند نوازندگانی که با استاد مشغول اجرای کنسرت هستند ، آهنگ این اثر را بنوازند . علاوه بر آن مشتاقان استاد با این درخواست عشق و علاقه خود را به استاد و گروهش و این تصنیف نشان میدهند و یکصدایی جمعیت باعث ایجاد فضای یکدلی و موسیقیایی می شود . مساله دیگر این است که مردم میخواهند از زبان این تصنیف برخی مسائل ناگفته ای را که در جامعه وجود دارد بیان کنند .

ادامه نوشته

ادامه انتقاد اهالی موسیقی به خط مشی تلویزیون

در ادامه انتقاد اهالی موسیقی از نحوه عملکرد ناثواب تلویزیون ، کیوان ساکت و محمد سریر نیز به شیوه ای که تلویزیون در خصوص تولید آثار موسیقی و نحوه پخش آنها در پیش گرفته است  معترض شدند . کیوان ساکت ، آهنگساز و نوازنده ارزنده تار و سه تار کشور با بیان  اینکه سازمان صدا و سیما هم در تولید برنامه و هم در پخش آثار موسیقایی نیاز به یک خانه تکانی اساسی دارد و مدیران و متولیان موسیقی در این رسانه باید اطلاع کافی از موسیقی ملی،ارزشها و ظرفیتهای این هنر داشته باشند در خصوص کیفیت آثار موسیقایی تولید شده در صدا و سیما به خبرنگار مهر گفت : همانطور که می دانیم سه نهاد متولی موسیقی درکشوروجود دارد که در راس آنها وزارت ارشاد صدور مجوزها را به عهده دارد و مرکز موسیقی صدا و سیما به عنوان دومین نهاد بیشترین تاثیر شنیداری و دیداری را بر ارتقاء و یا تنزل سطح فرهنگی مردم دارد ولی متاسفانه از این پتانسیل به نحو مطلوب بهره برداری نشده است .

ساکت  ادامه داد : خوشبختانه ذوق، سلیقه هنری و قدرت انتخاب مردم نسبت به گذشته ارتقا پیدا کرده است و درعین حال مسئولان نتوانستند همگام با مخاطب در حوزه انتخاب آثار و چگونگی عرضه آنها به مخاطب پیشرفت چشم گیری داشته باشند و به نظر من با یک تحول اساسی در صدا و سیما می توان کسانی را به عنوان متولی این هنر در صدا و سیما برگزید که دلسوز این هنر باشند نه اینکه با تولیدات ناقص و ناپخته ریشه به تیشه این هنر بزنند.

ادامه نوشته

انتقاد شدید سالار عقیلی از تلویزیون

"وقتی در تلویزیون ساز را پخش نمی‌کنند و جوان نمی‌بیند، از کجا علاقمند بشود! خب حالا شما ماهواره را روشن کنید، هر روز ارگ، جاز و ترومپت، چه می‌دانم، اینها را هر روز می‌بینید."

این بخشی از سخنان سالار عقیلی خواننده موسیقی ملی ایران است که در مصاحبه شبکه تلویزیونی دویچه وله آلمان بیان کرده است .

ادامه نوشته