شجریان ، سعدی ، سه گاه و چهارگاه
دستگاههای سه گاه و چهار گاه یکی از با شکوه ترین آوازهای موسیقی اصیل ایرانی است که اساتید بسیاری در آنها به اجرای برنامه پرداخته اند و هر یک به سبک و سیاق خود توانسته اند آثار ارزشمندی دراین دستگاهها بر جای بگذارند . نکته ای که در این مقال قصد پرداختن به آن وجود دارد ارتباطی است که میتوان به طنین آوای این دستگاهها و آثار ارزشمند استاد شجریان در آنها و ضلع سوم دیگری به نام غزلیات سعدی اشاره کرد . ویژگی بارزدستگاه سه گاه و چهار گاه این است که بسیاری از حالات آوازهای دیگر را در خود جای داده اند . در برخی موراد غمناکی همایون ، اثرپذیری افشاری ، شادی ماهور و ... را یک جا میتوان در سه گاه و یا چهار گاه دید . همچنین عظمت و جلال منحصر به فردی در این آواهاست که کمتر میتوان آن را در آوازی دیگر دید.
...و اما استفاده از اشعار غزلسرای بی نظیر ایران زمین شیخ اجل سعدی شیرازی در موسیقی اصیل ایرانی ، شوقی زیبا را در دوستداران شعر و ادب پارسی ایجاد میکند . بی گمان سعدی در قله غزلیات عاشقانه و نثر نویسی ادبیات فارسی قرار دارد . چنانکه دروصف روی عاشق چنین میسراید:
مشنو ایدوست که غیر ازتومرایاری هست یا شب و روز بجزفکرتوام کاری هست
اشعار اغراق آمیز او در توصیف ارادت عاشق به معشوق مورد الهام بسیاری دیگر از شاعران از جمله حافظ قرار گرفته است.
سعدی :
بگذار تا مقابل روی تو بگذریم دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم
حافظ :
بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم کز بهر جرعه ای همه محتاج این دریم
سعدی در ابیات فراوانی به طوردلپذیری خشوع مرید رانسبت به مراد میرساند و به بهترین نحو حالات عابد به معبود را بیان میدارد .
اگر مراد تو ای دوست نامرادی ماست مراد خویش دگر باره من نخواهم خواست
از خوانند گانی
که به بهترین نحو حق اشعار زیبای سعدی را ادا کرده است استاد مسلم آواز ایران زمین ، محمد رضا شجریان است . وی در دو اثر جاودانه و تاریخی خود یعنی "دستان" و "در خیال" به یک اجرای افسانه ای و خیال انگیز ،به ترتیب در دو دستگاه چهار گاه و سه گاه می پردازد. کمتر کسی است که این دو اثر را شنیده باشد و تحت تاثیر نوای پرطنین آوازها و یا تصانیف آن قرار نگرفته باشد. استاد شجریان اوج را به گونه ای باور نکردنی در هر دو آلبوم با تسلطی متعالی اجرا میکند که مو بر تن شنونده راست میشود . ادیبان و پارسی شناسان به خوبی به جایگاه والای اشعار سعدی در بین همه شاعران واقفند و استاد شجریان با پی بردن به این جایگاه ، اشعار بسیاری از سعدی را در آلبومهای خود بکار گرفته است. ولی نکته بارز بکار گیری این اشعار در دستگاه چهارگاه ،توسط استاد شجریان نکته مهمی است که نباید از نظرها دور داشت.
در آلبوم زیبای دستان این اشعارسعدی استفاده شده است :
از در درآمدی و من از خود به درشـــــدم گفتی کز این جهان به جهان دگر شدم
گوشم به راه تا که خبر میدهد ز دوست صاحب خبر بیامد و من بیخـــــبر شدم
چون شبنم اوفتــــــاده بدم پیش آفتــــاب مهرم به جان رسید و به عیوق بــرشدم
گفتم ببینمش مگــــــرم درد اشتــــــــیاق ساکن شود بدیدم و مشتاقتر شـــــدم
دستـــــــــم نداد قـــــوت رفتن به پیش یار چندی به پای رفتم وچندی به سر شدم
تا رفتنــــــــش ببینم و گفتنــــــش بشنوم از پای تا به سر همه سمع وبصر شدم
من چشم از او چـــگونه توانم نگاه داشت کاول نظر به دیدن او دیده ور شـــــــدم
بیزارم از وفـــــــــای تو یـک روز و یک زمان مجموع اگر نشستم و خرسند اگرشدم
او را خود التفات نبـــــــــودش به صید من من خویشتن اسیر کمند نظر شـــــــدم
گویند روی سرخ تو سعــــدی چه زرد کرد اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم
سعدی
دوش دورازرویت ای جان جانم ازغم تاب داشت ابرچشمم بررخ ازســـــودای دل ســـیلاب داشت
نز تفکر عقل مسکین پایمال عشــــق شـــــــد نز پریشانی دل شوریده چشـــــمم خواب داشت
نقش نامت کرده دل محـــــــــراب تسبیح وجود تا سحر تسبیح گویان روی در محـــــــراب داشت
دیدهام میجست و گفتندم نبینی روی دوست عاقبت معلوم کردند اندر او سیـماب داشـــــــــت
روزگار عشق خوبان شهد فائــــــــق می نمود بازدانستم که زهر آلوده شهدآلوده زهرناب داشت
سعدی این ره مشکل افتادست دردریای عشق کاول آخر در صــــــبوری اندکـــــی پایاب داشــــت
عقلم بدزد لختی چند اختیــــــــار دانــــــش هوشم ببر زمــــانی تا کی غم زمانه
گر سنگ فتنه بارد فرق منــــــــش سپر کن ور تیر طعنه آید جــــان منش نشانه
گر می به جان دهندت بستان که پیش دانا ز آب حیات بهتر خاک شــــــرابـخانه
آن کوزه بر کفــــــــم نه کب حــــــــیات دارد هم طعم نار دارد هم رنگ نـــــاردانه
صوفی چگونه گـــــــــردد گرد شراب صافی گنجشک را نگنجد عنقا در آشـیانـــه
دیوانگان نترسند از صــــــولت قیـــــــــــامت بشکیبد اسب چوبین ازسیف وتازیانه
صوفی و کنج خلوت سعدی و طرف صحــرا صاحب هنر نگیرد بر بی هنر بهـــانه
در غزل "دوش دور از رویت ..." استاد چهار بیت ابتدایی را در اوج میخواند که نشان دهنده حنجره توانای وی است . آواز این غزل به قدری تاثیر گذار است که شنونده مبهوت از اجرای بی نقص خواننده ، فقط میتواند نوای توانای وی را ستایش کند و بس .
در آلبوم بی نظیر در خیال ، استاد مجددا با استفاده از دستگاه سه گاه از اشعار سعدی بهره میگیرد و آواز و تصانیف زیبایی را اجرا میکند .
خبـــــــــرت خراب تر کرد جــــراحت جدایی
چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی
تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی
چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیایی
بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی
شب و روز در خیالـــــــی و ندانمت کجایی
تو جفای خود بکردی و نــــــه من نمیتوانم
که جفا کنم ولیکن تو نه لایـــــــــق جفایی
چه کنند اگر تحمل نکنند زیر دســــــــــتان تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشاهی
دل خویش را بگفتم چو تو دوست میگرفتم نه عجــــــــــب که خـــــوبرویان بکنند بی وفایی
سخنی که با تودارم به نسیم صبح گــفتم دگری نمی شناسم تو بــــــبر که آشنــــــــایی
من از آن گذشتم ای یار که بشنوم نصیحت برو ای فقـــــــــیه و با ما مفروش پارســایــــــی
در چشم بامدادان به بهشت برگــــــشودن نه چنان لطیف باشـــــــدکه بدوست برگشایی
و در ادامه تصنیف زیبایی با غزل سعدی :
سر آن ندارد امشب که برآیـــــــــد آفتـــــــــابـــی چه خیالها گذر کرد و گذر نکرد خــــوابی
نفس خروس بگرفت که نوبـــــــتی بخــــــــوانـــد همه بلبلان بمردند و نماند جـــز غـرابی
برو ای گدای مسکین و دری دگر طلب کـــــــــــن که هزار بار گفتی و نیامــــــــدت جوابی
دل همچو سنگت ایدوست به آب چشم سعدی عجب است اگر نگردد که بگردد آسیابی
و باز آواز بسیار زیبایی با یک غزل دیگر سعدی در همین آلبوم وجود دارد :
برخیز تا یکسو نهیم این دلـــــق ازرق فام را بر باد قلاشی دهیم این شرک تقوی نام را
هرساعت از نو قبله ای بابت پرستی میرود توحید بر ما عرضه کن تا بشکنیم اصنام را
می با جوانان خوردنت باری تمـــــنا می کند تا کودکان در پی فتند این پیر دردآشام را
غافل مباش ار عاقلی دریاب اگر صــاحبدلی باشد که نتوان یافتن دیگر چنین ایام را
دلبندم آن پیمان گسل منظور چشم آرام دل نی نی دلارامش مخوان کز دل ببرد آرام را
باران اشکم میرود وز ابرم آتش می جــــــهد باپختگان گوی این سخن سوزش نباشد خام را
البته علاوه بر موارد فوق بازهم میتوان در اجراهای دیگر استاد مانند گلهای تازه شماره 97 که شعر زیبای
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم (سعدی)
به کار گرفته شده است آوای دستگاه سه گاه را شنید .
مخلص کلام آنکه استاد شجریان پیوند زیبایی بین غزلیات سعدی و دستگاه سه گاه و چهار گاه برقرار کرده است که به همین خاطر باید برای این نغمه گر آوای ایران زمین جایگاه و احترام ویژه ای قائل بود .