هنر آواز خوانی شجریان ، شعرجواهری در دست او
براي درك و شناخت آواز استاد محمدرضا شجريان، مرور آثار گذشتگان ضروري به نظرمیرسد. در اين مرور ميتوان موقعيت و كاركر د آواز را تبيين كرد و بر اساس آن جايگاه و هنر آوازخواني ايشان را به نظاره نشست. استناد ما به آثار گذشته، متكي به اواخر عهد قاجار و زماني است كه اولين ضبطهاي موسيقي شكل گرفته است. با بررسي آثار موجو د نقاط قوت و همچنين نقاط ضعف متعددي را ميتوان بازشناخت. با همه اينها، نقاط قوت آثار بيشتر مشهود است. زيرا اين آثار مجمل، مختصر و كوتاه است. طبيعي است وقتي كوتاه و گزيده سخن بگوييم، معايب كمتر مشخص ميشود. به عبارتي اگر خواننده دو – سه بيت، يعني دو – سه گوشه بخواند، راحتتر و مناسب تر امكانات صداي خود را به نمايش مي گذارد. اين رويكرد امكانات ناگفته صدا را پنهان نگاه مي دارد. حال اگر خواننده اي قرار باشد د هها آواز بخواند و در يك مدت زمان
طولاني گوشه ها و نغمه هاي مختلفي را بيان كند، كار قدري مشكل ميشود. به خصوص اگر اين آوازها شبيه هم نبوده و هر كدام تكرار ديگري نباشد. در قضاوت و بررسي آثار گذشتگان با توانايي حنجره و صدا، تنوع تحرير، تسلسل تحرير و اوج خواني پرقدرت مواجهيم. اما در تلفيق شعر و موسيقي و حتي در انتخاب شعر مناسب با مشكل روبه رو مي شويم. مشكلي كه به نظرميرسد خوانندگان در گذشته چندان به اين وجه عنايت نداشته اند يا كم توجه بوده اند. اين رويه تا زمان تاسيس راديو ادامه دارد. در راديو اما موار د ديگري بروز مي نمايد. خوانندگاني در اين رسانه امكان بروز و نمود مي یابند كه در نبود اين سيستم قادر نبودند آواز خود را عرضه كنند و مجال نمود پيدا كنند. مفهوم صحيحتر اين عبارت اين است كه تا قبل از راديو تنها كساني امكان ارايه آواز داشتند كه به اصطلاح صداي شش دانگ داشتند، در غير اين صورت خواننده يا بايد تصنيف خوان ميشد و يا معلم آواز. در راديو طيفهاي مختلفي به اجراي آواز مي پردازند. در اين ميان بنان به لحاظ نوگرايي هاي خود و تلفيق مناسب شعر و موسيقي، تحرير و جمله بندي يك استثناست كه باعث تحول آواز در آن دوران مي شود. در اغلب خوانندگان را ديو و برنامه گلها نوعي يكنواختي و تكرار به چشم مي خورد، ابداع و خلاقيت در آنها راهي ندارد و كارها از هم متمايز نيستند.از مجموع شرايط پيش گفته، استاد شجريان يك نقطه عطف است. در زمان او امكانات متعددي موجود بوده است. او تحت تاثير بزرگاني چون ظلي، قوامي، بنان و به خصوص طاهرزاده قرار دارد. يك سير و مسير مشخص در آواز ايشان وجود دارد. به دليل جويايي و پويايي و طلبگي در آواز، تمام امتيازات خوانندگان خوب گذشته را فرا گرفته است. وقتي آواز او به حدي از كمال ميرسد كه شيوه شخصي اش را بيان كند، تنوع شگرفي را مشاهده ميكنيد. مثلا اگر دو بار ماهور خوانده(سر عشق و شب وصل) با تفاوتهاي بنيادين در ساختار و لحن آواز مواجه مي شويد. انتخاب مناسب شعر وجه ديگر هنر ايشان است. گاه به نظر ميرسد شاعر، شعر را براي اين آواز سروده است. تلفيق شعر، موسيقي، تنوع ادوات تحرير و جمله بندي تحريرها ويژگي ديگر اين استاد آواز است. نكته ديگر عنايت ويژه به بم خواني است. بم خواني فقط خواندن در محدوده بم صدا نيست، بلكه قواعد ويژه خود را دارد. مجموعه اين عوامل آواز ايشان را متمايز ساخته است. به اعتقاد خودشان دستمايه يك خواننده، شعر است. خواننده بايد بداند چگونه شعر را به بهترين وجه بيان كند. در حقيقت خواننده جواهرسازي است كه بايد بداند يك در و گوهر را چگونه پرداخت كند تا به صورت نگين قابل ارايه باشد تا چشمها را خيره كند.