شجریان،شاملو ،شاهکاری به نام رباعیات خیام
رباعیات خیام یکی از اثرات بیاد ماندنی استاد شجریان است که با همکاری شاعر و گوینده بزرگ کشورمان احمد شاملو آفریده شده.رباعیات خیام که خود زیبایی خاصی دارد با صدای استاد شجریان و احمد شاملو یکی از محشرهای موسیقی سنتی را در این اثر خلق کرده.لازم است بدانید این تنها آلبومی است که احمد شاملو با یک خواننده در یک کاست همکاری داشته.ارزش هر شعر را میتوان از مضمون،معنی و پربار بودن آن فهمید و ارزش هر خواننده را از تسلط،تن صدا،تحریر ها و...درک کرد که آثار خیام و شجریان هر دو از این جهت شاهکار و گنجینه کشورمان میباشد.این اثر شامل 30 آهنگ میباشد که 5 آهنگ از آن با صدای استاد شجریان و شاملو میباشد که شما میتوانید این 5 قسمت را دانلود کنید.در ضمن امکان گوش دادن این 5 اثر هم برای علاقه مندان محیا میباشد.اما قبل ازمشاهده شعرها چند خطی درباره زندگی احمد شاملو و چند خطی هم درباره زندگی خیام شیرازی را میتوانید مطالعه کنید.
.....................................................................
حکیم عمر خیام نیشابوری

یکی از بزرگترین دانشمندان ایرانی و رباعی سرایان و از مفاخر ملی ما ایرانیان است.
زادگاهش نیشابور و روزگار زندگانی اش قرن پنجم و دهه های نخستین سده ششم هجری بوده است
نامش عمر و کنیه اش ابوالفتح و لقبش غیاث الدین و نام پدرش ابراهیم بود
خیام در وصف خود چنین گفته است:
هر چند که رنگ و بوی زیباست مرا / چون لاله رخ و چو سر و بالاست مرا
معلوم نشد که در طرب خانه خاک / نقا ش ازل بهر چه آراست مرا
خیام به همه فنون و معلومات معمول زمان خود تسلط داشته و در فلسفه و ریاضیات و نجوم تخصص داشت. در حکمت او را تالی ابوعلی سینا میخوانند و در ریاضیات و احکام نجوم هم سرآمد فضلایش برمیشمردند.خیام اگر چه در درجه اول علم و فضل بوده است ، عامه مردم او را به سبب رباعیات فلسفی و زیبایی که سروده ، میشناسند
.....................................................................
احمد شاملو

احمد شاملو در سال 1304 هجري شمسي در تهران به دنيا آمد پدرش حيدرنام داشت و افسر ژاندارمری بود و مادرش كوكب عراقي از قفقازيهايي بود كه انقلاب بلشويكي 1917 روسيه، خانوادهاش را به ايران كوچانده بود.پدر شاملو به دليل طبيعت حرفهاي، با خانودهاش دور از شهر و ديار خود و در شهرهاي دور افتاده و نقاط مرزي به سر ميبرد و به اين سبب كودكي احمد شاملو در شهرهاي رشت، سميرم، اصفهان، آباده، شيراز و خاش سپري شد.
وي تحصيلات ابتدايي را در شهرهاي خاش، زاهدان، مشهد گذراند و براي طي دوره متوسطه به تهران آمد و در دبيرستان ايرانشهر ثبت نام كرد و تا سال سوم در اين دبيرستان درس خواند.
شاملو از ابتداي جواني و شايد تحت تأثير شرايط محيط، علاقه وافر به «آلماني»ها ابراز ميكرد و اين شوق تا آن حد بود كه براي تحصيل در دبيرستان صنعتي تهران (كه استادان آلماني در آن حضور داشتند) كلاس سوم دبيرستان را رها كرد و در كلاس اول دبيرستان صنعتي ثبتنام كرد.
وي در سال 1325 و پس از بازگشت به تهران)پس از پشت سر گذاشتن حوادث زیادی همچون زندان رفتن به علت فعالیت سیاسی) در حالي كه هنوز سال چهارم دبيرستان را تمام نكرده بود براي هميشه درس و مدرسه را كنار گذارد.شاملو در سال 1326 در سن 23 سالگي ازدواج كرد. همسرش اشرف اسلاميه نام داشت و از خانواده كازرونيهاي اصفهان بود. شاملو در اين سال نخستين مجموعه شعرش را كه آهنگهاي فراموش شده نام داشت، با سرمايه شخصي به نام ابراهيم ديليمقانيان انتشار داد و آن را به همسرش اشرف تقديم كرد.
احمد شاملو از چند سال پيش مبتلا به بيماري قند بود و بارها براي درمان خود به خارج از كشور سفر كرد. اما معالجات هيچگونه ثمري نداشت. اين بيماري سرانجام شاملو را از پاي درآورد و او در تاريخ چهارم مرداد ماه 1379 در بيمارستان ايرانمهر تهران تسليم مرگ شد.پيكر شاملو در امامزاده طاهركرج به خاك سپرده شد.
.....................................................................
رباعیات خیام
خواننده:شجریان.گوینده:احمد شاملو.موسیقی:فریدون شهبازیان
.....................................................................
»1«
گوش کنید:
احمدشاملو:
چون ابر به نوروز رخ لاله بشست
برخیز و به جام باده کن عزم درست
کاين سبزه که امروز تماشاگــــه تست
فردا همه از خاک تو بر خواه درست
استادشجریان:
ابر آمد و زار بر سر سبزه گریست
بی باده گلرنگ نمی شاید زيست
اين سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزه خــاک ما تماشاگه کیست
.....................................................................
»2«
گوش کنید:
احمدشاملو:
من بی می ناب زيستن نـتـوانم
بی باده کشید بار تن نـتـوانم
من بنده آن دمم که ســاقی گـوید
يک جام دگر بگیر و من نتوانم
استادشجریان:
می نوش که عمر جاودانی این است
خود حاصلت از دور جوانی این است
هنگام گل و مل است و یاران سرمست
خوش باش دمی که زندگانی اينست
.....................................................................
»3«
گوش کنید:
احمدشاملو:
از آمدن و رفتن ما سودی کو
وز تار وجود عمر ما پودی کو
در چنبر چرخ جان چندين پاکان
می سوزد و خاک می شود دودی کو
استادشجریان:
هنگام سپیده دم خـروس سحری
دانی که چرا همی کند نوحـه گری
یعنی که نمودند در آیـینه صبح
کز عمر شبی گذشت و تو بی خبری
.....................................................................
»4«
گوش کنید:
استادشجریان و احمدشاملو:
این قـافـله عـمر عجب می گذرد
دریاب دمی که با طرب می گذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را کـه شب می گذرد
.....................................................................
»5«
گوش کنید:
احمدشاملو:
يـاران بموافقت چو دیــدار کـنید
شاید کــه ز دوست یـاد بسیار کنید
چون باده خوشگوار نوشید به هم
نوبت چو به ما رسد نگون سار کنید
استادشجریان:
ای کاش که جای آرمیدن بودی
يا اين ره دور را رسيدن بودی
کاش از پس صد هزار سال از دل خاک
چون سبزه اميد بر دمیدن بودی
.....................................................................
دوستان گرامی و عزیز متاسفانه بنده به علت زیاد بودن حجم درسها و کمبود وقت تا نیمه دوم خرداد ماه نمیتوانم وبلاگ را آپدیت کنم.امیدوارم در این مدت از مطالب خوب محمد آقا و آرشیو مطالب قبلی این وبلاگ دیدن کرده و استفاده کنید. با درود فراوان مهدی معتمد